004-099-099-نساء

« Back to Glossary Index
پس اینان امید است الله از ایشان چشم پوشد و درباره اینگونه اشخاص الله چشم پوش است و آمرزنده (۹۹)

فَأُولٰئِكَ عَسَى اللَّهُ أَن يَعفُوَ عَنهُم ۚ وَكانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفورًا فَأُولٰئِكَ عَسَى اللَّهُ أَن يَعفُوَ عَنهُم ۚ وَكانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفورًا

فَأُولٰئِكَ
پس آنان

  • فَ: حرف عطف و سبب (معنای «پس» یا «پس بنابراین») که جمله را به جملهٔ قبلی وصل می‌کند.
  • أُولٰئِكَ: ضمیر اشاره جمع مُذَکَّر بَعدِ دور به معنای «آنان» یا «آن‌ها». واژه از ریشهٔ أ و ل و ک است و به شکل جمع برای اشاره به گروهی دور از گوینده استفاده می‌شود.

عَسَى اللَّهُ أَن يَعفُوَ عَنهُم
باشد که خدا آنان را ببخشد

  • عَسَى: فعل مضارع ماضی‌گون (فعلٌ ناقص/فعل قَدَر) به معنای «شاید»، «امید است»، «باشد که». در کاربرد نصیب‌شدن یا امیدوار بودن به وقوع چیزی به کار می‌رود. ساختار صرفی: عَسَى فعل ماضٍ ناقص یا فعل رجحان که معمولاً با مصدر یا جملهٔ مؤکد یا «أن» همراه می‌شود.
  • اللَّهُ: فاعل (مرفوع)؛ اسم خداوند. در اینجا معرفهٔ لفظی و منصوب به ابتداء فعل برای تأکید فاعلیت خدا. علامت رفع در متن عربی به صورت ضمهٔ آخر (غیرمشخص در رسم‌الخط بدون حركات) است.
  • أَن: حرف مصدریه (حرف وصل/مصدر ساز) که مصدر یا جملهٔ بعدی را به «عَسَى» وصل می‌کند؛ یعنی «این که».
  • يَعفُوَ: فعل مضارع مبنی‌علیه (مضارع منصوب بعد از «أن» یا مضارع ناسخ؟ در واقع بعد از «أن» فعل مجزوم به شکل منصوب ظاهر می‌شود در نوشتار بدون علامت، اما ساختن معنا: «ببخشد/درگذرد»). از ریشهٔ ع ف و؛ مصدر آن «عَفْو» و فعل آن به معنای «بخشیدن»، «درگذشتن»، «عفو کردن». صورت باب سه‌حرفی «يعفُوَ» به معنای «معاف می‌سازد». از نظر تصریفی مرفوع برای معنای غیرماضوی، بعد از «أن» به صورت منصوب می‌آید (یَعْفُوَ -> یَعفُوَ با ضمه/فتح/کسره بسته به دستور).
  • عَنهُم: حرف جر «عَن» به معنای «دربارهٔ، از سمت، از (گناه)» + ضمیر غایب جمع مذکر «هُمْ» در صورت جر «عنهُم» به معنی «از آنان/در مورد آنان». ترکیب «يعفُوَ عنهم» یعنی «از ایشان درگذرد/آنها را ببخشد».

وَكانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفورًا
و خدا همواره بسیار بخشنده و آمرزگار بوده است

  • وَ: حرف عطف به معنی «و». در اینجا جملهٔ قبلی را به این جمله وصل می‌کند.
  • كانَ: فعل ناسخ ماضٍ است که برای بیانیه حال یا وصف ماضی می‌آید؛ در ترجمه‌های معانی گوناگونی می‌دهد مانند «بود» یا «همواره بوده است». در این آیه ترکیب صفتی بعد از «كان» دو صفته که حال یا اوصاف الهی را بیان می‌کنند.
  • اللَّهُ: فاعل «كان» (مبتدا منصوب یا مرفوع بسته به نقش؛ در نحوهٔ سنتی «كان» یابد أن المبتدأ فيرفع اسم كان و الخبر ينصب خبر كان»). در متن عربی به صورت مرفوع «اللَّهُ» است.
  • عَفُوًّا: خبر اول «كان» به صورت مصدر صفتی یا اسم تفضیل/نعت که از ریشهٔ ع ف و مشتق شده و به معنی «بخشنده/درگذراننده» است؛ حال یا صفت وضعی خدا را نشان می‌دهد؛ به صورت مبالغه یا وصفی که شدت عفو را می‌رساند. نقش نحوی: خبر کان اول. علامت تنوین یاً در رسم‌الخط نشان‌دهندهٔ نصب خبر است.
  • غَفورًا: خبر دوم «كان» (خبر ثانٍ) یا مؤید خبر اول، از ریشهٔ غ ف ر به معنای «بسیار آمرزنده/بخشنده». این نیز خبر کان است و به صورت «مضاف/مؤکد» اوصاف الهی را تکمیل می‌کند. هر دو خبر به صورت منصوبند.

توضیح ترکیبی و معنی کلی جمله‌ها:

  • ترکیب آیه بیان می‌کند که گروهی (فَأُولٰئِكَ) ممکن است مورد عفو و بخشش الهی قرار گیرند (عَسَى اللَّهُ أَن يَعفُوَ عَنهُم)، و سپس تأکید می‌کند که خداوند بخشنده و آمرزنده است (وَكانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفورًا). «عَسَى» مفهوم رجحان و امید به وقوع دارد نه یقین؛ پس معنی کلی: «ممکن است خدا ایشان را ببخشد؛ زیرا خدا بخشنده و آمرزنده است.»
Nach oben scrollen