004-035-099-نساء

« Back to Glossary Index
و اگر کار بد رفتاری زن نسبت به مرد به جایی رسید که پس از زدن بدون جراحت هم زن به راه نیامد و آن دو برای اختلاف خود به شما متصدیان امور اجتماعی مراجعه کردند شما ابتدا برای آشتی دادن ایشان یک داور از کسان مرد و یک داور از کسان زن را مأمور کنید تا با اطلاع کامل از علت اختلاف ایشان شاید بوسيله آن دو داور بتوانید آن دو را اصلاح دهید و آن دو با یکدیگر به خواست الله توافق نمایند و الله به وضع هر دوی ایشان دانا و آگاه است (اگر با این روش دقيق اصلاحی معلوم شد اختلاف ایشان رفع نشدنی است شما میتوانید برای طلاق آن دو اقدام نمائید و اینکه در آیه ۲ از سوره طلاق گفته شده باید دو شاهد عادل از خودتان شاهد طلاق باشند منظور همین دو داور میباشد که یکی باید از کسان زن و دیگری از کسان مرد باشد و منظور از عدالت در اینجا عدالت کامل نیست بلکه عدالت در امر شهادت است که شهادت دروغ ندهند یا انکار شهادت نکنند و این آیات میرسانند که اولا طلاق به دست مرد نیست بلکه بدست متصدیان رسمی امور عقد و طلاق است ثانیا در امر طلاق دقيقاً حساب شده است که زن و شوهر در اختلافات خود حتی الامکان خودشان که محرم اسرار هم میباشند اختلافات خود را حل کنند و اگر نشد طرفین به بزرگ خانواده مراجعه کنند تا بوسیله آنها رفع اختلاف شود و اسرار خانواده به خارج فاش نشود و پس از این دو مرحله است که میتوانند به محضر طلاق بروند، آنهم با شهادت بزرگ خانواده هر دو طرف بر لزوم طلاق و از آنجا که عین همین قانون طبق آیه ۱۲۸ سوره نساء درباره بد رفتاری مرد نیز نسبت به زن هست معلوم میشود که طلاق نه بدست مرد است و نه بدست زن، بلکه بدست متصدیان مربوط به حفظ عدالت جامعه میباشد و فقط مرد و زن هر دو اختيار تقاضای طلاق از محضر طلاق دارند و افسوس که این قوانین عالی حساب شده بوسیله نفوذ دشمنان اسلام در فقهای قدیم مسلمانان به قوانین ناقص و ظالمانه تبدیل شد و کار مسلمانان و غیر مسلمانان به جایی رسید که اسلام را در قوانین غلط بسته شده به اسلام ببینند نه پس از رجوع به متن آیات قرآنی) (۳۵)

وَإِن خِفتُم شِقاقَ بَينِهِما فَابعَثوا حَكَمًا مِن أَهلِهِ وَحَكَمًا مِن أَهلِها إِن يُريدا إِصلاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَينَهُما ۗ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليمًا خَبيرًا

و اگر از ناسازگاری و جدایی میان آن دو (زن و شوهر) بیم داشتید، پس داوری از خانواده‌ی مرد و داوری از خانواده‌ی زن بفرستید؛ اگر (این دو داور یا خودِ زن و شوهر) قصد اصلاح داشته باشند، خدا میان آن دو سازگاری پدید می‌آورد؛ همانا خدا دانای آگاه است.


جمله اول:
وَإِن خِفتُم شِقاقَ بَينِهِما

ترجمه:
و اگر از ناسازگاری و شکاف میان آن دو (زن و شوهر) ترسیدید / بیم داشتید،

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف به معنی «و».
    • جمله را به جملات قبل در آیه‌های پیشین وصل می‌کند.
  • إِن
    • حرف شرط.
    • به معنی «اگر»، شرطی بودن جمله را می‌رساند.
    • نشان می‌دهد آنچه بعد می‌آید، در صورت تحقق این «اگر» معنا پیدا می‌کند.
  • خِفتُم
    • فعل ماضی (گذشته) از ریشه‌ی «خَوْف» به معنی «ترسیدن، بیم داشتن».
    • صیغه: «شما ترسیدید / بیم داشتید».
    • مخاطب آن معمولاً حاکمان، قاضیان، بزرگ‌ترها یا جامعه‌ی مؤمنان است که در کار اختلاف زن و شوهر دخالت می‌کنند.
    • در اینجا «ترسیدن» تنها احساس نیست، بلکه «احساس جدی خطر» و «تشخیص احتمال جدایی» است.
  • شِقاقَ
    • مصدر از ریشه‌ی «شَقَّ» به معنی «دو نیم کردن، شکاف انداختن، جدا شدن».
    • «شِقاق» یعنی اختلاف شدید، ناسازگاری جدی، شکاف عمیق در رابطه.
    • در زمینه‌ی زندگی مشترک، اشاره به اختلافی دارد که ممکن است به جدایی و فروپاشی زندگی زناشویی بینجامد، نه اختلاف‌های کوچک و معمولی.
  • بَينِهِما
    • «بَين» یعنی «میان، بین».
    • «هما» ضمیر مثنّی به معنی «آن دو».
    • منظور از «آن دو» در متن آیه، زن و شوهر هستند.
    • «شِقاقَ بَينِهِما» یعنی شکاف و اختلاف در میان آن دو؛ اختلافی که روابط میانشان را از هم می‌درد.

جمله دوم:
فَابعَثوا حَكَمًا مِن أَهلِهِ وَحَكَمًا مِن أَهلِها

ترجمه:
پس داوری از خانواده‌ی او (مرد) و داوری از خانواده‌ی او (زن) بفرستید.

توضیح واژه‌ها:

  • فَـ
    • «فا»ی تفریع، به معنی «پس، بنابراین».
    • نتیجه‌ی جمله‌ی قبلی را نشان می‌دهد: وقتی ترسیدید اختلاف بالا بگیرد، نتیجه این است که باید کاری انجام دهید؛ آن کار همین است که در ادامه می‌آید.
  • ابعَثوا
    • فعل امر از ریشه‌ی «بَعَثَ» به معنی «فرستادن، برانگیختن، مأمور کردن».
    • یعنی: «بفرستید، گسیل کنید، مأمور کنید».
    • مخاطب: جمع «شما».
    • این کار پیشنهادی ساده نیست، بلکه نوعی دستور و راه‌حل شرعی برای حل اختلاف زن و شوهر است.
  • حَكَمًا
    • اسم مفرد نکره از ریشه‌ی «حُکم» به معنی «داور، میانجی، کسی که وظیفه‌ی داوری و اصلاح دارد».
    • «حَکَم» در اینجا داور رسمی شرعی یا فقط یک قاضی دولتی نیست، بلکه شخصی است عاقل، مورد اعتماد، آگاه به حال زندگی دو طرف و دارای توانایی ایجاد صلح.
    • نکره آمدن آن (به صورت «حَکَمًا») می‌تواند نشانه‌ی تعمیم باشد: هر داور شایسته‌ای از خانواده می‌تواند باشد، نه فرد معین.
  • مِن أَهلِهِ
    • «مِن» حرف جر به معنی «از».
    • «أهل» یعنی «خانواده، نزدیکان، کسانی که به انسان وابسته‌اند».
    • «أَهْلِهِ» یعنی «خانواده‌ی او (مرد)».
    • یعنی داوری را از میان خانواده‌ی مرد انتخاب کنید؛ کسی که او را و شرایطش را می‌شناسد و به او دلسوز است.
  • وَ
    • حرف عطف، برای پیوستن بخش دوم دستور به بخش اول.
    • نشان می‌دهد داوری باید دوطرفه و متوازن باشد، نه یک‌طرفه.
  • حَكَمًا مِن أَهلِها
    • مثل بخش قبل، با این تفاوت که این‌بار از خانواده‌ی زن است.
    • «أَهْلِها» یعنی «خانواده‌ی او (زن)».
    • این توازن، عدالت را حفظ می‌کند: هر دو طرف، نماینده و پشتیبان در روند داوری دارند.

نکته معنایی مهم:

  • انتخاب داور از «اهل» هر دو طرف یعنی:
    • آشنا به روحیات و سابقه‌ی زندگی آن‌ها
    • دلسوز و خیرخواه
    • امکان گفت‌وگوی صمیمانه و بدون رودربایستی
  • این کار دادگاه را به آخرین مرحله تبدیل می‌کند، نه اولین راه‌حل؛ قبل از حکم قضایی، راه‌حل خانوادگی و اصلاحی مطرح می‌شود.

جمله سوم:
إِن يُريدا إِصلاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَينَهُما

ترجمه:
اگر (آن دو) قصد اصلاح داشته باشند، خدا میان آن دو هماهنگی و سازگاری پدید می‌آورد.

توضیح واژه‌ها:

  • إِن
    • حرف شرط، به معنی «اگر».
    • دومین شرط در آیه است؛ این بار مربوط به نیت و قصد اصلاح است، نه صرفاً ترس از شقاق.
  • يُريدا
    • فعل مضارع از ریشه‌ی «إرادة» (خواستن)، صیغه‌ی مثنّی: «آن دو بخواهند».
    • ضمیر مستتر «هما» (آن دو) دارد.
    • منظور از «آن دو» چیست؟
      • بیشتر مفسران گفته‌اند: داورانِ دو طرف (حَکَم از اهل مرد و حَکَم از اهل زن).
      • برخی هم گفته‌اند: شامل زن و شوهر هم می‌شود، یا به طور کلی هر دو طرف مؤثر در حل اختلاف.
    • در هر صورت، محور اصلی، «اراده‌ی جدی برای اصلاح» است، نه فقط ظاهر‌سازی یا فشار بیرونی.
  • إِصلاحًا
    • مصدر از ریشه‌ی «صَلَحَ» به معنی «درست شدن، سامان یافتن».
    • «إصلاح» یعنی «اصلاح کردن، درست کردن، سامان دادن، صلح و سازش برقرار کردن».
    • نکره آمدن آن می‌تواند بر «هرگونه اصلاح درست و واقعی» دلالت کند؛ یعنی هر نوع راه‌حل سالم که کانون خانواده را حفظ و رابطه را درست کند.
    • اصلاح، یعنی:
      • رفع سوءتفاهم‌ها
      • کم کردن تنش‌ها
      • تنظیم حقوق و تکالیف
      • بازسازی احترام و محبت تا جایی که ممکن است.
  • يُوَفِّقِ
    • فعل مضارع از ریشه‌ی «وَفْق» به معنی «هماهنگ کردن، توفیق دادن، زمینه‌سازی برای نتیجه‌ی خوب».
    • «یُوَفِّقِ اللَّهُ» یعنی: «خدا توفیق می‌دهد، خدا دل‌ها را نزدیک و هماهنگ می‌کند».
    • توفیق یعنی این‌که اسباب ظاهری و باطنی به نفع یک نتیجه‌ی خیر کنار هم قرار بگیرند؛ هم نیت، هم رفتار، هم شرایط.
  • اللَّهُ
    • فاعل جمله، یعنی: این هماهنگ کردن و نزدیک کردن دل‌ها، در نهایت کار خداست، هرچند از راه تلاش داوران و اراده‌ی زن و شوهر صورت می‌گیرد.
  • بَينَهُما
    • «بین» یعنی «میان».
    • «هما» ضمیر مثنّی: «آن دو».
    • یعنی خدا میان آن دو (زن و شوهر یا دو داور یا هر دو) را به توافق و سازگاری می‌رساند.
    • اشاره دارد به این‌که حتی اگر ظاهراً همه چیز سخت و به‌هم‌ریخته باشد، اگر نیت اصلاح باشد، درِ توفیق الهی باز است.

نکته معنایی:

  • شرط اصلی توفیق: «إِن يُريدا إِصلاحًا» است.
  • اگر اراده‌ی واقعی برای اصلاح وجود نداشته باشد و طرف‌ها فقط به دنبال غلبه، انتقام یا لج‌بازی باشند، وعده‌ی «يُوَفِّقِ اللَّهُ بَينَهُما» به این شکل شامل آن‌ها نمی‌شود.

جمله چهارم:
إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليمًا خَبيرًا

ترجمه:
یقیناً خدا دانای آگاه است.

توضیح واژه‌ها:

  • إِنَّ
    • حرف تأکید.
    • جمله را تأکیدی می‌کند تا اهمیت مطلب را نشان دهد.
  • اللَّهَ
    • اسم جلاله، اسم خدا.
    • مفعول «إِنَّ» است.
  • كانَ
    • فعل ماضی ناقص.
    • در این‌جا به معنای «همواره بوده و هست»؛ یعنی صفتی پایدار و همیشگی را برای خدا بیان می‌کند، نه یک حالت گذشته.
  • عَليمًا
    • صفت مشبهه از ریشه‌ی «عِلْم»؛ یعنی «بسیار دانا، عالم به همه چیز».
    • می‌فهماند خدا به:
      • نیت‌های پنهانِ داوران
      • نیتِ زن و شوهر
      • روش‌های اصلاح
      • همه‌ی جزئیات اختلاف و ریشه‌های آن
        آگاه است.
  • خَبيرًا
    • از ریشه‌ی «خُبْر» یعنی «آگاهی دقیق، باخبر بودن از باطن امور».
    • «خبیر» یعنی «به درون و پشت پرده‌ی کارها آگاه، آگاه به جزئیات و لایه‌های پنهان».
    • جمع شدن «علیم» و «خبیر» یعنی:
      • خدا هم دانش گسترده دارد (هیچ چیزی از او پنهان نیست)،
      • و هم آگاهی عمیق و دقیق به باطن‌ها دارد (از نیت‌ها، انگیزه‌ها و حقیقت اصلاح یا فساد آگاه است).

نکته معنایی:

  • پایان آیه با این جمله، یک هشدار و یک امید است:
    • هشدار: خدا می‌داند چه کسی واقعاً دنبال اصلاح است و چه کسی تظاهر می‌کند.
    • امید: وقتی برای اصلاح و صلح تلاش می‌شود، کار به دست خدایی است که هم می‌داند، هم به‌خوبی آگاه است چگونه دل‌ها را نزدیک کند و بهترین نتیجه را رقم بزند.
Nach oben scrollen