004-028-099-نساء

« Back to Glossary Index
و با اینحال از لحاظ اینکه انسانها (جز آنانکه خود را از طریق ایمان کامل به تربیتهای عالی دین تقویت روحی کرده اند) ضعیف روحی آفریده شده اند الله میخواهد تخفیفی به شما مسلمانان بدهد که قانون اضطراری ازدواج با کنیز را گذاشته (اگر کسی بپرسد حال که کنیز موجود نیست، مسلمانان ضعیف روح از حيث شهوت چه کنند؟ جواب این سوال در آیه ۳۳ از سوره نور است در آنجا که خالق عالم فرموده اگر کنیزان شما راضی نباشند، آنان را به آن کار زشت مجبور نکنید و این میرساند که در آن زمان بعضی مسلمانان بوسیله کنیزان خود خانه هایی برای بهره گرفتن شهوانی بعضی از مردم که نمیتوانستند زن بگیرند و احتیاج به اطفای شهوت داشتند درست کرده بودند و این میرساند امروزه که کنیز نیست از زنان شبیه کنیز یعنی زنان پستی که از حیث فکر و یا نقصهای زنانگی لایق به زناشوئی نیستند میتوان چنان خانه هائی برای آن کار نسبتا زشت درست کرد مشروط بر اینکه تحت نظر دولت و معروف و آشکار باشد نه پنهانی تا از آن ضررهائی اجتماعی و فردی مانند بیماریهای مقاربتی و فریب کاریهای مختلف و غيره پدید نیاید و لطمه ای به عفاف اجتماعی نزند و این بطور مسلم بهتر از ازدواج موقتی است که ضررهائی هم به مرد و هم به زن و هم به آینده اطفال میزند) (۲۸)

يُريدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُم ۚ وَخُلِقَ الإِنسانُ ضَعيفًا

خدا می‌خواهد از شما سبک‌سازی کند، و انسان ناتوان آفریده شده است.


يُريدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُم

ترجمه:
«خدا می‌خواهد از شما سبک‌سازی کند» یا «خدا می‌خواهد کار را بر شما آسان گیرد / از شما بکاهد.»

توضیح واژه‌ها و ساختار جمله:

  • يُريدُ
    • ریشه: ر-و-د (اراده کردن، خواستن)
    • صیغه: مضارع، معلوم، مفرد، غایب (او می‌خواهد).
    • معنای تحت‌اللفظی: «می‌خواهد» یا «اراده می‌کند».
    • نکته: مضارع بودن، دوام و استمرار را هم می‌رساند؛ یعنی خواست خدا نسبت به تخفیف، یک خواست موقتی و لحظه‌ای نیست، بلکه قانون و سنت الهی است.
  • اللَّهُ
    • فاعل جمله (کسی که می‌خواهد).
    • اسم جلاله، اشاره به ذات الهی.
    • از نظر نقش دستوری: مرفوع (با ضمه)، چون فاعل فعل «يُريدُ» است.
    • از لحاظ معنا: نشان می‌دهد که تخفیف، از سوی خدا و بر اساس علم و حکمت اوست، نه از روی ناتوانی یا ضعف.
  • أَن
    • «أَن» مصدرية، یعنی بعد از آن یک فعل می‌آید و با هم، «مصدر» (اسمِ فعل) می‌سازند.
    • در اینجا «أَن يُخَفِّفَ» با هم در حکم مفعول فعل «يُريدُ» هستند؛ یعنی: «خدا می‌خواهد تخفيف دادن را…».
    • در فارسی به‌صورت «که» ترجمه می‌شود: «خدا می‌خواهد که …».
  • يُخَفِّفَ
    • ریشه: خ-ف-ف (سبک شدن، کم شدن، کاهش یافتن).
    • باب: تفعیل (خَفَّفَ – يُخَفِّفُ) که معمولاً معنای «کم کردن / سبک کردنِ چیزی» را می‌دهد.
    • صیغه: مضارع منصوب، مفرد، غایب، معلوم (به سبب آمدن «أَن» پیش از آن).
    • معنای دقیق: «سبک کند»، «کاهش دهد»، «بر شما آسان گیرد».
    • نکته معنایی:
      • می‌تواند اشاره به کاهش سخت‌گیری‌ها، تکالیف دشوار، فشارها و مشقت‌ها باشد؛
      • نوعی رحمت و مهربانی در این واژه نهفته است؛ یعنی خدا نمی‌خواهد انسان زیر بار طاقت‌فرسا قرار بگیرد.
  • عَنكُم
    • ترکیب از «عَن» + «كُم».
    • «عَن» حرف جر: به معنای «از»، «از روی»، «از جانبِ».
    • «كُم» ضمیر متصل، مخاطَب جمع (شما).
    • معنای مجموع: «از شما» یا «از روی شما».
    • نقش در جمله: مفعول غیرمستقیم فعل «يُخَفِّفَ» (کسی که تخفیف نسبت به او اعمال می‌شود).
    • نتیجه معنایی:
      • بار سنگینی روی دوش شماست (اعم از تکلیف، غریزه، فشار اجتماعی، یا شرایط)، و خدا می‌خواهد آن را سبک کند.

در مجموع، این بخش چنین معنی می‌دهد:

  • «خدا می‌خواهد از شما بکاهد»،
  • «خدا می‌خواهد کار را بر شما آسان کند»،
  • «خدا می‌خواهد بار را از دوش شما سبک کند.»

این جمله، علتِ بخشی از احکام و رخصت‌ها و آسان‌گیری‌ها در شریعت را توضیح می‌دهد.


وَخُلِقَ الإِنسانُ ضَعيفًا

ترجمه:
«و انسان ناتوان آفریده شده است.»

توضیح واژه‌ها و ساختار جمله:

  • وَ
    • حرف عطف، به معنای «و».
    • این جمله را به جمله‌ی قبل وصل می‌کند و نشان می‌دهد که این عبارت، دلیل و توضیح جمله‌ی قبلی است:
      «خدا می‌خواهد از شما تخفیف بدهد، چون انسان ضعیف آفریده شده است.»
  • خُلِقَ
    • ریشه: خ-ل-ق (آفریدن، خلق کردن).
    • صیغه: ماضی، مجهول، مفرد، غایب.
    • معنای تحت‌اللفظی: «آفریده شد».
    • نکته:
      • ساختار مجهول (خُلِقَ) نشان می‌دهد که «خالق» مشخص و شناخته‌شده است (خدا) و تمرکز بر «حالتِ آفریده‌شده‌ی انسان» است، نه بر ذکر دوباره فاعل.
      • تأکید بر این است که «ضعف» ویژگیِ تصادفی نیست، بلکه در ساختار خلقت انسان لحاظ شده است.
  • الإِنسانُ
    • اسم، مفرد، معرفه (با «ال»).
    • نقش: نایب فاعل در جمله‌ی مجهول (چون فعل «خُلِقَ» مجهول است، چیزی که فعل بر آن واقع شده، به‌عنوان نایب فاعل با رفع می‌آید).
    • معنای کلی: «انسان» به‌طور عام، نه یک فرد خاص.
    • نکته معنایی:
      • شامل همه‌ی انسان‌ها در همه‌ی زمان‌هاست؛ ویژگی نوع انسان را بیان می‌کند.
      • اشاره ضمنی به ضعف‌های جسمی، روحی، روانی و ارادی انسان.
  • ضَعيفًا
    • ریشه: ض-ع-ف (ضعف، ناتوانی).
    • صفت، در اینجا به صورت منصوب آمده است.
    • از نظر نقش:
      • «حَال» برای «الإِنسان» است؛ یعنی «انسان در حالی آفریده شد که ضعیف بود».
    • معنای دقیق: «ناتوان، کم‌طاقت، کم‌قدرت».
    • گستره‌ی معنایی:
      • ضعف جسمانی: سریع خسته می‌شود، بیمار می‌شود، آسیب‌پذیر است؛
      • ضعف نفسانی: تحت تأثیر شهوت، خشم، غریزه، محیط و… قرار می‌گیرد؛
      • ضعف ارادی: گاهی نمی‌تواند خیلی از تصمیمات سخت و طولانی را ادامه دهد، بی‌صبر می‌شود.

جمع‌بندی معنای جمله:

  • «انسان اساساً در ساختار آفرینش، دارای ضعف است»،
  • «انسان موجودی است با محدودیت‌ها و ناتوانی‌های جدی»،
  • و همین واقعیت، دلیل این است که خدا در احکام، تخفیف و آسان‌گیری قرار داده است.

ترکیب معنایی دو جمله کنار هم:

  • «خدا می‌خواهد از شما تخفیف دهد / بار را سبک کند، و انسان ناتوان آفریده شده است.»

این کنار هم آمدن دو جمله نشان می‌دهد که:

  1. خدا از ضعف انسان آگاه است.
  2. به‌خاطر همین ضعف، در شریعت و تکالیف، رخصت‌ها و آسان‌گیری‌ها قرار داده است.
  3. تخفیف الهی، نشانه‌ی رحمت او نسبت به انسانی است که در اصل خلقت، ضعیف و محدود است.
Nach oben scrollen