004-038-099-نساء

« Back to Glossary Index
و همچنین الله دوست ندارد کسانی که مالهای خود را به ریا و برای اینکه مردم ببینند و او را آدم خوبی بدانند می بخشند، اینان که به الله و آخرت ایمان ندارند و رفیق شیطنت کاران میباشند چه رفیق بدی دارند (این دستور هم شامل عُمّال بیگانه میشود و هم شامل کسانیکه فریب کارهای شیطانی شیطنت کاران را میخورند و خود از آنان با بذل و بخشش ریاکارانه درس شیطنت و فریب میگیرند) (۳۸)

وَالَّذينَ يُنفِقونَ أَموالَهُم رِئَاءَ النّاسِ وَلا يُؤمِنونَ بِاللَّهِ وَلا بِاليَومِ الآخِرِ ۗ وَمَن يَكُنِ الشَّيطانُ لَهُ قَرينًا فَساءَ قَرينًا

ترجمه:
و آنان که اموال خود را برای خودنمایی در برابر مردم خرج می‌کنند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند؛ و هر کس شیطان همنشین او باشد، چه بد همنشینی است.


جملهٔ اول:
وَالَّذينَ يُنفِقونَ أَموالَهُم رِئَاءَ النّاسِ وَلا يُؤمِنونَ بِاللَّهِ وَلا بِاليَومِ الآخِرِ

ترجمهٔ جمله:
و کسانی که اموال خود را برای خودنمایی در برابر مردم خرج می‌کنند و به خدا و روز آخرت ایمان ندارند.

توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف (وَاوِ عطف)، به معنی «و»، جملهٔ فعلیهٔ جدید را به قبل از خود (آیات قبل) وصل می‌کند.
    • نشان‌دهندهٔ ادامهٔ توصیف گروهی از مردم است که در آیه‌های قبل هم درباره‌شان سخن رفته.
  • الَّذينَ
    • اسم موصول برای جمع مذکر عاقل، به معنی «کسانی که».
    • جملهٔ بعد از آن (يُنفِقونَ…) صلهٔ موصول است و ویژگی این افراد را بیان می‌کند.
  • يُنفِقونَ
    • فعل مضارع از ریشهٔ «ن ف ق» (انفاق کردن، خرج کردن).
    • صیغه: مضارع مرفوع، مجهز به واو جمع: «آنها خرج می‌کنند / انفاق می‌کنند».
    • در اینجا معنای ظاهرش خرج کردن مال است؛ ولی رنگ و جهت اخلاقیِ عمل به‌خاطر قید «رِئاءَ النّاسِ» فاسد شده است، یعنی انفاقی که از نظر شرعی ارزش ندارد.
  • أَموالَهُم
    • «أموال»: جمع «مال»، به معنی دارایی‌ها، ثروت‌ها، اموال.
    • «هُم»: ضمیر جمع (آنها) متصل به «أموال» و مضاف‌الیه است؛ یعنی «اموالشان».
    • معنای ترکیبی: «اموال خودشان را خرج می‌کنند».
    • اشاره دارد که این خرج‌کردن، از چیزهایی است که ظاهراً حق تصرف دارند، اما جهت استفاده نادرست است (ریا).
  • رِئَاءَ النّاسِ
    • «رِئَاء»: مصدر از ریشهٔ «ر أ ي» (دیدن). در اصطلاح اخلاقی و دینی، یعنی کاری را نه برای خدا، بلکه برای دیده شدن و جلب توجه مردم انجام دادن؛ خودنمایی و تظاهر در عبادت و کار خوب.
    • این کلمه در این‌جا «مفعولٌ له» (مفعول برای بیان علت انجام کار) است؛ یعنی «به انگیزهٔ ریا و خودنمایی».
    • «النّاس»: مردم، دیگران.
    • ترکیب: «رِئَاءَ النّاسِ» یعنی «برای خودنمایی نزد مردم»، «به خاطر این‌که مردم ببینند و تحسین کنند».
    • نکتهٔ معنایی: آیه نشان می‌دهد که ارزش عمل صالح فقط به ظاهر آن نیست، بلکه نیت و انگیزه نقش اصلی دارد. انفاق با نیت ریا در منطق قرآن، بی‌ارزش یا حتی مایهٔ تباهی است.
  • وَلا يُؤمِنونَ بِاللَّهِ
    • «وَلا»: «و» عطف + «لا»ی نفی؛ یعنی «و ایمان نمی‌آورند».
    • «يُؤمِنونَ»: فعل مضارع از ریشهٔ «أ م ن» (ایمان آوردن، باور قلبی همراه با پذیرش و تسلیم).
      • ساخت: «يُؤمِنونَ» یعنی «ایمان می‌آورند / باور می‌کنند»، و در این‌جا با «لا» منفی شده: «ایمان نمی‌آورند».
    • «بِاللَّهِ»: حرف جر «بِـ» + لفظ جلاله «الله»، یعنی «به خدا».
    • معنای ترکیبی: «و به خدا ایمان نمی‌آورند».
    • نکته:
      • اینجا روشن می‌کند که ریشهٔ ریا در انفاق، ضعف یا نبود ایمان راستین به خداست؛ چون اگر باور قلبی به خدا قوی باشد، رضایت خدا برای فرد کافی است و احتیاج ندارد برای چشم مردم کار کند.
  • وَلا بِاليَومِ الآخِرِ
    • «وَلا»: همان ساخت قبل، «و نه…».
    • «بِاليَومِ الآخِرِ»:
      • «اليَوم»: روز.
      • «الآخِر»: آخرین، پایانی؛ «روز آخر» یعنی روز قیامت، روز حساب و جزا.
    • معنای ترکیبی: «و به روز واپسین (قیامت) نیز ایمان ندارند».
    • نکته:
      • باور به قیامت، یعنی باور به حساب‌رسی و جزای عمل.
      • کسی که به روز حساب باور دارد، می‌داند که نیت‌ها سنجیده می‌شود؛ پس ریا را خطرناک می‌داند. نبودِ ایمان به آخرت، ریا را برایش آسان و عادی می‌کند.
      • آیه با آوردن «اللَّه» و «اليومِ الآخِر» کنار هم، به دو پایهٔ اساسی ایمان اشاره می‌کند: ایمان به خدا و ایمان به حساب و جزا.

جملهٔ دوم:
وَمَن يَكُنِ الشَّيطانُ لَهُ قَرينًا فَساءَ قَرينًا

ترجمهٔ جمله:
و هر کس شیطان همنشین او باشد، چه بد همنشینی است.

توضیح واژه‌ها و ترکیب‌ها:

  • وَمَن
    • «وَ»: حرف عطف، این جمله را به جملهٔ پیش وصل می‌کند.
    • «مَن»: اسم شرط عام، برای «هر کس» به‌صورت کلی.
    • «مَن يَكُن…» شرطیه است؛ یعنی یک قاعدهٔ عمومی را بیان می‌کند، نه فقط یک شخص خاص.
  • يَكُنِ
    • فعل مضارع ناقص از ریشهٔ «كانَ يَكونُ» (بودن).
    • در اصل «يَكُنْ» است؛ نون ساکن دارد که به خاطر اتصال با «قَرينًا» و روخوانی، کسرهٔ وصل در رسم‌الخط آمده (یعنی در قرائت، نون با کسره خوانده می‌شود).
    • این فعل در اینجا فعل شرط است (فعلِ «مَن»).
    • معنای کلی: «باشد / قرار گیرد».
  • الشَّيطانُ
    • «الشَّيطان»: اسم معرفه با الف و لام، اشاره به شیطان (ابلیس) و نیز راه و روش شیطانی.
    • ریشهٔ لغوی از «شَطَنَ» به معنای دور شدن و سرکش شدن؛ موجودی که از رحمت الهی دور است و دیگران را به گناه و انحراف می‌کشاند.
    • در این جمله، «الشَّيطانُ» اسم «يَكُن» است؛ یعنی «شیطان باشد…».
  • لَهُ
    • «لَـ»: حرف جر، معمولا به معنی «برای، متعلق به، به سودِ».
    • «هُ»: ضمیر غایب مفرد (او).
    • این «لَهُ» متعلق به «قَرينًا» است و نشان می‌دهد که شیطان، همراهِ او و در کنارِ اوست.
    • معنای ترکیبی: «برای او، همراه او، به سود او (به عنوان قرین)».
  • قَرينًا
    • «قَرين»: در اصل یعنی همراه دائم، همنشین نزدیک، کسی که همیشه کنار فرد است.
    • به صورت نکره و منصوب آمده، در این‌جا «خبر يَكُن» است.
    • معنای اخلاقی/معنوی:
      • «قرین» بودن شیطان، یعنی آدمی شیوهٔ فکر، اخلاق، و رفتار خود را آن‌قدر به وسوسهٔ شیطان سپرده که شیطان گویا یار و هم‌نشین دائمی‌اش شده است؛ در تصمیم‌ها و جهت‌گیری‌هایش نقش دارد.
    • نکته:
      • این تعبیر نشان می‌دهد رفاقت با شیطان، یعنی پذیرش زمام‌داری او بر دل و عمل، نه فقط یک وسوسهٔ گذرا.
  • فَساءَ قَرينًا
    • «فَـ»: فای تفریع یا جواب شرط؛ یعنی نتیجه و پاسخِ «مَن يَكُن…» را بیان می‌کند: «پس…».
    • «ساءَ»: فعل ماضی، از ریشهٔ «س و أ» به معنی «بد بود، بد شد».
      • معمولاً در ساخت‌های ذم (نکوهش) به کار می‌رود، مثل «ساءَ ما يَعمَلون» (=چه بد کاری می‌کنند).
    • «قَرينًا»: مفعول «ساءَ» است، یا از نظر نحوی در جایگاه تَمْییز و توصیف نوعِ بدی آمده.
    • معنای ترکیبی:
      • «پس چه بد همنشینی است (که شیطان برای او قرین باشد).»
      • این یک جملهٔ نکوهشی است؛ چیزی شبیه «چه همنشین بدی!» در فارسی.
    • نکتهٔ معنایی:
      • آیه شدت بدبختی و سقوط کسی را که شیطان را قرین خود کرده، با این جمله نشان می‌دهد؛ یعنی از همهٔ همنشین‌ها، بدترین همنشین است.

جمع‌بندی معنایی دو جمله در کنار هم:

  • در جملهٔ اول، گروهی توصیف می‌شوند که:
    • مال خود را خرج می‌کنند،
    • اما انگیزه‌شان «رِئاءَ النّاس» است، نه خدا،
    • و از ریشه، مسئله‌شان این است که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند.
  • در جملهٔ دوم، نتیجه و قاعدهٔ کلی بیان می‌شود:
    • هر کس شیطان را همنشین و همراه دائمی خود کند (یعنی از وسوسه‌هایش پیروی کند)،
    • بدترین نوع همراه را برای خود برگزیده است.

به‌این‌ترتیب، آیه نشان می‌دهد:

  • انفاق بدون ایمان و با نیت ریا، نشانهٔ تأثیرپذیری از شیطان است.
  • فقدان ایمان به خدا و قیامت، زمینهٔ اصلی ریا و خودنمایی در کار خیر است.
  • هم‌نشینی با شیطان به‌صورت نمادین یعنی اجازه دادن به او برای جهت دادن به نیت‌ها و رفتارها، که در این‌جا نمونه‌اش ریا در انفاق است، و قرآن آن را بدترین همراهی می‌داند.
Nach oben scrollen