004-058-099-نساء

« Back to Glossary Index
الله به شما مؤمنان فرمان میدهد آنچه را به امانت گرفته اید در موقعش به صاحبش بسپارید و چون خواستید قضاوت کنید عادلانه قضاوت نمائید الله چه پند های نیکوئی به شما میدهد به يقين الله به طرز عجیبی شنوا و بیناست (۵۸)

متن کامل آیه (یک‌بار):

إِنَّ اللَّهَ يَأمُرُكُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلىٰ أَهلِها وَإِذا حَكَمتُم بَينَ النّاسِ أَن تَحكُموا بِالعَدلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمّا يَعِظُكُم بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَميعًا بَصيرًا

ترجمهٔ فارسی:

بی‌گمان خدا به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانش بازگردانید، و چون میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید. بی‌تردید خدا چه پند نیکویی به شما می‌دهد؛ همانا خدا همواره شنوا و بیناست.


حال جمله‌به‌جمله:


۱. إِنَّ اللَّهَ يَأمُرُكُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلىٰ أَهلِها

ترجمه:

بی‌گمان خدا به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانشان بازگردانید.

توضیح واژه‌ها:

  • إِنَّ
    یعنی: به‌راستی، بی‌گمان، قطعاً
    کارش: تأکید بر جمله؛ خبر را محکم و قطعی می‌کند.
  • اللَّهَ
    «الله» = خداوند متعال.
    با فتحه (اللَّهَ) آمده چون اسم «إنَّ» است و منصوب شده است.
  • يَأمُرُكُم
    از ریشه: أَمَرَ (دستور دادن)

    • يَأمُرُ: او فرمان می‌دهد، صیغهٔ مضارع، سوم شخص مفرد (او – خدا)
    • كُم: ضمیر متصل، یعنی «شما را / به شما»
      معنی مجموع: «به شما فرمان می‌دهد».
  • أَن تُؤَدُّوا
    • أَن: «که»، حرف نصب، فعل بعدش را به صورت منصوب می‌آورد.
    • تُؤَدُّوا: از ریشهٔ أدّى / يُؤدّي (ادا کردن، رساندن، بازگرداندن)
      • صیغه: مضارع، جمع مخاطب (شما)
        معنی: «که (شما) ادا کنید / بازگردانید».
  • الأَماناتِ
    مفردش: «أمانة» (امانت)
    جمع است و با «الـ» معرفه شده: «امانت‌ها».
    منظور از امانت، هم می‌تواند مال و حق مردم باشد، هم هر مسئولیت و منصب و هر چیزی که نزد انسان سپرده می‌شود.
  • إِلىٰ أَهلِها
    • إِلىٰ: به سوی، به
    • أَهلِها: «أهل» یعنی صاحب، اهل، صاحب‌اختیار؛ «ها» ضمیر: آن (امانت)
      یعنی: صاحبان آن‌ها / اهل آن‌ها.
      یعنی امانت‌ها را باید به صاحبان واقعی‌شان برگردانید.

۲. وَإِذا حَكَمتُم بَينَ النّاسِ أَن تَحكُموا بِالعَدلِ

ترجمه:

و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، (خدا فرمان می‌دهد) که به عدالت داوری کنید.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    حرف عطف: «و»، پیونددهندهٔ جملهٔ قبلی و بعدی.
  • إِذا
    یعنی: هنگامی که، هر وقت که
    معمولاً برای زمان آینده یا حالت تکرارشونده می‌آید.
  • حَكَمتُم
    از ریشهٔ حَكَمَ (حکم کردن، داوری کردن)

    • حَكَمْتُم: شما داوری کردید / حکم کردید
      صیغه: ماضی، جمع مخاطب.
      در اینجا با «إذا» معنای «وقتی داوری می‌کنید» (حالت عادی / تکراری) را می‌دهد.
  • بَينَ النّاسِ
    • بَينَ: میان، بین
    • النّاسِ: مردم (با «الـ» یعنی «همهٔ مردم» به صورت عام)
      یعنی: در میان مردم / بین مردم.
  • أَن تَحكُموا
    • أَن: که
    • تَحكُموا: از همان ریشهٔ «حکم»، مضارع، جمع مخاطب: «شما حکم کنید / داوری کنید»
      یعنی: «که داوری کنید».
  • بِالعَدلِ
    • بِـ: با، به
    • العَدلِ: عدالت؛ حق‌گرایی و قرار دادن هر چیز در جای خود.
      معنی: «با عدالت / به عدالت».
      پس کل عبارت: «که به عدالت داوری کنید».

۳. إِنَّ اللَّهَ نِعِمّا يَعِظُكُم بِهِ

ترجمه:

بی‌تردید خدا چه پند نیکویی است که به وسیلهٔ آن شما را اندرز می‌دهد.

(ترجمهٔ روان‌تر: واقعاً خدا چقدر نیکو شما را با این فرمان‌ها نصیحت می‌کند.)

توضیح واژه‌ها:

  • إِنَّ
    همان: بی‌گمان، قطعاً؛ برای تأکید.
  • اللَّهَ
    خداوند، اسم «إنَّ»، در حالت نصب (اللَّهَ).
  • نِعِمّا
    ترکیب خاص: از «نِعْمَ ما»

    • نِعْمَ: چه خوب است، نیکوست (فعل مدح و ستایش)
    • ما: آنچه / چیزی که
      در ترکیب: «نِعِمّا» یعنی «چه نیکو است آنچه…»
      اینجا مفهوم ستایش از چیزی است که خدا با آن نصیحت می‌کند (یعنی همین دستورات).
  • يَعِظُكُم
    از ریشهٔ وَعَظَ (موعظه کردن، نصیحت کردن، پند دادن)

    • يَعِظُ: او پند می‌دهد، موعظه می‌کند
    • كُم: شما را
      یعنی: «شما را نصیحت می‌کند».
  • بِهِ
    • بِـ: به / با / به وسیلهٔ
    • هِ: آن (ضمیر، برمی‌گردد به همین اوامر و دستورها؛ یعنی فرمان به ادای امانت و حکم به عدالت)
      یعنی: «به‌وسیلهٔ آن».
      حاصل: «خدا چه پند نیکویی است که به‌وسیلهٔ آن شما را موعظه می‌کند».

۴. إِنَّ اللَّهَ كانَ سَميعًا بَصيرًا

ترجمه:

همانا خدا همواره شنوا و بیناست.

توضیح واژه‌ها:

  • إِنَّ
    باز هم: بی‌گمان، به‌راستی؛ تأکید.
  • اللَّهَ
    خداوند، اسم «إنَّ».
  • كانَ
    فعل «بودن». در این‌گونه موارد نشان می‌دهد این صفت‌ها همیشه و ازلی برای خدا برقرار بوده و هست؛ یعنی شنوا و بینا بودن خدا دائمی است، نه موقت.
  • سَميعًا
    صفت مشبهه؛ یعنی: بسیار شنوا، کسی که همه چیز را می‌شنود.
    به صورت منصوب آمده، چون خبر «كانَ» است.
  • بَصيرًا
    از ریشهٔ «بَصَرَ» (دیدن)
    یعنی: بینا، بسیار بینا؛ کسی که همه چیز را می‌بیند.
    این هم خبر دوم «كانَ» است، همراه با «سَميعًا».
    معنا: خدا هم همهٔ گفتارها را می‌شنود، هم همهٔ کارها و حالات را می‌بیند؛ پس کوتاهی در امانت و عدالت از او پنهان نمی‌ماند.
Nach oben scrollen