004-061-099-نساء

« Back to Glossary Index
و وقتی برای این مردمی که میگویند، مؤمنیم ولی قضاوت سرکشان را می پذیرند گفته شود برای قضاوت بسوی آنچه الله نازل کرده و بسوی راهنمائیهای پیغمبر بیائید، خواهی دید آنانکه دورو هستند و به ظاهر میخواهند هر دو را نگهدارند، از تو بشدت کناره میروند (یعنی همیشه دورویان باطل را برحق ترجیح میدهند) (۶۱)

متن کامل آیه (عربی)

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا

ترجمهٔ فارسی

و هنگامی که به آنان گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر بیایید»، منافقان را می‌بینی که با شدّت از تو روی‌گردان می‌شوند.



جمله‌به‌جمله با توضیح

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا

ترجمه:
و هنگامی که به آنان گفته شود: «بیایید».

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف، برای پیوند جمله با قبل.
  • إِذَا: ظرف زمان برای آینده، معمولاً در معنای «هرگاه / هنگامی که».
  • قِيلَ: فعل ماضی مجهول، سوم شخص مفرد؛ از ریشهٔ «ق و ل»؛ یعنی «گفته شد».
  • لَهُمْ: جار و مجرور؛ «به آنان».
  • تَعَالَوْا: فعل امر، جمع مذکر؛ از ریشهٔ «ع ل و»؛ در اینجا به معنای «بیایید» (دعوت به نزدیک‌شدن و پذیرش).

إِلَىٰ مَا أَنزَلَ اللَّهُ

ترجمه:
به سوی آنچه خدا نازل کرده است.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • إِلَىٰ: حرف جر؛ «به سوی».
  • مَا: اسم موصول؛ «آنچه».
  • أَنزَلَ: فعل ماضی معلوم؛ «نازل کرد».
  • اللَّهُ: فاعلِ فعل «أنزل».
  • ترکیب کلی اشاره به وحی الهی (قرآن و احکام الهی) دارد.

وَإِلَى الرَّسُولِ

ترجمه:
و به سوی پیامبر.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: عطف، نشان‌دهندهٔ هم‌رتبگی با «ما أنزل الله».
  • إِلَى: حرف جر.
  • الرَّسُولِ: اسم مجرور؛ پیامبر، یعنی رسول خدا ﷺ.
  • این بخش بر مرجعیت پیامبر در کنار وحی تأکید می‌کند.

رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ

ترجمه:
منافقان را می‌بینی.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • رَأَيْتَ: فعل ماضی؛ مخاطب مفرد (پیامبر)، از ریشهٔ «ر أ ي»؛ «دیدی / می‌بینی».
  • کاربرد ماضی در اینجا برای بیان حالت قطعی و روشن است.
  • الْمُنَافِقِينَ: مفعول به منصوب، جمع «منافق»؛ کسانی که ظاهرشان ایمان و باطنشان کفر است.

يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا

ترجمه:
که با شدّت از تو روی‌گردان می‌شوند.

توضیح گرامری و واژگانی:

  • يَصُدُّونَ: فعل مضارع، جمع مذکر؛ از ریشهٔ «ص د د»؛ به معنای «بازداشتن، روی‌گردانی کردن».
  • عَنْكَ: جار و مجرور؛ «از تو».
  • صُدُودًا: مصدر منصوب برای تأکید (مفعول مطلق)؛ نشان‌دهندهٔ شدّت و استمرار روی‌گردانی.
  • این ساختار شدت مخالفت و لجاجت منافقان را برجسته می‌کند.
Nach oben scrollen