أَلَم تَرَ إِلَى الَّذينَ أوتوا نَصيبًا مِنَ الكِتابِ يُؤمِنونَ بِالجِبتِ وَالطّاغوتِ وَيَقولونَ لِلَّذينَ كَفَروا هٰؤُلاءِ أَهدىٰ مِنَ الَّذينَ آمَنوا سَبيلًا ترجمه:
آیا ننگریستی به کسانی که بهرهای از کتاب (آسمانی) به آنان داده شد، [اما] به جبت و طاغوت ایمان میآورند و به کسانی که کافر شدند میگویند: «اینها از کسانی که ایمان آوردهاند، راهیافتهتر و هدایتیافتهترند»؟
جملهی اول:
«أَلَم تَرَ إِلَى الَّذينَ أوتوا نَصيبًا مِنَ الكِتابِ» «آیا ننگریستی به کسانی که بهرهای از کتاب آسمانی به آنان داده شده است…» توضیح واژهها: - أَلَم
ترکیب «أَ» (همزهی استفهام) + «لم» (حرف نفی و جزم).
معنای آن: «آیا ندیدی؟»
در ظاهر جملهی استفهامی است، اما در عربی قرآنی غالباً برای هشدار، سرزنش یا تعجب میآید؛
یعنی: چرا توجه نکردی؟ یا به این موضوع دقت کن! - تَرَ
فعل مضارع مجزوم از ریشهی «رأى» به معنای «دیدن».
اینجا «دیدن» فقط دیدن با چشم نیست، بلکه به معنای آگاه شدن، توجه کردن و در نظر گرفتن است.
مخاطب در اصل پیامبر است، ولی خطاب، عمومی و برای همهی شنوندگان هم هست. - إِلَى
حرف جر به معنای «به سوی، به، نسبت به».
در اینجا جهت نگاه و توجه را نشان میدهد: به سوی کسانی که…، یعنی: به حال این گروه توجه کن. - الَّذينَ
اسم موصول به معنای «کسانی که».
جملهی بعد از آن، صفات و ویژگیهای این گروه را بیان میکند. - أوتوا
فعل ماضی مجهول از ریشهی «أعطى» (دادن)؛ معنایش «داده شدند» یا «به آنان داده شد».
این ساختار مجهول در فارسی معمولاً به صورت معلوم ترجمه میشود: «به آنان داده شد / به آنان عطا شد».
تأکید بر این است که این «نصیب» از طرف خداست، نه امری تصادفی. - نَصيبًا
«نصیب» یعنی «سهم، بهره، مقدار معینی که به کسی میرسد».
نکره (ناشناس) آمده تا به نوعی تحقیر یا تقلیل اشاره کند: بهرهای، نه همهی کتاب.
یعنی: اینها همهی حقیقت کتاب را در اختیار ندارند؛ سهمی از آن را دارند ولی درست از آن بهره نمیبرند. - مِنَ الكِتابِ
«من» حرف جر به معنای «از».
«الکتاب» در اینجا به معنای کتاب آسمانیِ نازلشده بر آنان است؛ غالباً در تفسیر، تورات برای یهود یا کتابهای پیشین برای اهل کتاب دانسته میشود.
ترکیب: «نصیبًا من الكتاب» یعنی: «بهرهای از کتاب آسمانی».
جمعبندی معنای جمله:
یعنی: گروهی از اهل کتاب که بخشی از علم و هدایت الهی را در اختیار دارند، اما برخلاف انتظار رفتار میکنند.
جملهی دوم:
«يُؤمِنونَ بِالجِبتِ وَالطّاغوتِ» معنای جمله:
«به جبت و طاغوت ایمان میآورند» توضیح واژهها: - يُؤمِنونَ
فعل مضارع از ریشهی «آمن» به معنای «ایمان آوردن، باور داشتن، اعتماد کردن».
در اصل «ایمان» در قرآن یعنی باور همراه با تسلیم قلبی و پذیرش عملی.
نکته: اینجا به صورت خبری آمده، اما با توجه به سیاق آیه، جنبهی نکوهشآمیز و تعجبآور دارد:
کسانی که باید به خدا و کتاب او ایمان بیاورند، به چیزهای باطل ایمان میآورند. - بِـ (بای جر: «بِالجِبتِ»)
حرف «ب» با فعل «یؤمنون» میآید، و نشان میدهد که ایمان متوجه چه چیزی است.
ترجمه: «به جبت ایمان میآورند / به جبت باور دارند». - الجِبتِ
واژهای است که مفسران در معنای آن چند دیدگاه دارند، ولی همه در «باطل بودن» آن مشترکند.
از معانی مطرحشده:- هر چیز باطل که به جای خدا مورد تعظیم قرار گیرد (بتها، طلسمها، خرافات).
- جادو، سحر، کاهنان و کارهای جادویی.
- به طور کلی، هر چیز بیارزش و پوچ که لباس تقدس به خود گرفته باشد.
نتیجه: «جبت» نماد هر باطل مقدسنماست؛ چیزی که نباید محور ایمان باشد، اما شده است.
- وَ
حرف عطف: «و». - الطّاغوتِ
از ریشهی «طَغى» به معنای «سرکشی کردن، از حد گذشتن».
«طاغوت» به صورت مبالغه است:- هر موجود یا شخص یا قدرتی که در برابر خدا سرکشی کند.
- هر چیز یا کسی که به جای خدا حاکمیت، پرستش یا اطاعت مطلق میگیرد.
در تفسیرها: - بتها، شیاطین، پیشوایان گمراه، حاکمان ستمگر، نظامهای طغیانگر.
ترکیب «الجبت و الطاغوت» دو نماد کلی از همهی باطلها و قدرتهای سرکش است.
یعنی: به جای اینکه به خدا و کتاب او ایمان بیاورند، به بتها، خرافات، سحر، یا قدرتهای طاغی و ظالمانه دل میبندند و آنها را قبول دارند.
این تضاد، شدت گمراهی را نشان میدهد: اهل کتاب بودن از یک سو، ایمان به جبت و طاغوت از سوی دیگر.
جملهی سوم:
«وَيَقولونَ لِلَّذينَ كَفَروا هٰؤُلاءِ أَهدىٰ مِنَ الَّذينَ آمَنوا سَبيلًا» معنای جمله:
«و به کسانی که کافر شدند میگویند: اینها از کسانی که ایمان آوردند، راهیافتهتر و هدایتشدهترند در مسیر.» توضیح واژهها: - وَ
عطف به جملهی قبلی: یعنی این کار را میکنند و نیز کار دیگری میکنند که در ادامه میآید. - يَقولونَ
فعل مضارع از ریشهی «قال» به معنای «میگویند».
بیانگر یک رفتارِ آشکار و تکراری است: گفتار رسمی و علنی آنها این است… - لِلَّذينَ كَفَروا
- «لِـ» = برای، به.
- «الذین» = کسانی که.
- «کفروا» = از ریشهی «کفر»، یعنی «پوشاندن، انکار کردن». در اصطلاح: کسانی که حقیقت را انکار کردهاند و ایمان نیاوردهاند.
یعنی: «به کسانی که کافر شدند» یا «خطاب به کافران».
این عبارت نشان میدهد که اهل کتاب منحرف، به سراغ کسانی میروند که آشکارا با ایمان مخالفت کردهاند و آنها را تأیید میکنند.
- هٰؤُلاءِ
اسم اشاره برای جمع (اینها).
اشاره به همان «الذین کفروا» (کافران) است؛ یعنی: «همینها». - أَهدىٰ
صیغهی تفضیل از ریشهی «هدى» (هدایت).
معنای آن: «هدایتیافتهتر، راهیافتهتر، درستتر در راه».
پس: «أهدى» یعنی «از دیگری هدایتشدهتر».
اینجا مقایسه بین کافران و مؤمنان است؛ اهل کتاب منحرف میگویند: کافران، از مؤمنان هدایتیافتهترند! - مِنَ الَّذينَ آمَنوا
- «من» برای مقایسه: «از».
- «الذین آمنوا» = «کسانی که ایمان آوردند»؛ یعنی مؤمنان به پیامبر و قرآن.
ترکیب: «أهدى من الذین آمنوا» یعنی: «هدایتیافتهتر از کسانی که ایمان آوردند».
- سَبيلًا
«سبیل» یعنی «راه، مسیر، روش».
به صورت نکره آمده است: «راهی، مسیری».
در اینجا «سبیلاً» در نقش «تمییز» استفاده شده:
یعنی توضیح میدهد که «أهدى» در چه چیزی است: «در راه، در مسیر هدایت».
ترجمه: «از کسانی که ایمان آوردهاند، راهیافتهترند».
یعنی:
اهل کتابِ منحرف، آنقدر در ارزشها وارونه شدهاند که کافران را از مؤمنان، برتر و هدایتیافتهتر میدانند؛ این هم نشانهی تأیید عملی و قلبی آنها از کفر و دشمنی با ایمان است.
جمعبندی کلی آیه با توجه به سه جمله: - گروهی از اهل کتاب، با این که بهرهای از کتاب آسمانی دارند،
- به باطل (جبت) و قدرتهای سرکش (طاغوت) ایمان میآورند،
- و حتی کافران را از مؤمنان هدایتیافتهتر میدانند و آشکارا این را اعلام میکنند.
این آیه وارونگی فکری و اخلاقی این گروه را نشان میدهد: داشتن علم دینی، اما ایستادن در کنار باطل و دشمنی با اهل ایمان. |