004-097-099-نساء

« Back to Glossary Index
کسانی را که ماموران مرگ الله جانشان را در حالی میگیرند که غیر فعالانی بودند که به خود ستم کننده اند به اینان میگویند در زمانی که زنده بودید در چه وضعی بودید؟ پاسخ میدهند ما در زمین خود توانائی فعالیت نداشتیم، آن ماموران به ایشان میگویند آیا زمین الله وسيع نبود که شما بتوانید از مکان بد خود به جای دیگر آن هجرت کنید؟ به اینگونه دروغگویان گفته میشود جایگاهشان دوزخ است و آن محل بازگشت بدی برای ایشان است (این ماموران قدرتهائی نادیدنی هستند که با ارواح مردگان سخن میگویند و این مطالب درباره کسانی است که میتوانند فعالیتی برای اصلاح محیط خود و از جمله از طریق مهاجرت انجام دهند ولی روی راحت طلبی و تنبلی و دوری از خطر فعالیتی نمی کنند و به خود ظلم می نمایند و درباره آنانکه حقا ناتوانند آیه بعد را ملاحظه نمائید) (۹۷)

إِنَّ الَّذِينَ تُوفِّيهِمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنتُمْ ۖ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ ۖ قَالُوا أَلَم تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا ۖ فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِيرًا


إِنَّ الَّذِينَ تُوفِّيهِمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ

  • ترجمه فارسی: «همان کسانی که فرشته‌ها جان‌شان را می‌گیرند — در حالی که به خودشان ستم کرده‌اند»
  • توضیح و واژه‌ها:
    • إِنَّ: حرف تأکید و توکید خبری؛ معمولاً معنای «به‌درستی که، یقیناً» دارد و پس از آن اسم منصوب می‌آید.
    • الَّذِينَ: ضمیر موصول به صورت جمع مذکر؛ «کسانی که».
    • تُوفِّيهِمُ: فعل مضارع مبنی بر تعرض با ضمیر مفعولی؛ مصدر از «توْفِيَة» به معنای «گرفتن جان، قبض کردن» است. ساختار: تُوفِّيهِمُ = تُوفَّى + هِم (ضمیر مفعولی). در اینجا به معنای «جان‌شان را می‌گیرند» یا «زمان مرگشان فرا می‌رسد و فرشته‌ها جانشان را قبض می‌کنند».
    • الْمَلَائِكَةُ: اسم همراهه به حالت نکره معرفه به ال؛ «فرشتگان».
    • ظَالِمِي: اسم حال یا نعت منصوب به دلیل «توفیهم»، اما در این آیه ساختار نحوی این‌گونه است که «الَّذِينَ تُوفِّيهِمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ» = «کسانی که فرشتگان جان‌شان را می‌گیرند، در حالی که ظالم به نفس‌های خود بوده‌اند». واژه «ظَالِمِي» از «ظالم» (سابقه «ظلم») است؛ صیغه و معنی: «ظالمان/ستم‌گرایان». در نحو، برخی مفسران «ظَالِمِي» را خبر «إِنَّ» گرفته‌اند و برخی آن را صفت برای «الَّذِينَ» یا حال از «الْمَلَائِكَةُ» دانسته‌اند؛ اما معنی محوری این است که آن افراد به خود ستم کرده‌اند.
    • أَنفُسِهِمْ: مفعول یا متعلق «ظالمی»؛ «نفس‌هایشان/خودشان».

قَالُوا فِيمَ كُنتُمْ

  • ترجمه فارسی: «گفتند: ‹در چه چیزی بودید؟›»
  • توضیح و واژه‌ها:
    • قَالُوا: فعل ماضی جمع مذکر غایب؛ «گفتند».
    • فِيمَ: حرف جر «فی» + اسم استفهام «ماذا/مِمَّ» به صورت «فیم» به معنای «در چه؟» یا «به چه دلیل؟».
    • كُنتُمْ: فعل مضارع ماضی «كان» به صورت گذشته برای «شما»: «شما بودید». این‌جا «فیما كنتم» = «در چه چیزی بودید/چه می‌کردید».

نحو: «قَالُوا» فاعل دارد و «فِيمَ كُنتُمْ» جمله‌ای است تفسیرکننده یا جواب، که «كُنتُمْ» خبر محذوف «فیما» نیست—به‌ترتیب: «فِیمَ كُنتُمْ» شبه‌جمله‌ی ظرفی یا معطوف به جواب سؤال.


قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ

  • ترجمه فارسی: «گفتند: ‹ما در زمین ضعیف و مستضعف بودیم›»
  • توضیح و واژه‌ها:
    • كُنَّا: فعل ماضی «كان» برای «ما»: «ما بودیم».
    • مُسْتَضْعَفِينَ: از ریشۀ «ضعف» با پیشوند استفعال: «مستضعف» به معنای «ضعیف شمرده‌شده، ستم‌دیده، مورد استضعاف قرار گرفته». صورت جمع و منصوب (مفعول خبر «كُنَّا») و مجهول معنایی از «مستضعف».
    • فِي: حرف جر «در».
    • الْأَرْضِ: «زمین»؛ ممکن است به معنای سرزمین‌های محل زندگی یا «سرزمین خدا» باشد؛ در این آیه مقصود سرزمین‌های دنیوی است که آن‌ها در آن ضعیف و ناتوان بوده‌اند.

نحو: «كُنَّا» فعل جامد و «مستضعفین» خبر آن است؛ «فی الارضِ» ظرف مکان.


قَالُوا أَلَم تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا

  • ترجمه فارسی: «(خداوند) گفت: ‹آیا زمین خدا گسترده نبود تا در آن مهاجرت کنید؟›»
  • توضیح و واژه‌ها:
    • أَلَم: أَ + لَمْ = حرف نفی و استفتاح مع‌الاستفهام، «آیا … نه؟»، برای بازخواست.
    • تَكُنْ: فعل مضارع از «کان» به صورت نکره/منفی با «ألم»: «نبود/آیا نبود».
    • أَرْضُ اللَّهِ: «زمین خدا»؛ مفرد معرفه با «ال».
    • وَاسِعَةً: صفت مؤنث یا نکره منصوب برای «أرض»؟ در نحو، «أرضُ اللَّهِ واسِعَةً»؛ «واسعَة» به معنی پهناور، گسترده. در برخی قرائات و تفاسیر، واژه به صیغه مؤنث مطابق «أرض» آمده و منصوب به عنوان خبر یا وصف است.
    • فَتُهَاجِرُوا: حرف عطف فاء + فعل مضارع مجزوم «تُهَاجِرُوا» از «هاجر» به معنی «مهاجرت کنید»؛ این‌جا به صورت امر یا توصیه به هجرت آمده است. صورت «تُهَاجِرُوا» در واقع فعل مضارع متعدی به مجزوم با حذف حرف جزم در ترجمه: معنای «پیش از آن مهاجرت می‌کردید/هجرت می‌کردید» یا «پس چرا مهاجرت نکردید؟».
    • فِيهَا: «در آن» (در زمین).

نحو و معنی: جمله بازخواستی است؛ معنای کلّی: «آیا زمین خدا پهناور نبود تا در آن مهاجرت کنید؟ (پس چرا نرفتید)»


فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ

  • ترجمه فارسی: «پس جایگاه آن‌ها جهنم است»
  • توضیح و واژه‌ها:
    • فَأُولَئِكَ: حرف عطف فاء + «أولئك» به معنی «آن‌ها».
    • مَأْوَاهُمْ: «مأوا/سرپناه» با ضمیر ملکی «هم»؛ منصوب به‌عنوان خبر یا شبه‌جمله: «مأوایشان».
    • جَهَنَّمُ: «جهنم»؛ اسم معرفه فاعل یا خبر، در اینجا خبر مکنه یا خبر «أولئک» ذکر شده است. معنی: «جهنم جایگاهشان است».

نحو: «فأولئک» مبتدا و «مأواهم جهنم» خبر آن است.


وَسَاءَتْ مَصِيرًا

  • ترجمه فارسی: «و چه بد بازگشتی (و چه بد پایانگاهی)»
  • توضیح و واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف «و».
    • سَاءَتْ: فعل ماضی مؤنث مفرد از «سَاءَ»: «بد شد/بسیار بد گشت».
    • مَصِيرًا: مفعول یا حال منصوب از «مَصير» به معنی «بازگشت، پایان، سرانجام». به‌صورت «مَصِيرًا» منصوب، نشان‌دهنده «چه بد بازگشتی است». برخی مفسران آن را به عنوان تأکید بر شدت بدی محل بازگشت گرفته‌اند.

ترکیب معنایی: «و جایی که بازمی‌گردند (سرانجامشان) بسیار بد است.»

Nach oben scrollen