004-140-099-نساء

« Back to Glossary Index
بارها الله در متن کتاب خودش بر شما آیاتی نازل کرده که وقتی شما مؤمنان حقیقی شنیدید که کسانی آیات الله را کفران میکنند یا به مسخره میگیرند با اینگونه اشخاص نه تو که پیغمبر هستی و نه پیروانت منشینید تا از شما رانده شوند و بروند در مطالب غیر قرآن سرگرم شوند اگر شما با آنان بنشینید مانند ایشان میشوید و الله هم دورویان و هم کفران کنندگان را به تمامی در دروزخ جمع خواهد نمود (140)

وَقَد نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنِّ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ ۚ إِنَّكُمْ إِذًا مِثْلُهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا

و در کتاب (قرآن) بر شما نازل شده است که اگر آیات خدا را شنیدید که به آن کفر ورزیده می‌شود و به آن تمسخر می‌کنند، همراهِ ایشان ننشینید تا آن‌که به سخنی غیر از آن روی آورند؛ زیرا در آن صورت شما همچون ایشان خواهید بود. همانا خداوند منافقان و کافران را همه با هم در جهنم گرد می‌آورد.


  1. وَقَد نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ
  • ترجمهٔ فارسی جمله: و (همانا) در کتاب بر شما نازل کرده است
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَقَد: «وَ» حرف عطف است؛ «قَد» در این‌جا تاکید دارد — نشان‌دهندهٔ شدت یا تأکید در خبر (معنای نزدیک به «همانا» یا «واقعاً»).
    • نَزَّلَ: فعل ماضی به معنی «نازل کرد»، معمولاً به معنای فرود آوردن وحی یا کتاب آسمانی.
    • عَلَيْكُمْ: حرف جرّ «عَلَى» با ضمیر جمع «كُمْ» به معنی «بر شما/به شما».
    • فِي: حرف جرّ به معنی «در» یا «در میان».
    • الْكِتَابِ: «کتاب» با حرف تعریف؛ در این سیاق منظور قرآن یا کتاب آسمانی است.
  • نکتهٔ دستوری: «وَقَد نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ» یک جمله خبرية است که بیان می‌کند یک حکم/اطلاع در کتاب وارد شده است.

  1. أَنِّ إِذَا سَمِعْتُم آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا
  • ترجمهٔ فارسی جمله: که اگر شنیدید آیات خدا را که به آن کفر ورزیده می‌شود و به آن تمسخر می‌کنند
  • توضیح واژه‌ها:
    • أَنَّ: حرف مصدریه/حرف مشبّه به «این‌که»، برای معرفی جملهٔ اضافی/خبر.
    • إِذَا: «اگر» شرط زمانی؛ اشاره به زمانی که وقوعی واقع می‌شود.
    • سَمِعْتُمْ: فعل ماضی با ضمیر جمع دوم «شما شنیدید»؛ در فارسی بهتر «اگر شنیدید» (شرط).
    • آيَاتِ: جمع «آية» به معنی نشانه‌ها یا آیات؛ در متن قرآنی به آیات الهی اشاره دارد.
    • اللَّهِ: «خدا» به صورت ملکی، یعنی «آیاتِ خدا».
    • يُكْفَرُ بِهَا: فعل مجهول یا مبنی بر مبالغه شکل‌گرفته‎ـ «يكفَّرُ» در صورت متن به معنی «کفر ورزیده می‌شود نسبت به آن»؛ ساختار «يُكْفَرُ بِـهَا» به معنی «با آن کفر ورزیده می‌شود» یا «انکار می‌گردد». (در عربی معنای دقیق‌تر: «آن را کفر اعلام می‌کنند/انکار می‌کنند»)
    • وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا: «و به آن تمسخر می‌شود»؛ فعل مجهول به معنی اینکه دیگران به آیات تمسخر می‌کنند یا به سخره می‌گیرند.
  • نکتهٔ دستوری: «إِذَا سَمِعْتُمْ…» شرطی است و پس از آن وصفِ حال یا خبری می‌آید که شرط را تبیین می‌کند؛ افعال «يُكْفَرُ» و «يُسْتَهْزَأُ» به صورت مفعولی/مجهولی آمده‌اند تا حالت رفتارِ مردم نسبت به آیات را نشان دهند.

  1. فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ
  • ترجمهٔ فارسی جمله: بنابراین همراهِ ایشان ننشینید تا آن‌که در سخنی دیگر فرو روند
  • توضیح واژه‌ها:
    • فَـ: حرف عطف و سببیت، «پس/بنابراین».
    • لَا تَقْعُدُوا: منفی جزم فعل مضارع مخاطب جمع «شما ننشینید/مدت طولانی همراهشان ننشینید». «تَقْعُدُوا» از «قَعَدَ» به معنی نشستن؛ لام امر/نهی مبنی بر نَهی.
    • مَعَهُمْ: «با ایشان/همراه آنان».
    • حَتَّىٰ: «تا اینکه»؛ حرف موصول یا شرط توقف زمانی.
    • يَخُوضُوا: از مادهٔ خ و ض، «خوض در چیزی» به معنی غوطه‌ور شدن یا پرداختن بدون ملاحظه؛ «یَخوضُوا» فعل مضارع جمع، «آن‌ها وارد شوند/غوطه‌ور شوند».
    • فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ: «در سخنی غیر از آن»؛
      • حَدِيثٍ: «سخن» یا «گفت‌وگو»؛ حرف نکره با اعراب کسرهٔ نصب/جر بحالت…
      • غَيْرِهِ: «سخنی غیر از آن (آیات)» — «غیر» به معنای «غير از»، و ضمیر «هِ» به معنی «آن» (اشاره به آیات مورد بحث).
  • نکتهٔ مفهومی: حکم عملی گفته شده این است که در همان مجلس یا گفتگو بمانید تا وقتی موضوع عوض شود؛ هدف جدا شدن از شرکت در انکار و تمسخر آیات است.

  1. إِنَّكُم إِذًا مِثْلُهُمْ ۗ
  • ترجمهٔ فارسی جمله: زیرا در آن صورت شما مانندِ ایشان خواهید بود.
  • توضیح واژه‌ها:
    • إِنَّكُم: «إِنَّ» حرف تاکید/تبصیر + «كُم» ضمیر مخاطب جمع؛ تأکید بر مخاطب «شما».
    • إِذًا: «در آن صورت/آنگاه»؛ ظرف یا حالتی برای نتیجه.
    • مِثْلُهُمْ: «مانند ایشان»؛ «مِثْلُ» به معنی «همسان، همانند» و «هُمْ» ضمیر جمع ثالث.
  • نکتهٔ بیانی: جمله تأکیدی نتیجهٔ عملی نشستن با آنان را بیان می‌کند — شما با نشستن در مجلسشان بر رفتارشان شریک یا همانند آن‌ها محسوب می‌شوید.

  1. إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا
  • ترجمهٔ فارسی جمله: همانا خداوند منافقان و کافران را همه با هم در جهنم گرد می‌آورد.
  • توضیح واژه‌ها:
    • إِنَّ اللَّهَ: «همانا خداوند» — تأکید و تعیین فاعل جمله.
    • جَامِعُ: اسم فاعل از «جمع» به معنی «گردآورنده، جمع‌کننده».
    • الْمُنَافِقِينَ: جمع «منافق» به مفعول منصوب در این ساختار ادراکی؛ «منافقین» کسانی که ظاهر اسلام دارند اما باطنشان مخالفت است.
    • وَالْكَافِرِينَ: «و کافران»؛ کسانی که به خدا یا آیات ایمانی ندارند یا کفر ورزیده‌اند.
    • فِي جَهَنَّمَ: «در جهنم»؛ «فِي» حرف جر و «جَهَنَّمَ» مکان دخول یا جمع‌آوردن معذبین.
    • جَمِيعًا: «همگی/در مجموع»؛ تأکید بر جمع‌آوردن همهٔ آن‌ها.
  • نکتهٔ مفهومی: خبر غیبی/عقوبتی است که بیان می‌کند نتیجهٔ نهایی رفتار منافقین و کافران گردآوری در عذاب جهنم است؛ این جمله حکم یا خبر از جانب خداوند را تأکید می‌کند.
Nach oben scrollen