004-114-099-نساء

« Back to Glossary Index
در بسیاری از زیر گوش گوئیهای مردم، خوبی نیست، مگر زیر گوش گوئیِ کسی که آهسته دستور میدهد به بیچاره ای کمک شود یا کار خوبی انجام گردد یا میان مردم اصلاح شود و هر کس روی بدست آوردن خوشنودیهای الله اینگونه آهسته گوئیها کند در آینده مزد بس بزرگی به او خواهیم داد (۱۱۴)

„لا خَيرَ في كَثيرٍ مِن نَجْواهُم إِلَّا مَن أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَو مَعْرُوفٍ أَو إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ ۚ وَمَن يَفْعَل ذٰلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا“

بسیاری از پنهان‌گفتارهایشان هیچ خیری ندارد، مگر کسی که به صدقه یا کار شایسته یا اصلاح میان مردم دستور دهد؛ و هر کس این کارها را برای رضایت خدا انجام دهد، به زودی پاداش بزرگی به او خواهیم داد.

  1. „لا خَيرَ في كَثيرٍ مِن نَجْواهُم“
  • ترجمه: در بسیاری از پنهان‌گفتارهایشان خیری نیست.
  • توضیح واژه‌ها:
    • لا: نافی، «نه» یا «هیچ».
    • خَيرَ: نیکی، خیر.
    • في: در.
    • كَثيرٍ: بسیار، بسیاری.
    • مِن: از.
    • نَجْواهُم: نجوای آن‌ها، حرف‌های پنهانی و صحبت‌های درگوشی؛ «نجوا» به معنای گفتگو در پنهان و اغلب با نیّت یا اندیشهٔ مشترک است. ضمیر «هم» به «آن‌ها» برمی‌گردد.

  1. „إِلَّا مَن أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَو مَعْرُوفٍ أَو إِصلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ“
  • ترجمه: مگر کسی که به صدقه یا کار شایسته یا اصلاح میان مردم دستور دهد.
  • توضیح واژه‌ها:
    • إِلَّا: جز، مگر.
    • مَن: کسی که، هر که.
    • أَمَرَ: امر کرد، دستور داد، سفارش کرد. فعل ماضی از «أَمَرَ».
    • بِصَدَقَةٍ: به صدقه؛ «صدقه» در زبان عربی هم به معنای انفاق مالی و هم به معنای نیکی است. حرف اضافه «بـِ» نشان‌دهندهٔ موضوع امر است.
    • أَو: یا.
    • مَعْرُوفٍ: معروف؛ کار شایسته، نیکیِ شناخته‌شده و مورد قبول جامعه. می‌تواند به رفتار اخلاقی و کمک به دیگران اشاره کند.
    • إِصلاحٍ: اصلاح؛ برطرف کردن اختلاف یا اصلاح امور میان مردم. در ترکیب «إصلاح بین الناس» یعنی میانجی‌گری، آشتی دادن یا برقرار کردن عدالت و نظم در روابط اجتماعی.
    • بَيْنَ: میان.
    • النَّاسِ: مردم.

  1. „وَمَن يَفْعَل ذٰلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ“
  • ترجمه: و هر کس این کارها را برای جستجوی رضایت خدا انجام دهد.
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَمَن: و هر که.
    • يَفْعَل: انجام دهد، فعل مضارع از «فعل».
    • ذٰلِكَ: آن کارها، اشاره به صدقه، معروف یا اصلاح بین مردم.
    • ابْتِغَاءَ: درخواست، طلبیدن؛ به معنای «به‌خاطرِ»، «به‌منظورِ» (در اینجا طلب رضایت).
    • مَرْضَاتِ: رضایت، خوشنودی؛ از مصدر «رضا». به‌صورت مضاف‌الیه است.
    • اللَّهِ: خدا.

  1. „فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا“
  • ترجمه: پس به‌زودی پاداش بزرگی به او خواهیم داد.
  • توضیح واژه‌ها:
    • فَسَوْفَ: پس به‌زودی؛ «فـ» حرف عطف و «سوف» دلالت بر آینده دارد (قرینهٔ تأکید بر وقوع در آینده).
    • نُؤْتِيهِ: به او خواهیم داد؛ فعل مضارع با نونِ الفاعل جمع اول «نـ»، «واطن» ضمیر «ـه» مفعول به معنای «به او».
    • أَجْرًا: پاداش، جزا؛ اجر در منابع دینی به ثواب و پاداش معنوی یا اخروی اشاره دارد.
    • عَظِيمًا: بزرگ، عظیم. قید که وصفِ اجری را می‌کند.
Nach oben scrollen