004-105-099-نساء

« Back to Glossary Index
ما بسوی تو این کتاب را (قرآن از حیث صد در صد صحیح و لازم بودن کتاب است نه آنکه بصورت کتاب نازل شده باشد) سزاوار بود که فرستادیم تا میان مردم، بوسیله آن، روی آنچه الله به تو نشان داده قضاوت نمائی پس تو مبادا به نفع خیانت کاران با ما چون و چرا کنی (۱۰۵)

إِنّا أَنزَلنا إِلَيكَ الكِتابَ بِالحَقِّ لِتَحكُمَ بَينَ النّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ ۚ وَلا تَكُن لِلخائِنينَ خَصيمًا

ما به درستى کتاب را بر تو نازل کردیم تا میان مردم به آنچه خدا به تو نشان می‌دهد حکم کنی؛ و با خیانت‌کاران خصم مباش


جملهٔ 1 (عربی): إِنّا أَنزَلنا إِلَيكَ الكِتابَ بِالحَقِّ
ترجمهٔ فارسی: ما به درستى کتاب را بر تو نازل کردیم

توضیح و معانی واژه‌ها با گرامر:

  • إِنّا: «إِنَّ» (حرف تأکید) + «نا» ضمیر متصل فاعل به‌شکل «ما»؛ معنی: «ما یقیناً» یا «ما به درستی». نقش نحوی: حرف تأکید متصل به ضمیر فاعل.
  • أَنزَلنا: فعل ماضى مبنى بر الف و نون (صرف اول جمع مکلّم: ما نازل کردیم). ریشه: ن-ز-ل. فاعل ضمیرِ «نا» (ما).
  • إِلَيكَ: حرف جر «إلى» + ضمیرِ متکلم‌الیه «ك» (تو). ظرف مکان یا متمم فعل: «به سوی تو / بر تو».
  • الكِتابَ: اسم معرفه بـ«ال» مفعول به در این جمله (مفعول فعل «أنزلنا»). موقع نصب باً آخر (تنظیم متن عربی کتابَ).
  • بِالحَقِّ: حرف جر «بِـ» + «الحقّ» اسم مجرور؛ حرف «بِـ» در این‌جا به معنی «به» یا «به وسیله» و «حقّ» به معنی «حقیقت، استوار، مطابق واقع». قید یا حال/تأکید بر اینکه نازل کردن همراه با حقیقت بوده است. «بالحقّ» در مقام تاکید بر صفتِ کتاب یا چگونگی نازل شدن (با حقّ، به‌صورت حقیقی و صحیح).

نکات نحوی کلّی:

  • ساختار جمله: إِنَّ + فاعل (نا) + فعل (أنزلنا) + مفعول (الکتاب) + ظرف (إلیک) + قید/حالت با حرف جر (بالحقّ).
  • «إِنّا» به‌شکل تأکیدی جمله را قوی می‌کند: «بی‌تردید ما …».
  • «بالحَقِّ» می‌تواند صفتِ نازل شدن را بیان کند (نحو: حال یا قید سبب).

جملهٔ 2 (عربی): لِتَحكُمَ بَينَ النّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ
ترجمهٔ فارسی: تا میان مردم به آنچه خدا به تو نشان می‌دهد حکم کنی

توضیح و معانی واژه‌ها با گرامر:

  • لِتَحكُمَ: «لام لِـ» (لام غایت/سبب یا لامِ هدف) + فعل مضارع منصوب بخفض فتحة (تَحكُمَ) که بعد از «أنزلنا» جملهٔ مقصد یا غایت را بیان می‌کند: «تا حکم کنی». از ریشه ح-ك-م. ساختن مصدر مؤکد هدف: «لِـ» + فعل مضارع منصوب برای بیان غرض.
  • بَينَ: ظرف مکان یا حرف، «بین» به معنی «در میان». معمولاً اسم مجرور نمی‌آید؟ در ترکیب «بين الناس» «بين» حرف جر و «الناسِ» مضاف‌الیه یا اسم آن به صورت مجرور.
  • النّاسِ: «ناس» به معنی مردم؛ مجرور با «بين» و دارای کسره.
  • بِما: «بِـ» حرف جر + «ما» اسم موصول یا صفت موصولی به معنی «آنچه». «بِما» یعنی «به آنچه / بر اساس آنچه».
  • أَراكَ: «أَرَى» با ضمیر متّصل؟ در اصل فعل «أَرَاكَ» (فعل مضارع بمعنی «تو را نشان می‌دهم / به تو می‌نمایم») یا از ریشه ر-أ-ی به صورت أَرَاكَ = «آنچه را به تو نشان می‌دهم». ترکیب: «ما أَراكَ اللَّهُ» = «آنچه خدا به تو نشان می‌دهد». ساختار: «أرا» + كَ (ضمیر مفعولی مخاطب).
    • نکتهٔ صرفی: «أَرَى» گذشته/مضارع در این‌جا به صورت «أَراکَ» (مضارع مجزوم/مصدری‌شده) در معنی «نشان دهد»؛ در متن‌های قرآنی «أَرَاكَ اللَّهُ» معمولاً معنی «خدا به تو نشان می‌دهد» یا «خدا آن را به تو می‌نماید».
  • اللَّهُ: اسم خدا، فاعلِ فعل «أَراکَ» در این جمله. در ترتیب عربی: بِما أَراكَ اللَّهُ = «به آنچه خدا به تو نشان می‌دهد».

نکات نحوی کلّی:

  • «لِتَحكُمَ…» جمله‌ای است تبعی به‌عنوان غایت (قصد از نزول کتاب). فعل «تَحكُمَ» مضارع منصوب با اینکه لامِ غایت سبب آن است.
  • «بَينَ النّاسِ» متممِ فعل «تحکم» (محل حكم) و «بِما أَراكَ اللَّهُ» قید یا متممِ نحوی (مبنای حکم).
  • «أَراكَ اللَّهُ» عبارتِ وصفی است که «ما» را توضیح می‌دهد: «آنچه خدا به تو نشان می‌دهد».

جملهٔ 3 (عربی): وَلا تَكُن لِلخائِنينَ خَصيمًا
ترجمهٔ فارسی: و با خیانت‌کاران خصم مباش

توضیح و معانی واژه‌ها با گرامر:

  • وَلا: «و» حرف عطف + «لا» ناهی (امری منفی) یا «لا» نفی امر برای نهی مخاطب از کاری. ترکیب «ولا» در این‌جا به معنی «و هرگز نباش» یا «و مَنبَعِ نهی: مبادا». نقش: عطف بر حکم قبلی (تا حکم کنی) و افزودن نهی یا وصیت.
  • تَكُن: فعل مضارع ناقص از ریشه ك-و-ن به معنی «باش». مضارع مجزوم یا منفی با «لا» ناهي که منصوب نمی‌شود بلکه مجزوم می‌شود؟ در این‌جا «لا» ناهیه فعل را مجزوم می‌کند: اما شکل ظاهر «تَكُنْ» در متن قرآنی «تَكُن» به‌صورت مجزوم با حذف نون است؛ در این نوشتار «تَكُن» آمده (قاعدتاً بخش گزاره ساده: «نباش»).
  • لِلخائِنينَ: «لـ» حرف جر + «الخائنين» (مجرور) جمع خائن؛ «برای خیانت‌کاران / نسبت به خیانت‌کاران». ممکن است معنی «نسبت به خیانت‌کاران» یا «با خیانت‌کاران». ساختار: جار و مجرور متمم برای فعل «تكن».
  • خَصيمًا: خبرِ فعل «كُن» به صورت اسم یا حال منصوب (مفعول مطلق حال)؛ «خصیم» به معنی مخالف، مدعی، مبارز حقوقی — در اصطلاح قرآنی: «خصم شدن، به‌عنوان مدعی و دشمن حقوقی». صیغهٔ منصوب «خصیماً» به معنی «خصم مباش».

نکات نحوی کلّی:

  • «ولا تكن» جملهٔ منفیه امری برای نهی پیامبر از رفتار خاصی است.
  • «لِلخائنينَ» مضاف‌الیه یا متمم (بیان نسبت طرف مقابل) و «خَصيمًا» حال یا خبر برای «كن» که حالتِ «خصم» بودن را بیان می‌کند.
  • معناى کلی: از پیامبر خواسته شده که در اجراى حکم و قضاوت، از جانب خیانت‌کاران طرفداری، خصومت یا محاکمهٔ جانبدارانه نکند؛ نباید خود را در مقامِ خصمِ آنان قرار دهد.

Nach oben scrollen