004-152-099-نساء

« Back to Glossary Index
و کسانیکه به الله و پیغمبرش ایمان آوردند و فرقی میان هیچیک از ایشان نگذاشتند به زودی الله مزد ایشان را خواهد داد و الله نسبت به ایشان آمرزنده ای مهربان خواهد بود (در منصب پیغمبری، تمام پیغمبران بطور مساوی پیغام رسان الله هستند و اصول پیغام تمام پیغمبران یکی بوده و هیچ دینداری حق ندارد پیغمبر خودش را بر پیغمبر دیگران برتر بداند، اگر چه پیغمبران از حیث صفات و حالات بشری با هم فرق داشته باشند و یا اگر چه در اخلاق و رفتار در نزد الله بعضی برتر از بعضی دیگر باشند) (۱۵۲)

وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُولَـٰئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا

و کسانى که به خدا و پیامبران او ایمان آورده‌اند و میان هیچ‌یک از آنان فرق نگذاشته‌اند، آنان را به‌زودى پاداششان داده خواهد شد؛ و خدا آمرزنده و رحیم است.

وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ

  • ترجمه فارسی جمله: و کسانى که به خدا و پیامبران او ایمان آورده‌اند
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَالَّذِينَ: «و» حرف عطف است؛ «الَّذِينَ» ضمیر نسبی جمع مؤنث یا مذکر به معنی «کسانی که»؛ در این آیه به مؤمنان اشاره دارد.
    • آمَنُوا: مصدر ماضی فعلی برای جمع مذکر (آنان ایمان آوردند)؛ ریشهٔ عربی «ا م ن» به معنی ایمان داشتن، باور داشتن است.
    • بِاللَّهِ: حرف «بِ» (ـِ) با مفعول برای «به» یا «در [به]»، «اللَّهِ» نام خداوند است؛ حرف جر «بِ» در این‌جا سببی یا رابطه‌ای ایمان را نشان می‌دهد: ایمان به خدا.
    • وَرُسُلِهِ: «و» عطف؛ «رُسُلِ» جمع «رَسول» به معنی فرستادگان یا پیامبران؛ «هِ» ضمیر متصل مَضاف‌الیه به معنی «او» (خدا)؛ «پیامبران او».

وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ

  • ترجمه فارسی جمله: و میان هیچ‌یک از آنان فرق نگذاشته‌اند
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَلَمْ: «و» عطف؛ «لم» نفی‌کنندهٔ فعل ماضی (در عربی کلاسیک) که فعل را منفی می‌کند و همراه با معنی منفی گذشته استفاده می‌شود؛ این‌جا به معنی «و هیچ… نکرده‌اند» است.
    • يُفَرِّقُوا: فعل مضارع مجزوم مورد استفاده با «لم» به صورت مجزوم (معنای منفی گذشته در ترجمه)؛ مصدر ریشه «ف ر ق» به معنی جدا کردن یا فرق گذاشتن؛ «یُفَرِّقُوا» یعنی «فرق نگذارند/فرق گذاشتن»؛ به صورت منفی «لم یُفَرِّقُوا» = «فرق نگذاشته‌اند».
    • بَيْنَ: حرف جر به معنی «میان» یا «بین».
    • أَحَدٍ: «أَحَد» به معنی «هیچ‌کس» یا «یک نفر»؛ در ترکیب منفی با «لم» و «بین» معنای «هیچ‌یک» پیدا می‌کند. به صورت مجرور «أَحَدٍ».
    • مِّنْهُمْ: «مِنْ» حرف جر به معنی «از میان»؛ «هُمْ» ضمیر جمع مذکر به معنی «آنان»؛ ترکیب «أَحَدٍ مِنهُمْ» = «هیچ‌یک از آنها».

أُولَـٰئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ

  • ترجمه فارسی جمله: آنان را به‌زودى پاداششان داده خواهد شد
  • توضیح واژه‌ها:
    • أُولَـٰئِكَ: ضمیر اشاره جمع به معنی «آنان» یا «آنها» برای اشخاص دور؛ اشاره به کسانی که قبلاً ذکر شدند (مؤمنان).
    • سَوْفَ: ظرف زمان یا حرف تاکید آینده به معنی «به‌زودی» یا «قطعا/خواهند»؛ در عربی قرآنی برای نشان دادن وقوع در آینده به کار می‌رود.
    • يُؤْتِيهِمْ: فعل مضارع مبنی برای جمع با ضمیر متصل «ـهم»؛ ریشه «أ ت ى» به معنی اعطا کردن، دادن؛ «یُؤْتی» = «داده می‌شود/خواهد داده شود»؛ «ه» ضمیر مفعولی به معنی «به آنان» = «به ایشان داده خواهد شد».
    • أُجُورَهُمْ: «أُجُور» جمع «ثواب/أَجْر» به معنی پاداش یا مزد؛ «ـهم» ضمیر ملکی یا مضاف‌الیه به معنی «پاداشِ آنان».

وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا

  • ترجمه فارسی جمله: و خدا آمرزنده و مهربان/رحیم است
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَكَانَ: «و» حرف عطف؛ «كَانَ» فعل ماضی از «كان» که در این ترکیب خبری به صورت خبر اسمیه به کار رفته و وضعیت حال یا همیشگی را بیان می‌کند: «و خدا بود/است»؛ در ترجمه‌های فارسی معمولاً به صورت حال «است» ترجمه می‌شود.
    • اللَّهُ: فاعل اسم «كانَ» به صورت نَصب یا رفع بسته به نحو؛ نام خداوند.
    • غَفُورًا: صفت یا حال منصوب از «غَفُور» به معنی بسیار آمرزنده؛ «غَفُور» از ریشه «غ ف ر» به معنی پوشاندن گناه، آمرزش؛ با نشانهٔ تنوین نصب به صورت «غفورًا» به عنوان خبر ثانوی یا حال.
    • رَحِيمًا: صفت دیگری منصوب از «رَحِيم» به معنی رحمت‌دهنده، مهربان؛ ریشه «ر ح م» مربوط به رحم و رحمت؛ با تنوین نصب برای آوردن دو صفت برای خداوند.
Nach oben scrollen