| و شما در طلب کردنِ گروه دشمن برای سرکوبی آنان نباید سستی کنید، اگر شما در این راه زحمتی می بینید آنان نیز به مانند شما درد می بینند ولی شما از الله امید چیزی را دارید که آنان آن امید را ندارند (امید کمک الله و امید رستگاری در دنیا و آخرت) و الله دانائی است با حکمت (104) |
| وَلا تَهِنوا فِي ابتِغاءِ القَومِ ۖ إِن تَكونوا تَألَمونَ فَإِنَّهُم يَألَمونَ كَما تَألَمونَ ۖ وَتَرجونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرجونَ ۗ وَكانَ اللَّهُ عَليمًا حَكيمًا و از طلب قوم، سست و ناتوان نشوید؛ اگر شما رنج میبرید، بیگمان آنان نیز رنج میبرند همانگونه که شما رنج میبرید؛ و شما از خدا آنچه را امیدوارید امید دارید [درحالیکه] آنان امید ندارند؛ و خدا دانا و حکیم است. جملهٔ اول (عربی): وَلا تَهِنوا فِي ابتِغاءِ القَومِ ۖ ترجمهٔ فارسی: و از طلب قوم، سست و ناتوان نشوید. توضیح و معانی واژهها و نحو (گرامر):
نکتهٔ نحوی کلی: «لا تَهِنوا في ابتغاءِ القوم» جملهٔ نهی است که به شکل امری از مخاطبان (پیامبر و مؤمنان) میگوید در طلب چیزی که مربوط به این قوم است سست نشوند. برخی مصححان معنی «ابتغاء القوم» را «در درخواست [کمک] از مردم» یا «در طلب نفع از آن قوم» یا «درملاقات با آن قوم برای [کسب] خیر» دانستهاند؛ با اینحال مصراع کلی معطوف به تلاش، کوشش یا امید به حصول نتیجه نسبت به آن قوم است. جملهٔ دوم (عربی): إِن تَكونوا تَألَمونَ فَإِنَّهُم يَألَمونَ كَما تَألَمونَ ۖ ترجمهٔ فارسی: اگر شما رنج میبرید، بیگمان آنان نیز رنج میبرند همانگونه که شما رنج میبرید. توضیح و معانی واژهها و نحو (گرامر):
نکتهٔ معنایی: ساخت شرط و جواب نشان میدهد که تجربهٔ رنج مؤمنان و کفار مشابه است — هر دو گروه ممکن است رنج بکشند — و این آیه برای مؤمنان تسلّی و هشدار است که رنج تنها مختص ایشان نیست و همچنین برای تشویق بر پایداری است. جملهٔ سوم (عربی): وَتَرجونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرجونَ ۗ ترجمهٔ فارسی: و شما از خدا آنچه را امیدوارید امید دارید [درحالیکه] آنان امید ندارند. توضیح و معانی واژهها و نحو (گرامر):
ترکیب کلّی: «و تَرجونَ مِنَ اللَّهِ ما لا یَرجونَ» یعنی «و شما از خدا آنچه را امید دارید که آنان امید ندارند»؛ تأکید بر فرق امید مؤمنان به وعدهٔ الهی در مقابل بیامیدی مخالفان. نکتهٔ معنایی: تفاوت اصلی میان دو گروه نه در تجربهٔ رنج بلکه در امید به نتایج و آینده است؛ مؤمنان به رحمت و وعدهٔ خدا امیدوارند، در حالی که قوم (کافران) از خدا امید ندارند. جملهٔ چهارم (عربی): وَكانَ اللَّهُ عَليمًا حَكيمًا ترجمهٔ فارسی: و خدا [همواره] دانا و حکیم بود. توضیح و معانی واژهها و نحو (گرامر):
نکتهٔ نحوی/معنایی: عبارت «كان الله عليماً حكيماً» تأکید میکند که خداوند همچنان آگاه و حکیم است؛ پاسخ ضمنی به پرسش چرا مؤمنان رنج میکشند و چرا نتیجه گاهی غیرقابلپیشبینی است — زیرا خداوند عالم و حکیم است و امور را در حکمتِ خود تدبیر میکند. |
004-104-099-نساء
« Back to Glossary Index
