004-033-099-نساء

« Back to Glossary Index
و برای هر کس که پدر و مادرش یا نزدیکترانش از پس خود مالی میگذارد مقرر کردیم که اختیار دار مالی شود که به او به ارث رسیده و نیز هر گاه اراده های شما برای کسانی متعهد شد چیزی بدهد سهم آنان را نیز بدهید به يقين الله بر هر چیزی گواه است (علاوه بر اینکه از طریق داد و ستد، مال این و آن به یکدیگر منتقل میشود از طریق ارث و از طریق وصیت و تعهد نیز مال کسی به دیگری میرسد) (۳۳)

وَلِكُلٍّ جَعَلنا مَوالِيَ مِمّا تَرَكَ الوالِدانِ وَالأَقرَبونَ ۚ وَالَّذينَ عَقَدَت أَيمانُكُم فَآتوهُم نَصيبَهُم ۚ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ شَهيدًا

و برای هر کس، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای می‌گذارند، وارثانی قرار دادیم؛ و نیز کسانی را که سوگندها و پیمان‌های شما با آنان حقی برایشان برقرار کرده است، سهمشان را به آنان بدهید؛ بی‌گمان خدا بر هر چیزی گواه است.


وَلِكُلٍّ جَعَلنا مَوالِيَ مِمّا تَرَكَ الوالِدانِ وَالأَقرَبونَ


ترجمه‌ی جمله:
و برای هر کس، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان [او] بر جای می‌گذارند، وارثانی قرار دادیم.

وَ

  • حرف عطف، این حکم را به احکام و مطالب قبل از آیه وصل می‌کند.
  • نشان می‌دهد این یک حکم مستقل نیست، بلکه ادامه‌ی مجموعه‌ای از احکام خانواده و ارث است.

لِكُلٍّ

  • «لِـ»: حرف جر، به معنای «برای».
  • «كُلٍّ»: اسم نکره، مجرور به «لِـ»، یعنی «هر کس / هر یک».
  • مقصود: هر انسانی که مالی از او باقی بماند، در نظام الهی بی‌صاحب و بدون وارث رها نشده است، بلکه برای او وارثانی تعیین شده‌اند.

جَعَلنا

  • فعل ماضی، متکلم مع‌الغیر: «ما قرار دادیم / مقرر کردیم».
  • فاعل: «نا» (ضمیر جمع) که به خدا برمی‌گردد.
  • «جَعَلَ» در این مقام به معنای «تعیین قانونی و تشریعی» است، یعنی: ما در شریعت، چنین حکمی را مقرر کردیم، نه اینکه فقط یک کار طبیعی رخ داده باشد.

مَوالِيَ

  • جمع «مولى».
  • «مولى» در لغت معانی زیادی دارد: سرپرست، یاوری که به انسان نزدیک است، آزادکننده‌ی برده، برده‌ی آزاد شده، هم‌پیمان، و نیز کسی که حق تصرف دارد.
  • در این آیه، با توجه به موضوع ارث، مراد از «مَوالِيَ» وارثان و اولیای ترکه است؛ یعنی کسانی که حق دارند مال باقی‌مانده را تملک کنند.
  • از نظر نحوی: مفعول اول برای «جَعَلنا» است (ما قرار دادیم «مَوالِيَ» = وارثانی).

مِمّا

  • ترکیب از «مِن» + «ما».
  • «مِن»: حرف جر، به معنای «از».
  • «ما»: اسم موصول (آنچه) یا مصدریه؛ در اینجا بیشتر «موصول» فهمیده می‌شود.
  • معنای ترکیب: «از آنچه». یعنی وارثانی از چیزهایی که باقی می‌ماند.

تَرَكَ

  • فعل ماضی، به معنای «بر جای گذاشت، رها کرد و رفت».
  • فاعل آن بعداً می‌آید: «الوالِدانِ وَالأَقرَبونَ».
  • منظور از «ترک» یعنی اموالی که بعد از مرگ صاحب مال، باقی می‌ماند: ارث، دارایی، حقوق مالی.

الوالِدانِ

  • «الـ»: حرف تعریف.
  • «والِدانِ»: مثنای «والد»، یعنی «پدر و مادر».
  • در اینجا فاعلِ «تَرَكَ» است (به همراه «الأقربون»).
  • یعنی آنچه پدران و مادران در اثر مرگ خود باقی می‌گذارند.

وَالأَقرَبونَ

  • «وَ»: حرف عطف.
  • «الأَقرَبونَ»: جمع، از ریشه «ق ر ب»، یعنی «نزدیک‌تران، خویشاوندان نزدیک».
  • معرفه با «الـ»، اشاره به همه خویشاوندان نسبی (مثل فرزندان، برادران، عمو، دایی و…).
  • در ترکیب: همراه «الوالدان» فاعل برای «تَرَكَ» هستند؛ یعنی: «آنچه پدر و مادر و خویشاوندان نزدیک بر جای گذاشتند».

جمع‌بندی معنایی این بخش
معنایش این است که:
خداوند برای هر شخصی، از اموال و دارایی‌هایی که پدر و مادر و خویشاوندان او به‌جا می‌گذارند، وارثانی مقرّر کرده است؛ یعنی نظام وارث و موروث را خدا مشخص کرده، نه این‌که به سلیقه‌ی مردم واگذار شده باشد.


وَالَّذينَ عَقَدَت أَيمانُكُم فَآتوهُم نَصيبَهُم


ترجمه‌ی جمله:
و کسانی را نیز که سوگندها و پیمان‌های شما با آنان [حقی را] برقرار کرده است، سهمشان را به آنان بدهید.

وَالَّذينَ

  • «وَ»: حرف عطف، این گروه را کنار گروه پیشین (وارثان نسبی) می‌آورد.
  • «الَّذينَ»: اسم موصول جمع مذکر، به معنای «کسانی که».
  • یعنی: و همچنین کسانی که چنین و چنان هستند (صله‌ی موصول بعدش می‌آید).

عَقَدَت أَيمانُكُم
ترجمه دقیق‌تر: «کسانی که پیمان‌ها و سوگندهای شما با آنان بسته است».

  • عَقَدَت
    • فعل ماضی، مؤنث مفرد؛ چون فاعل آن «أَيمان» است که جمع غیرعاقل است و فعل با آن به صورت مفرد مؤنث می‌آید.
    • از ریشه «ع ق د»، یعنی «گره زد، محکم بست، قرارداد بست».
    • در اینجا یعنی «پیمان محکم بست».
  • أَيمانُكُم
    • «أَيمان»: جمع «یَمین».
    • «یَمین» دو معنی مهم دارد:
      1. دست راست.
      2. سوگند، قسم، و دست‌دادن در پیمان.
    • در این آیه، مراد «سوگندها و پیمان‌های محکم» است که به وسیله‌ی دست و قسم بسته شده.
    • «أَيمان» فاعل «عَقَدَت» است: سوگندها و پیمان‌های شما بست.
    • «کُم»: ضمیر مضاف‌الیه، یعنی «پیمان‌های شما / سوگندهای شما».

توضیح تاریخی و فقهی «الَّذينَ عَقَدَت أَيمانُكُم»

  • در صدر اسلام و پیش از تکمیل کامل احکام ارث، میان برخی افراد «پیمان برادری، هم‌پیمانی، یا ولاء» بسته می‌شد؛ گاهی در این پیمان شرط می‌کردند که طرف مقابل پس از مرگ، از او ارث ببرد یا از او حمایت مالی شود.
  • این آیه می‌گوید: کسانی که با آن‌ها به‌واسطه‌ی سوگندها و پیمان‌ها، حق و سهمی برایشان ایجاد کرده‌اید، حقشان را ادا کنید.
  • بسیاری از مفسران گفته‌اند: حکم ارث ناشی از این پیمان‌ها بعداً با آیات مفصل ارث (در همین سوره و سوره‌های دیگر) محدود یا نسخ شد؛ اما اصل وفاداری به پیمان و دادن حقی که در قرارداد بر عهده گرفته‌اید، همچنان معتبر است.

فَآتوهُم نَصيبَهُم

  • «فَ»: حرف نتیجه و تفریع؛ یعنی بر پایه این‌که با آنان پیمان بسته‌اید، پس…
  • آتوهُم
    • «آتوا»: فعل امر جمع، یعنی «بدهید، عطا کنید».
    • «هُم»: ضمیر مفعولی، اشاره به همان کسانی که با آنان پیمان بستید.
    • امر الهی: آن‌ها را فراموش نکنید؛ آنچه را در حقشان پذیرفته‌اید، به آن‌ها بدهید.
  • نَصيبَهُم
    • «نصیب»: سهم، بخش، بهره از چیزی.
    • «نَصيبَهُم»: مفعول‌به برای «آتوا». یعنی: «سهم ایشان را».
    • «هُم»: ضمیر مضاف‌الیه، یعنی سهمِ آن‌ها.
    • این «سهم» می‌تواند:
      • در برخی تفاسیر: سهمی از ارث براساس پیمان‌های ولاء در ابتدای اسلام.
      • در برداشت عمومی‌تر: هر حق مالی یا غیرمالی که طبق قرارداد برای آنها پذیرفته‌اید.

جمع‌بندی معنایی این بخش
این بخش تأکید می‌کند که علاوه بر وارثان نسبی (خویشاوندان)، کسانی که بر اساس قرارداد، سوگند، هم‌پیمانی و تعهد، برایشان حقی قائل شده‌اید، حقشان را بدهید و پیمان را زیر پا نگذارید.


إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ شَهيدًا


ترجمه‌ی جمله:
بی‌تردید خداوند بر هر چیزی گواه است.

إِنَّ

  • حرف تأکید و نصب.
  • معنای «به‌راستی، همانا».
  • جمله را بسیار محکم و جدی می‌کند: این سخن فقط خبر ساده نیست، حقیقتی مؤکد است.

اللَّهَ

  • اسم «إِنَّ» و منصوب.
  • اشاره به خداوند متعال.

كانَ

  • فعل ماضی ناقص (کان).
  • در توصیف صفات خدا، «کان» نشانه‌ی استمرار است؛ یعنی خدا همیشه این‌گونه بوده و هست.
  • در اینجا: «همواره بوده و هست که بر هر چیزی شهید است».

عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ

  • «عَلىٰ»: حرف جر، به معنای «بر».
  • «كُلِّ»: اسم مجرور، یعنی «هر».
  • «شَيءٍ»: مضاف‌الیه، یعنی «چیز».
  • ترکیب: «بر هر چیزی»، یعنی هیچ چیز از حوزه‌ی علم و شهادت خدا بیرون نیست؛ خواسته‌ها، نیت‌ها، پیمان‌ها، خیانت‌ها، وفای به عهد، تقسیم ارث و… همه در معرض نظر اوست.

شَهيدًا

  • خبر «كانَ»، به صورت منصوب.
  • «شهید» از ریشه «ش ه د»، یعنی «گواه، حاضر، ناظر».
  • خدا هم شاهدِ آگاه است (همه چیز را می‌داند) و هم شاهدِ داور (بر اساس آنچه می‌داند، حکم می‌کند).

جمع‌بندی معنایی این بخش
این جمله در پایان آیه، مثل یک هشدار و تضمین است:
خداوند بر همه کارهای شما در زمینه‌ی ارث، تقسیم سهم‌ها، وفای به قراردادها و رعایت حق دیگران، شاهد است؛ هیچ ظلم مالی، تضییع حق وارث، و زیر پا گذاشتن پیمان، پنهان نمی‌ماند.


جمع‌بندی ساده‌ی کل آیه با توجه به توضیح‌ها:

  1. خدا برای هر انسان، وارثانی از میان خویشاوندانش (پدر، مادر و نزدیکان) مقرر کرده است؛ یعنی نظام ارث، نظامی الهی و حساب‌شده است.
  2. علاوه بر خویشاوندان نسبی، کسانی که با آنها بر اساس سوگند و قرارداد، حقی برایشان پذیرفته‌اید، حق و سهمشان را باید بپردازید.
  3. خدا همیشه و بر همه چیز شاهد است؛ پس در ادای حقوق دیگران، چه خویشاوندان و چه هم‌پیمانان، مراقب باشید.
Nach oben scrollen