004-095-099-نساء

« Back to Glossary Index
از مؤمنان آنان که از فعالیت در پیشرفت دین باز نشسته اند و عدم فعالیت ایشان به مؤمنان ضرری نمی زند، با کسانیکه در راه الله، با مال و جان خود به جهاد و فعالیت میپردازند، یکسان نیستند، الله آنان را که با مال و جان خود جهاد میکنند، فضیلت بیشتری بر آن غیر فعالان داده، اگر چه به هر دو دسته، چون مؤمن هستند، آن زندگی نیکوتر بهشت را وعده داده، الله جهاد کنندگانِ با مال و جان را، بر غیر فعالان، به مزدی بس بزرگ، برتر خواهد شمرد (۹۵)
لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ۚ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً ۚ وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا

افراد نشسته از مؤمنان (که در میدان تکلیف حضور ندارند) جز ناتوانان عذر‌دار، با مجاهدان در راه خدا که با اموال و جان‌هایشان جهاد می‌کنند برابر نیستند. خداوند مجاهدان را با اموال و جان‌هایشان بر نشسته‌گان یک درجه برتری داده است، و خدا به هر دو دسته وعدهٔ نیکو داده است، و خداوند مجاهدان را بر نشسته‌گان پاداشی بزرگ‌تر داده است.

————————————

لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ
برابر نیستند نشسته‌گان از میان مؤمنان، جز صاحبانِ عذر (ناتوانانِ آسیب‌دیده).

  • معنا و ترکیب واژه‌ها:
    • لا: حرف نفی.
    • يَسْتَوِي: فعل مضارع از ریشهٔ «س و ي» به معنی برابر بودن/یکسان شدن؛ فاعل مؤخر خواهد آمد.
    • الْقاعِدُونَ: اسم فاعل جمع مذکر سالم از «قَعَدَ» به معنی نشسته‌گان/منصرفان از حضور؛ در این‌جا یکی از طرفینِ عدمِ تساوی است.
    • مِنَ الْمُؤْمِنِينَ: جار و مجرور، بیان منشأ و تبعیض (یعنی گروهی از مؤمنان).
    • غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ: «غَيْرُ» بدل یا صفت برای «الْقاعِدُونَ»، با رفع؛ «أُولِي» اسم جمع به معنی صاحبانِ… و مضاف به «الضَّرَرِ» (آسیب/نقص عضو/عذر). مفهوم: این قاعدین مستثنا هستند؛ یعنی غیر از معذورانِ دارای نقص یا آسیب.
  • نکتهٔ نحوی: ساختار جمله نفی مساوات میان دو گروه است، با قید استثنا برای معذوران تا از حکم عدمِ برابری خارج شوند.
  • نکتهٔ تفسیری: آیه قاعدینِ بدون عذر را از قاعدینِ معذور جدا می‌کند و سرزنش را متوجهِ گروهِ توانمندِ ترک‌کنندهٔ تکلیف می‌سازد.

————————————

وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ
و مجاهدان در راهِ خدا، با اموال و جان‌هایشان.

  • معنا و ترکیب:
    • وَ: عطف بر طرفِ دیگرِ مقایسه با «الْقاعِدُونَ».
    • الْمُجَاهِدُونَ: اسم فاعل جمع از «جاهَدَ»؛ پیکارگران/کوشندگان سخت.
    • فِي سَبِيلِ اللَّهِ: قید جهت و غایت؛ در مسیر و هدف الهی.
    • بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ: جار و مجرور با باءِ استعانه/مصاحبت؛ ابزار و سرمایهٔ جهاد: مال و جان.
  • نکتهٔ مفهومی: جهاد هم مالی است هم جانی؛ اختصاص به پیکار نظامی ندارد و هرگونه کوشش فداکارانه در راه خدا را دربر می‌گیرد.

————————————

فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً
خداوند مجاهدان را با اموال و جان‌هایشان بر نشسته‌گان به اندازهٔ یک درجه برتری داد.

  • معنا و ترکیب:
    • فَضَّلَ: فعل ماضی، فاعل «اللَّهُ».
    • الْمُجَاهِدِينَ … عَلَى الْقاعِدِينَ: مفعول و متعلقِ ترجیح.
    • دَرَجَةً: تمییز یا مفعولٌ‌به ثانی برای بیان میزانِ برتری.
  • نکتهٔ بلاغی: ذکر «بأموالهم وأنفسهم» تکرار تأکیدی است تا ارزش کوشش‌های دوگانه را برجسته کند.
  • نکتهٔ مفهومی: «درجةً» در این بخش بیان حداقلِ تفاوت است؛ در ادامه «أجرًا عظیمًا» تفاوت کیفی بزرگ‌تری را نشان می‌دهد.

————————————

وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ
و خداوند به هر دو گروه وعدهٔ نیکو (سرانجامِ نیک/بهشت) داده است.

  • معنا و ترکیب:
    • وَكُلًّا: «كُلًّا» مفعول مقدّم برای «وَعَدَ»، به معنای هر دو دسته (قاعدینِ معذور و مجاهدان، و حتی قاعدینِ غیرمعذور اگر اصل ایمان و کار نیک داشته باشند در حدّ خودشان).
    • وَعَدَ اللَّهُ: فعل و فاعل.
    • الْحُسْنَىٰ: مفعولٌ‌به ثانی یا مفعولِ وعده؛ مؤنثِ افعل تفضیل به عنوان اسمِ نتیجه: نیکوترین پاداش.
  • نکتهٔ اعتدالی: آیه با حفظ برتری مجاهدان، اصل نیک‌فرجامیِ مؤمنانِ قاعد (به‌ویژه معذوران) را نفی نمی‌کند.

————————————

وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا
و خداوند مجاهدان را بر نشسته‌گان به پاداشی بزرگ برتری داد.

  • معنا و ترکیب:
    • وَفَضَّلَ اللَّهُ: تکرار فعل برای تأکید.
    • الْمُجَاهِدِينَ … عَلَى الْقاعِدِينَ: همان نسبت ترجیح.
    • أَجْرًا عَظِيمًا: تمییز/مفعول ثانی بیانگر نوع و اندازهٔ برتری در ساحت پاداش؛ پاداشی بس بزرگ.
  • نکتهٔ بلاغی: مقابلهٔ «درجةً» با «أجرًا عظیمًا» از حدّ کمّی به کیفیتِ عظیم منتقل می‌شود؛ یعنی برتری فقط یک مرتبهٔ رتبی نیست، بلکه در عرصهٔ پاداش اخروی بسیار چشمگیر است.
  • نکتهٔ تربیتی: معیار فضیلت، اقدام و فداکاری در حد توان است؛ عذر شرعی جایگاه را حفظ می‌کند، اما ترکِ بی‌عذر، انسان را از مراتب عالی بازمی‌دارد.

غَيرُ أُولِي الضَّرَرِ

  1. ریشه و ساخت‌شناسی (استمولوژی)
  • عبارت „غَيرُ أُولِي الضَّرَرِ“ ترکیبی است از سه جزء:
    • غَيرُ: صورت نَصب/رفعِ حرفیِ „غَير“ در نقش مضاف یا جزء جمله؛ واژهٔ عربی „غَيْر“ از ریشهٔ ثلاثی غ-ي-ر است که معنای «دیگر، غیر، غیر از» می‌دهد.
    • أُولِي: جمع مؤنث/مذکر واژهٔ „أُولِي“ (اسم مِن أَولى) که از ریشهٔ أ-و-لَ (اول) و به معنای «دارندگانِ، صاحبانِ، کسانی که دارای ویژگی‌ای هستند» می‌آید. در ترکیب‌های عربی «أُولِي + مَفْعول/مَصْدَر/إضافة» معمولاً به معنی „اصحابِ/دارندگانِِ …“ است.
    • الضَّرَرِ: اسم مضاف الیه معرّف با „ال“ از مصدر یا اسم „ضَرَر“ (رَسْمِ ریشهٔ ض-ر-ر) که معنیِ «زیان، ضرر، آزار، خسارت» دارد. به صورت مجرور (با کسرهٔ نهایی) چون مضاف الیه است.
  • ساخت کلی: غَيْرُ + أُولِيِ + الضَّرَرِ = «غیرِ صاحبانِ زیان» یا «غیرِ کسانی که ضرر دارند»؛ در متون فقهی و حقوقی-اسلامی این ترکیب معمولاً به معنای «کسانی که اهلِ ضرر نیستند/کسانی که سببِ زیان نیستند» یا بسته به زمینه «غیرِ اولی الضَّرَر» به عنوان وصف افرادِ واجدِ حق یا استثناء به کار می‌رود.
  • ریشه‌های معنایی:
    • غَيْر (غ-ي-ر): دلالت بر اختلاف/تمایز از چیزی دارد.
    • أَوَّل / أُولَى (أ-و-ل): دلالت بر ابتدائیّت یا داشتنِ منزلت/حقّ.
    • ضَرَر (ض-ر-ر): دلالت بر آسیب/زیان.
  1. معانی مفصل در عربی و زمینه‌های کاربرد
  • معنای لغوی: «غیرِ صاحبانِ ضرر» یا «غیرِ کسانی که ضرر دارند».
  • در متون فقهی و اصولی اسلام: غالباً به عنوان اصطلاحی که در باب مسئولیت، احکامِ قصاص، دیات، یا در مسألهٔ اولویتِ پرداختِ دیه/قِصاص روی می‌آید. عبارت می‌تواند به کار رود برای تعیین اینکه چه کسانی مشمول مسئولیتی، معافیتی یا حقی هستند؛ مثلاً در جمله‌ای نظیر «… إلا غَيرُ أُولِي الضَّرَرِ» ممکن است مقصود «به جز کسانی که خود موجبِ ضرر نیستند» یا «به غیرِ کسانی که زیان می‌بینند» باشد. تفسیر دقیق بستگی به سیاق دارد.
  • در متون اصول حقوقی و معاهدات: ممکن است برای تفکیکِ طرفینی که زیان‌پذیرند یا زیان‌رسان‌اند به کار رود.
  • در متون ادبی/دستور زبان: به ندرت به صورت محاوره‌ای؛ بیشتر ترکیبی اصطلاحی و رسمی است.
  1. نمونه‌های کاربرد در جملات عربی (نمونه‌های فرضی برای نمایش سیاق)
  • «يُعَادِلُ التَّعْويضُ كُلَّ مَنْ هُوَ غَيرُ أُولِي الضَّرَرِ» — «جبران، شامل هر کسی است که غَیرُ اولی الضَّرر است.» (یادآوری: جملهٔ بالا برای نمایش ساخت روشن آورده شده؛ ترجمهٔ دقیق بستگی به متن دارد.)
  • «لا تُحَمَّلُونَ الدِّيْنَ إلَّا غَيرُ أُولِي الضَّرَرِ» — «به غیرِ صاحبانِ زیان (یعنی کسانی که خود زیان‌زننده نیستند) دین محول نمی‌شود.» (مثلاً در متن‌های فقهی می‌تواند اشاره به کسانی باشد که مسئولیت پرداخت ندارند یا بالعکس.)
  1. اطلاعات اتیمولوژیک بیشتر
  • غَيْر: از ریشهٔ ثلاثی غ-ي-ر که در اصل در سامی/عربی با معنای «دیگری» و تفاوت به کار می‌رفته؛ شکل‌های مختلف آن (غَيْر، غَيْرَة، غِير) در گذشتهٔ تاریخی و لهجه‌ها وجود دارد. در عربی کلاسیک به عنوان حرفِ نفی همراه با اسم یا به عنوان اسم مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • أَوَّل / أُولَى: ریشهٔ اَوْل به معنای نخستینی/ابتدا. در شکل «أُولِي» به صورت اسم جمع‌نما که با «أُولِيَ الأمر/الحقّ/المال…» به معنی «دارندگانِ امر/حق/مال» استفاده می‌شود.
  • ضَرَر: از ریشهٔ ض-ر-ر که در متون کهن عربی نیز برای بیان آزار، زیان، ضرردیده‌شدن به کار رفته است؛ مشتقات متعددی چون ضارّ (آزاردهنده)، مَضْرور (مَصْدَر/مفعولِ مبتلای به ضرر) و ضَرَرَات (جمع) دارد.
  1. مترادف‌ها (سینونیم‌ها) و متضادها (آنتونیم‌ها) — در زبان عربی
  • مترادف‌های تقریبی برای بخش‌های ترکیب یا معادل ترکیب بسته به سیاق:
    • برای غَيْر: سِوَى، مَا عَدَا، خَلافَ
    • برای أُولِي الضَّرَرِ (صاحبانِ ضرر): مَتَضَرِّرِين، المُتَضَرِّرُونَ، أَصْحَابُ الضَّرَرِ
    • برای ترکیب کل (تلاش برای یافتن معادل): مَا عَدَا المُتَضَرِّرِينَ، سِوَى أَصْحَابِ الضَّرَرِ
  • متضادها (بسته به معنا):
    • اگر «أُولِي الضَّرَرِ» را «مُتَضَرِّرِينَ / مَتَضَرِّرُونَ» معنی کنیم، متضادِ «غَيرُ أُولِي الضَّرَرِ» می‌تواند «أُولُو الضَّرَرِ» یا «أَصْحَابُ الضَّرَرِ / المُتَضَرِّرُونَ» باشد.
    • اگر منظور «غَيرُ» به معنی «جزءِ غیرِ …» باشد، آنتی‌تزش «مِنْ أُولِي الضَّرَرِ» یا «بَينَ أُولِي الضَّرَرِ» خواهد بود.
  1. نکات تکمیلی و پیشنهادات در خوانش متن
  • تفسیر نهاییِ عبارت کاملاً وابسته به سیاقِ متن (فقهی، حقوقی، بلاغی یا قانونی) است. بدون دیدن جملهٔ کامل یا متنِ اصلی نمی‌توان معنی قطعی و کاربرد دقیق را تعیین کرد.
  • در فقهِ اسلامی، اصطلاحاتی مانند «أُولِي الحَقّ»، «أُولِي الأَمر»، «أُولِي النِّعَم» مرسوم‌اند؛ ترکیب «أُولِي الضَّرَرِ» نیز به همین نحو ساخته شده و معمولاً به گروهی اشاره دارد که از جهت «ضرر» دارای ویژگی‌اند (مثلاً «صاحبانِ زیان» یا «کسانی که زیان می‌بینند»).
  • شکل نگارشی و اعراب در متن اصلی مهم است: «غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ» (با ضمِ غین و کسرهٔ روی آخر) رایج است؛ اما بسته به موقعیت اعراب ممکن است تغییر کند.
Nach oben scrollen