004-072-099-نساء

« Back to Glossary Index
بعضی از شما که از جنگ رفتن خود را عقب میکشند اگر در جنگ به شما مصیبتی برسد میگویند چه نعمتى الله به من رساند که با مؤمنان در جنگ حاضر نشدم (۷۲)
متن کامل عربی:

وَإِنَّ مِنكُم لَمَن لَيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُن مَعَهُمْ شَهِيدًا

ترجمهٔ فارسی:

و بی‌گمان از میان شما کسی هست که قطعاً درنگ می‌کند؛ پس اگر به شما مصیبتی برسد، می‌گوید: قطعاً خدا بر من نعمت داد، آن‌گاه که همراه آنان حاضر نبودم.



وَإِنَّ مِنكُم لَمَن لَيُبَطِّئَنَّ

و به‌راستی از میان شما کسی هست که قطعاً سستی می‌ورزد / درنگ می‌کند.

توضیح گرامر و واژگان:

  • وَ: حرف عطف، برای پیوند دادن جمله به قبل.
  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ اسم را منصوب و خبر را مرفوع می‌کند و معنای تأکید می‌دهد.
  • مِنكُم: جار و مجرور؛ «از میان شما».
  • لَمَن:
    • لَـ: لام تأکید.
    • مَن: اسم موصول به معنای «کسی که».
  • لَيُبَطِّئَنَّ:
    • لَـ: لام تأکید.
    • يُبَطِّئُ: فعل مضارع باب تفعیل، به معنای سستی کردن، کند کردن.
    • نَّ: نون تأکید ثقیله، برای تأکید شدید.
      معنای کلی جمله: تأکید چندلایه بر وجود فردی در میان مخاطبان که عمداً در حرکت یا همراهی سستی می‌کند.


فَإِنْ أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ

پس اگر مصیبتی به شما برسد،

توضیح گرامر و واژگان:

  • فَـ: حرف تفریع، دلالت بر نتیجه یا پیامد.
  • إِنْ: حرف شرط.
  • أَصَابَتْ:
    • فعل ماضی مؤنث، از ریشه «أصاب» به معنای رسیدن یا برخورد کردن.
  • كُم: ضمیر متصل مفعولی، «به شما».
  • مُّصِيبَةٌ: اسم مؤنث، فاعل برای «أصابت»، به معنای بلا، حادثه ناگوار.
    جمله شرطی است و مقدمه‌ای برای پاسخ شرط در جملهٔ بعد.


قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُن مَعَهُمْ شَهِيدًا

می‌گوید: همانا خدا بر من نعمت بخشید، آن‌گاه که با آنان حاضر نبودم.

توضیح گرامر و واژگان:

  • قَالَ: فعل ماضی، «گفت / می‌گوید».
  • قَدْ: حرف تحقیق، برای تأکید وقوع فعل.
  • أَنْعَمَ: فعل ماضی، به معنای نعمت دادن.
  • اللَّهُ: فاعل مرفوع.
  • عَلَيَّ: جار و مجرور، «بر من».
  • إِذْ: ظرف زمان، به معنای «آن‌گاه که».
  • لَمْ: حرف نفی و جزم.
  • أَكُنْ: فعل مضارع مجزوم از «كان»، «نبودم».
  • مَعَهُمْ: جار و مجرور، «با آنان».
  • شَهِيدًا: خبر «كان» به صورت منصوب؛ به معنای حاضر، شاهد.
    معنای کلی: شخصی که از همراهی خودداری کرده، نرسیدن بلا به خود را نعمت الهی می‌پندارد و از عدم حضورش خرسند است.
Nach oben scrollen