004-137-099-نساء

« Back to Glossary Index
به يقين کسانی که ایمان آوردند و پس از آن بی ایمانی نشان دادند و باز ایمان دار، خود را معرفی نمودند و دوباره بی ایمانی نشان دادند و از پس آن بر کفر خود افزودند، قانون الله چنین نیست که برای ایشان چشم پوشی کند و الله ایشان را به هیچ راه راستی هدایت نمی کند (۱۳۷)

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا

همانا کسانی که ایمان آوردند سپس کفر ورزیدند سپس دوباره ایمان آوردند سپس باز کفر ورزیدند و کفرشان افزون شد، هرگز خداوند نباید (نمی‌تواند) آنان را بیامرزد و راهی برای هدایتشان قرار دهد.

جمله به جمله همراه با ترجمهٔ فارسی و توضیح واژه‌ها:

  1. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا
  • ترجمه: همانا کسانی که ایمان آوردند
  • توضیح واژگان:
    • إِنَّ: حرف تأکید و معنا را قاطع و محکم بیان می‌کند؛ معمولا با اسم می‌آید و ترجمهٔ آن در فارسی «همانا/به راستی» است.
    • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر برای انسان‌ها، به معنی «کسانی که».
    • آمَنُوا: فعل ماضی جمع مؤنث یا مذکر (این‌جا جمع مذکر) از ریشهٔ أ م ن به معنی «ایمان آوردن/باور داشتن». در عربی فعل ماضی جمع سوم شخص مذکر‌اند «آمَنُوا» = «ایمان آوردند».

  1. ثُمَّ كَفَرُوا
  • ترجمه: سپس کفر ورزیدند
  • توضیح واژگان:
    • ثُمَّ: حروف عطف زمان و ترتیب، به معنی «سپس/بعد از آن»، نشانگر تتابع یا توالی اتفاقات است.
    • كَفَرُوا: فعل ماضی جمع از ریشهٔ ك ف ر، به معنی «کفر ورزیدن، انکار ایمان، ارتکاب کفر». در متون دینی به معنای داشتن حضرت‌‌نفی شباهت دارد به ترک یا انکار ایمان.

  1. ثُمَّ آمَنُوا
  • ترجمه: سپس ایمان آوردند
  • توضیح واژگان:
    • همان «ثُمَّ» قبلی که دلالت بر توالی دارد.
    • آمَنُوا: مانند قسمت اول، یعنی «ایمان آوردند». نکته اینکه در آیه تکرار ایمان و کفر به صورت رفت و برگشتی آمده که منظور تغییر حالت ایمان و کفر در همان افراد است.

  1. ثُمَّ كَفَرُوا
  • ترجمه: سپس باز کفر ورزیدند
  • توضیح واژگان:
    • همان «ثُمَّ» برای توالی.
    • كَفَرُوا: باز به معنی کفر ورزیدن یا انکار ایمان. تکرار بیانگر استمرار یا تشدید الگوی ناپایداری ایمانی است.

  1. ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا
  • ترجمه: و کفرشان افزون شد
  • توضیح واژگان:
    • ثُمَّ: «سپس/بعد از آن».
    • ازْدَادُوا: فعل ماضی جمع از ریشهٔ ز ي د به معنی «افزودن/زیاد کردن/بیشتر شدن». در قالب متعدی یا لازم می‌تواند به معنی «افزایش یافتن» باشد. در اینجا «ازداد» به معنای «زیاد شد/افزون شد» است.
    • كُفْرًا: مصدر منصوب یا مفعول به صورت «کَفْرًا» به صورت تکمیلی؛ «کفر» به معنی انکار، ارتداد یا خروج از ایمان. حالت نصب نشاندهندهٔ مقدار یا وصف افزایش است: «کفرًا» یعنی کفر به مقدار بیشتری یا شدت بیشتری.

  1. لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ
  • ترجمه: هرگز خداوند نباید (نمی‌تواند) آنان را بیامرزد
  • توضیح واژگان:
    • لَمْ: حرف جزم نفی در گذشته که همراه فعل مضارع به معنی «هرگز … نکرد/نمی‌کند» یا در معنی حکمی منفی به کار می‌رود. در اینجا ساختار معنای «این‌چنین نیست که…» یا «نباید/نمی‌تواند» را می‌رساند.
    • يَكُنِ: فعل مضارع ناقص از كانَ به معنی «باشد». با لام تأکید حکمی «لَـ» همراه شده؛ ساختار «لَمْ يَكُنِ» در این آیه نزدیک به «نبوده است/نخواهد بود/نمی‌باشد» ترجمه می‌شود.
    • اللَّهُ: اسم (مبتدا) به معنی «خدا».
    • لِيَغْفِرَ: «لِـ» حرف لام اختصاص یا لام جواز/اغراض، همراه با فعل مضارع مجزوم یا منصرف که در این‌جا مصدر فعل برای بیان غرض است؛ يَغْفِرَ از ریشهٔ غ ف ر به معنی «بخشش، آمرزش». ساختار «لِيَغْفِرَ لَهُمْ» معمولاً به معنی «تا/برای اینکه خدا آنان را ببخشد» یا در این گونه منفی‌ها حکم نفی این قصد یا امکان را می‌رساند: «خدا را بابت بخشش آنان نیست».
    • لَهُمْ: ضمیر مفعولی جمع، به معنی «به آنان».

توضیح دستوری کوتاه: ترکیب «لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ» در واقع حاکی از نفی امکان یا نفی ارادهٔ آمرزیدن است؛ در متن کلاسیک تفسیری بیان نموده‌اند که بدلیل سلسلهٔ تکرار ایمان و کفر و سپس تثبیت در کفر، آمرزش عمومی برای آنان متصور نیست.


  1. وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا
  • ترجمه: و نه آن‌که راهی به هدایتشان دهد
  • توضیح واژگان:
    • وَ: عاطفه، «و».
    • لَا: نفی.
    • لِيَهْدِيَهُمْ: «لِـ» مثل بخش قبل، و يَهْدِيَهُمْ از ریشهٔ ه د ي به معنی «هدایت کردن»، به صورت فعل مضارع متعلق به نفع یا قصد؛ «تا هدایتشان کند/آنکه هدایتشان دهد».
    • سَبِيلًا: به معنی «راه» یا «طریق»، در حالت منصوب برای بیان مفعول یا کیفیت «راهی»؛ معمولاً در آیات به معنی «هیچ راه هدایت/هیچ طریقی» آمده است.

ترکیب کلّی این دو بخش (لَمْ يَكُنِ … وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا) بدین معناست که نه بخشش از جانب خدا برای آنها متصور است و نه هدایت به طریق راهی برایشان قرار داده می‌شود.

Nach oben scrollen