004-104-099-نساء

« Back to Glossary Index
و شما در طلب کردنِ گروه دشمن برای سرکوبی آنان نباید سستی کنید، اگر شما در این راه زحمتی می بینید آنان نیز به مانند شما درد می بینند ولی شما از الله امید چیزی را دارید که آنان آن امید را ندارند (امید کمک الله و امید رستگاری در دنیا و آخرت) و الله دانائی است با حکمت (104)
وَلا تَهِنوا فِي ابتِغاءِ القَومِ ۖ إِن تَكونوا تَألَمونَ فَإِنَّهُم يَألَمونَ كَما تَألَمونَ ۖ وَتَرجونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرجونَ ۗ وَكانَ اللَّهُ عَليمًا حَكيمًا


و از طلب قوم، سست و ناتوان نشوید؛ اگر شما رنج می‌برید، بی‌گمان آنان نیز رنج می‌برند همان‌گونه که شما رنج می‌برید؛ و شما از خدا آنچه را امیدوارید امید دارید [درحالی‌که] آنان امید ندارند؛ و خدا دانا و حکیم است.


جملهٔ اول (عربی): وَلا تَهِنوا فِي ابتِغاءِ القَومِ ۖ

ترجمهٔ فارسی: و از طلب قوم، سست و ناتوان نشوید.

توضیح و معانی واژه‌ها و نحو (گرامر):

  • وَ: حرف عطف؛ «و».
  • لا: نفي (نهی) مطلق برای فعل مضارع؛ «نه»؛ همراه با فعل بعدی «تَهِنوا» نفی می‌کند سست شدن را.
  • تَهِنوا: فعل مضارع منصوب/مجهول؟ در این‌جا فعل اخباری از باب الفاعل است به صورت «تَهِنوا» (مضارع جمع مذکور/محاوره‌ای) با واو جمع مذکر، مصدر آن «هَنِّة/هَنّ» یا مصدر باب فعل «هَنّ»؟ دقیق‌تر: فعل ثلاثی مجرد «هَنّ» به معنای «سست شدن/ضعیف شدن»؛ صیغهٔ مخاطب جمع مذکر «تَهِنوا» به معنای «شما سست نشوید». لا نفی‌کنندهٔ نهی است و فعل مؤکد التزام یا نهی جازم؟ جمله در مفهوم امری/نهی الی یا نهی تحذیری است.
  • فِي: حرف جر، «در».
  • ابتِغاءِ: مصدر باب افتعال به صورت اسمیّه منصوب به عنوان اسم مجرور بعد «في»؟ شکل «ابتغاء» اسم مصدر (مصدر مرکب) به کسر باء و فتحه یا کسره؟ در این جمله به صورت مجرورِ «في ابتغاءِ» با کسر یا فتحه؟ واژه «ابتغاء» به معنای «طلب کردن، جستن»؛ مضافه به «القَوم».
  • القَومِ: مضافٌ إليه مجرور، «قوم» به معنای «مردم/گروه».

نکتهٔ نحوی کلی: «لا تَهِنوا في ابتغاءِ القوم» جملهٔ نهی است که به شکل امری از مخاطبان (پیامبر و مؤمنان) می‌گوید در طلب چیزی که مربوط به این قوم است سست نشوند. برخی مصححان معنی «ابتغاء القوم» را «در درخواست [کمک] از مردم» یا «در طلب نفع از آن قوم» یا «درملاقات با آن قوم برای [کسب] خیر» دانسته‌اند؛ با این‌حال مصراع کلی معطوف به تلاش، کوشش یا امید به حصول نتیجه نسبت به آن قوم است.


جملهٔ دوم (عربی): إِن تَكونوا تَألَمونَ فَإِنَّهُم يَألَمونَ كَما تَألَمونَ ۖ

ترجمهٔ فارسی: اگر شما رنج می‌برید، بی‌گمان آنان نیز رنج می‌برند همان‌گونه که شما رنج می‌برید.

توضیح و معانی واژه‌ها و نحو (گرامر):

  • إِن: حرف شرط جازم یا ناسخ؟ این «إِن» شرطیه هست که مصحوب با جواب شرط احتمالی؛ در زبان قرآن «إن» باعث ابتداء جملهٔ شرطی واقعی می‌شود (شرط ممکن).
  • تَكونوا: فعل مضارع فعلِ «کان» به صورت «تَكونوا» (مخاطب جمع)؛ در ترکیب شرط «إن تَكونوا تَألَمونَ» معنی «اگر شما باشید در حال رنج بردن/اگر شما رنج می‌برید».
  • تَألَمونَ: فعل مضارع معتل یا ثلاثی مبنی از «ألمَ/تألّم» به معنی «درد کشیدن، رنج بردن»؛ صیغهٔ شما جمع مذکر «تألمون». نحو ترکیب: «إن تَكونوا تَألَمونَ» ترکیب دو فعل است که «تَكونوا» در آن به معنی وجود حال یا استمرار حال است، یعنی «اگر شما در حال رنج باشید/اگر شما رنج می‌برید».
  • فَ: حرف عطف نتیجه «پس».
  • إِنَّهُم: «إنَّ» تأکیدیّة (حرف توکید و نصب اسم) و «هم» ضمیر محذوف صفت. ساختار «فَإِنَّهُم يَألَمونَ» یعنی «پس، همانا آنان رنج می‌برند».
  • يَألَمونَ: همان ریشهٔ «ألمَ/تألّم»، فعل مضارع جمع مذکر «آنها رنج می‌برند».
  • كَما: ظرف تشبیه، «چنان‌که».
  • تَألَمونَ: تکرار فعل به صیغهٔ مخاطب برای تأکید تشبیهی: «همان‌گونه که شما رنج می‌برید».

نکتهٔ معنایی: ساخت شرط و جواب نشان می‌دهد که تجربهٔ رنج مؤمنان و کفار مشابه است — هر دو گروه ممکن است رنج بکشند — و این آیه برای مؤمنان تسلّی و هشدار است که رنج تنها مختص ایشان نیست و همچنین برای تشویق بر پایداری است.


جملهٔ سوم (عربی): وَتَرجونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرجونَ ۗ

ترجمهٔ فارسی: و شما از خدا آنچه را امیدوارید امید دارید [درحالی‌که] آنان امید ندارند.

توضیح و معانی واژه‌ها و نحو (گرامر):

  • وَ: حرف عطف.
  • تَرجونَ: فعل مضارع جمع مخاطب «شما امید دارید/انتظار دارید» از مصدر «رجاء/رجا» به معنی «امید داشتن، انتظار داشتن».
  • مِنَ: حرف جر «از».
  • اللَّهِ: مضاف‌الیه مجرور «خدا».
  • ما: اسم موصول/نفی؟ در این‌جا «ما» موصول یا اسم موصول به معنای «آنچه» یا «آن‌چه که»؛ پس «ما لا يَرجونَ» = «آنچه آنان امید ندارند».
  • لا: نفی.
  • يَرجونَ: فعل مضارع جمع سوم «آنها امیدوار نیستند/آنها انتظار ندارند» از ریشه «رجا/یرجو».

ترکیب کلّی: «و تَرجونَ مِنَ اللَّهِ ما لا یَرجونَ» یعنی «و شما از خدا آنچه را امید دارید که آنان امید ندارند»؛ تأکید بر فرق امید مؤمنان به وعدهٔ الهی در مقابل بی‌امیدی مخالفان.

نکتهٔ معنایی: تفاوت اصلی میان دو گروه نه در تجربهٔ رنج بلکه در امید به نتایج و آینده است؛ مؤمنان به رحمت و وعدهٔ خدا امیدوارند، در حالی که قوم (کافران) از خدا امید ندارند.


جملهٔ چهارم (عربی): وَكانَ اللَّهُ عَليمًا حَكيمًا

ترجمهٔ فارسی: و خدا [همواره] دانا و حکیم بود.

توضیح و معانی واژه‌ها و نحو (گرامر):

  • وَ: حرف عطف.
  • كانَ: فعل ماضٍ ناسخ (از افعال ناقص)؛ در اینجا برای اثبات صفات در گذشته‌نما به کار رفته است — در عربی قرآنی، کَانَ ممکن است به معنی استمرار صفات یا وقوع در گذشته نسبی باشد؛ ترجمهٔ متداول «و خدا دانا و حکیم است/بود». در برخی ترجمه‌ها «همان‌گونه که خدا دانا و حکیم است».
  • اللَّهُ: اسم کان مرفوع؛ فاعل «كان».
  • عَليمًا: خبر کان منصوب، صفت از ریشه «علم» به معنی «دانا، آگاه». منصوب به دلیل کان.
  • حَكيمًا: عطف بر خبر اول، نیز منصوب، به معنی «حکیم، خردمند، صاحب حکمتی که کارها را سنجیده انجام می‌دهد».

نکتهٔ نحوی/معنایی: عبارت «كان الله عليماً حكيماً» تأکید می‌کند که خداوند هم‌چنان آگاه و حکیم است؛ پاسخ ضمنی به پرسش چرا مؤمنان رنج می‌کشند و چرا نتیجه گاهی غیرقابل‌پیش‌بینی است — زیرا خداوند عالم و حکیم است و امور را در حکمتِ خود تدبیر می‌کند.


Nach oben scrollen