004-045-099-نساء

« Back to Glossary Index
و الله به وضع آنان که دشمنان حقیقی شما هدایت شدگان به اسلام هستند داناتر است و برای شما همه کاره بودن الله کافی است و یارى الله بس است (اگر چه این آیه درباره سوءاستفاده چیان مذهبی با نفوذ یهودی یا مسیحی زمان پیغمبر اسلام است، ولی بدیهی است شامل دُکان داران مذهبی کلیه مذاهب میشود و امروزه نیز ما مسلمانان می بینیم عده ای از علمای مذهبی با نفوذ فرقه های مختلف اسلام چنین اند زیرا مقداری از قرآن را حفظ دارند و از مقداری دیگر روی آنکه نفعشان نیست غافلند و مثلا یک آیه قرآن را نصفش را حفظند و میخوانند و به غلط تفسیر میکنند و از نصف دیگر آن آیه که معلوم میدارد آیه را غلط تفسیر کرده اند، چیزی نمی گویند، و حتی در تفسیرهای قرآنی بکار برده اند و یک آیه قرآن را چند تفسیر مختلف میکنند، امیدواریم نفرات قلیلی از علمای مسلمانان که حقیقتا میخواهند راه قرآن را بفهمند و تبلیغ کنند نترسند و جلوی کسانی را که دشمن اصلاح جامعه هستند بگیرند) (۴۵)

وَاللَّهُ أَعلَمُ بِأَعدائِكُم ۚ وَكَفىٰ بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفىٰ بِاللَّهِ نَصيرًا

و خداوند به دشمنان شما داناتر است، و همین بس که خدا سرپرست شما باشد، و همین بس که خدا یار و یاور شما باشد.


جملهٔ اول: وَاللَّهُ أَعلَمُ بِأَعدائِكُم

ترجمه:
و خداوند به دشمنان شما داناتر است.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف، به معنی «و».
    • جمله را به جمله‌ها یا عبارات قبل و بعد (در آیهٔ کامل) وصل می‌کند.
  • اللَّهُ
    • اسم جلاله، نام خاص خداوند متعال.
    • مرفوع است (در نحو عربی) و در این جمله «مبتدا» است.
    • بیانگر ذات یگانه‌ای است که آیه دارد صفتی از او (داناتر بودن به دشمنان) را بیان می‌کند.
  • أَعلَمُ
    • صیغهٔ اسم تفضیل از ریشهٔ «عَلِمَ» به معنای «دانست».
    • «أَعلَم» یعنی «داناتر»؛ یعنی کسی که از همه بیشتر می‌داند.
    • در اینجا خبر برای «اللَّه» است: خداوند داناتر است.
    • دلالت بر علم کامل و برتر خدا نسبت به دیگران دارد؛ یعنی خدا بهتر از خود شما دشمنان‌تان را می‌شناسد؛
      دشمنی پنهان، نفاق، نیت‌های بد، نقشه‌ها و… همه بر خدا آشکار است.
  • بِأَعدائِكُم
    • «بِ»: حرف جر، معناهای گوناگون دارد، اینجا همراه با «أَعلَم» آمده و معنای «به» می‌دهد؛ یعنی «داناتر به …».
    • «أعداءِ»
      • جمع «عَدُوّ» به معنای دشمن.
      • مضاف است به «کم».
      • به سبب حرف جر «بـ» مجرور شده است.
    • کم
      • ضمیر متصل مخاطب جمع: «شما».
      • نشان می‌دهد این آیه خطاب به جمع مسلمانان است، نه فرد واحد.
    • مجموع «بِأَعدائِكُم» یعنی: «به دشمنان شما».
    • از این ترکیب فهمیده می‌شود:
      • خدا هم دشمنان آشکار شما را می‌شناسد،
      • هم دشمنان پنهان و منافق،
      • هم کسانی که امروز دوست‌نما هستند و فردا ممکن است دشمن شوند.

مفهوم این جمله:
خدا نسبت به دشمنان شما داناتر است؛ یعنی:

  • شما ممکن است فریب ظاهر افراد را بخورید،
  • نقشه‌های پنهان را ندانید،
  • از آیندهٔ دشمنی‌ها بی‌خبر باشید،
    اما خدا از نیت و باطن و سر و علن همه خبر دارد، پس در تشخیص دوست و دشمن، باید به هدایت او اعتماد کنید.

جملهٔ دوم: وَكَفىٰ بِاللَّهِ وَلِيًّا

ترجمه:
و همین بس که خدا سرپرست (دوست و متولی کار شما) باشد.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف، جملهٔ جدید را به جملهٔ قبل پیوند می‌دهد.
    • نشان می‌دهد این حکم ادامهٔ همان بیان قبلی است؛ چون خدا داناتر است، پس تکیه بر او بس است.
  • كَفىٰ
    • از ریشهٔ «کَفَى» به معنای «بس است، کافی است».
    • فعل ماضی (گذشته) است، اما معنای آن در عربی غالباً برای بیان یک حقیقت ثابت و دائمی هم به کار می‌رود:
      یعنی «خدا همیشه کافی است».
    • وقتی با «بِـ» و بعد اسم جلاله می‌آید، معنایش می‌شود: «همین بس که خدا … باشد».
  • بِاللَّهِ
    • «بِ»: حرف جر، همراه با «کفى» می‌آید و تأکید و اختصاص می‌دهد: «تنها خدا کافی است».
    • «اللَّهِ»: اسم جلاله، مجرور به «بِ».
    • این ترکیب نشان می‌دهد عامل اصلی، خداست، نه اسباب ظاهری.
  • وَلِيًّا
    • از ریشهٔ «وَلْی» به معنای نزدیک شدن، سرپرستی، دوستی همراه با حمایت.
    • «ولیّ» یعنی:
      • سرپرست،
      • حامی نزدیک،
      • دوستِ دلسوز و یارِ همراه،
        که در کار تو دخالت فعال دارد، نه فقط یک محبت احساسی.
    • در اینجا «وَلِيًّا» به صورت منصوب (حال یا تمییز) آمده؛ یعنی:
      خدا به عنوان ولی، سرپرست، حامی و دوستِ نزدیک، برای شما کافی است.
    • فرق «وَلیّ» با صرفاً «دوست» این است که:
      • دوست ممکن است فقط دوست‌داشتن قلبی داشته باشد،
      • ولیّ کسی است که اختیار امور را به دست می‌گیرد، مسئولیت می‌پذیرد، برنامه‌ریزی و حفاظت می‌کند.

مفهوم این جمله:
اگر خدا ولیّ تو باشد،

  • برای تصمیم‌گیری،
  • برای هدایت،
  • برای حل مشکلات،
  • برای جبران ضعف‌هایت،
    همین کافی است؛ حتی اگر ظاهراً یاور دیگری نداشته باشی.

جملهٔ سوم: وَكَفىٰ بِاللَّهِ نَصيرًا

ترجمه:
و همین بس که خدا یار و یاور (پیروزی‌دهنده) شما باشد.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • باز هم حرف عطف، این جمله را در ادامهٔ قبلی می‌آورد.
    • یعنی خدا هم «ولیّ» (سرپرست) است، هم «نصیر» (یار و یاور).
    • ترکیب این دو، یعنی: هم برنامه‌ریزی و سرپرستی با خداست، هم کمک و پیروزی نهایی.
  • كَفىٰ
    • همان توضیح قبل: «کافی است، بس است».
    • اینجا تأکید دوباره است؛ یعنی:
      • در سرپرستی، خدا کافی است؛
      • در یاری و نصرت، باز هم خدا کافی است.
  • بِاللَّهِ
    • همان ساختار قبلی: «بِ» + «اللَّهِ».
    • نشان می‌دهد که اتکای حقیقی باید به خدا باشد، نه قدرت‌های ظاهری.
  • نَصيرًا
    • از ریشهٔ «نَصْر» به معنای یاری و کمک.
    • «نصیر» صیغهٔ مبالغه است؛ یعنی:
      • بسیار یاری‌کننده،
      • یاوری که یاری‌اش بزرگ، مستمر و قاطع است.
    • «نصیرًا» در اینجا منصوب آمده، همانند «ولیًّا»؛ یعنی:
      خدا به عنوان «نصیر» برای شما کافی است.
    • فرق «نصیر» با کمک‌های معمولی:
      • انسان‌ها گاهی کمک می‌کنند و گاهی نه؛
      • کمک‌شان محدود است؛
      • ممکن است وسط راه رها کنند؛
        اما «نصیر» بودن خدا یعنی:
      • یاری او دقیق، به‌موقع و حکیمانه است،
      • و وقتی اراده کند، هیچ قدرتی در برابر یاری او نمی‌ایستد.

مفهوم این جمله:
برای پیروزی، غلبه بر دشمن، گذشتن از مشکلات،

  • اگر خدا یار تو باشد،
  • حتی اگر اسباب ظاهری کم باشد،
    یاری او کافی است؛ چون قدرت و علم و تدبیرش کامل است.

جمع‌بندی معنای سه بخش آیه:

  1. خدا دشمنان شما را بهتر از خودتان می‌شناسد؛ پس در شناخت خطرها، نقشه‌ها و دسیسه‌ها به هدایت او اعتماد کنید.
  2. برای سرپرستی زندگی، دین و آیندهٔ شما، خدا به عنوان ولیّ کافی است؛ یعنی لازم نیست دل به سرپرستی ناپایدار دیگران ببندید.
  3. برای یاری و پیروزی، خدا به عنوان نصیر کافی است؛ یعنی اگر او بخواهد، ضعف شما را جبران و شما را یاری می‌کند، حتی در برابر دشمن قوی.

این آیه آرامش و اطمینان می‌دهد:

  • خدا بهتر از همه دشمنان را می‌شناسد؛
  • و برای مدیریت کارها و برای یاری شما، خودش کافی است.
Nach oben scrollen