004-088-099-نساء

« Back to Glossary Index
و شما مؤمنان برای چه درباره این دورویان طرد شده دو دسته شده ايد؟ و حال آنکه ایشان را الله، به چیزی سرنگون کرده که برای آن کوشش میکردند، آیا شما میخواهید کسانی را که قانون الله ایشان را به راه کج انداخته به راه راست آورید؟ در حالیکه هر کس را الله به راه کج اندازد، حتی تو که پیغمبر او هستی، برایش راهی صحیح نخواهی یافت (بعضی از مؤمنان کم تجربه تصور میکردند، دورویان طرد شده قابل هدایتند و لذا از آنان شفاعت میکردند و نمی دانستند که آنان راه خود را بصورت دوروئی و ظاهر سازی انتخاب کرده بودند و روی قانون الله لياقت راه راست رفتن را نداشتند مگر راهی که لطمه ای به منفعت های دنیائی نامشروع ایشان نزند و زحمت و خطری هم نداشته باشد) (۸۸)

فَما لَكُم فِي المُنافِقينَ فِئَتَينِ وَاللَّهُ أَركَسَهُم بِما كَسَبوا ۚ أَتُريدونَ أَن تَهدوا مَن أَضَلَّ اللَّهُ ۖ وَمَن يُضلِلِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبيلًا

پس شما را چه شده است که دربارهٔ منافقان دو دسته شده‌اید، در حالی که خدا آنان را به سبب آنچه انجام داده‌اند واژگون کرده است؛ آیا می‌خواهید کسی را هدایت کنید که خدا گمراهش کرده است؟ و هر کس را خدا گمراه کند، هرگز برای او راهی نخواهی یافت.


فَما لَكُم فِي المُنافِقينَ فِئَتَينِ

ترجمه:
پس شما را چه شده است که دربارهٔ منافقان دو دسته شده‌اید؟

توضیح واژه‌ها:

  • فَ: حرف عطف و تفریع؛ دلالت بر نتیجه‌گیری از سخن پیشین دارد.
  • ما: اسم استفهام؛ برای پرسش همراه با شگفتی و انکار.
  • لَكُم: «لِ» حرف جر + «کم» ضمیر جمع؛ یعنی «برای شما».
  • فِي: حرف جر به معنای «در / دربارهٔ».
  • المُنافِقينَ: جمع «منافق»؛ کسانی که در ظاهر ایمان دارند و در باطن کافرند.
  • فِئَتَينِ: تثنیهٔ «فِئَة» به معنای گروه؛ «دو گروه».

وَاللَّهُ أَركَسَهُم بِما كَسَبوا

ترجمه:
و خدا آنان را به سبب آنچه کسب کرده‌اند واژگون کرده است.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • اللَّهُ: اسم جلاله؛ فاعل جمله.
  • أَركَسَهُم: فعل ماضی؛ «أرکس» به معنای برگرداندن، سرنگون کردن، به حالت سقوط بازگرداندن؛ «هم» ضمیر مفعولی به «منافقان» برمی‌گردد.
  • بِما: «بِ» حرف سببیت + «ما» موصوله؛ یعنی «به سبب آنچه».
  • كَسَبوا: فعل ماضی جمع؛ از ریشه «کسب» به معنای به‌دست آوردن و انجام دادن؛ اشاره به اعمال و رفتارشان.

أَتُريدونَ أَن تَهدوا مَن أَضَلَّ اللَّهُ

ترجمه:
آیا می‌خواهید کسی را هدایت کنید که خدا او را گمراه کرده است؟

توضیح واژه‌ها:

  • أَ: همزهٔ استفهام؛ برای پرسش همراه با انکار.
  • تُريدونَ: فعل مضارع جمع؛ «می‌خواهید».
  • أَن: حرف مصدری؛ فعل پس از خود را به صورت مصدر در می‌آورد.
  • تَهدوا: فعل مضارع منصوب؛ از ریشه «هدی» به معنای راهنمایی کردن.
  • مَن: اسم موصول؛ «کسی که».
  • أَضَلَّ: فعل ماضی؛ گمراه کردن.
  • اللَّهُ: فاعل؛ خداوند.

وَمَن يُضلِلِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبيلًا

ترجمه:
و هر کس را خدا گمراه کند، هرگز برای او راهی نخواهی یافت.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • مَن: اسم شرط یا موصول عام؛ هر کس.
  • يُضلِلِ: فعل مضارع مجزوم؛ «گمراه می‌کند».
  • اللَّهُ: فاعل.
  • فَ: حرف تفریع؛ نتیجهٔ شرط.
  • لَن: حرف نفی آینده؛ دلالت بر نفی همیشگی در آینده دارد.
  • تَجِدَ: فعل مضارع منصوب؛ «خواهی یافت».
  • لَهُ: «برای او».
  • سَبيلًا: راه، مسیر، طریق.
Nach oben scrollen