004-023-099-نساء

« Back to Glossary Index
بر شما مسلمانان مادرتان و دخترتان و خواهرتان و عمه و خاله تان و دختر برادر و دختر خواهر و مادری که از طریق شیر دادن مادر شما شده و همچنین خواهران شیری شما برای زناشوئی با شما حرام شده و نیز مادر زن و دختری از زن شما حرام است که در زیر تربیت شما باشد و این به شرطی است که شما با مادر او دخول هم کرده باشید پس اگر به او دخول نکرده بودید عیبی بر شما نیست که دختر او را که در نزد شما پرورش یافته به زنی بگیرید (وقتی چنین دختری به زنی گرفته شد و دخول شد، مادر او بعنوان اینکه مادر زن است از همسری خارج میشود از عجایب فتواهای فقهای تمام فرقه های معروف اسلام از سنی و شیعه آن است که اجماع کرده اند بر حرام بودن دختر زنی که با او دخول شده ولی در دامنِ شوهرِ آن زن پرورش نیافته و این فتوا خلاف متن قرآن و خلاف منطق صحیح اسلامی است همانطور که فقهای مزبور بر خلاف متن صریح قرآن عمه و خاله از طریق شیر را هم حرام دانسته اند و اگر کسی بگوید چگونه است که مادر پدر و یا مادر مادر و یا نوه نیز حرام است با اینکه در متن قرآن ذکر نشده خواهیم گفت این دو چنان بدیهی هستند که قابل بحث و ذکر نیستند و فلسفه های روشنی هم دارند و حال آنکه در مورد دختر زن و عمه و خاله رضاعی هیچیک از اینها نیست با توجه به اینکه در آخر مطالب مربوط به زنهای حرام ذکر شده که غیر از این زنها بقیه زنها که ممکن است مورد توجه شما باشد بر شما حلال است) و همسر پسران شما که از پشت خود شما هستند نیز بر شما حرامند و همچنین حق ندارید که دو خواهر را با هم به همسری خود در آورید، مگر آنکه قبلا چنین کاری کرده باشید در چنین صورتی الله برای شما روی مهربانیش از شما میبخشد (قبل از گذاشته شدن چنین قانونی از جانب الله، مردم عرب مدینه یا مکه دو خواهر را با هم میگرفتند و چون چنین شخصی که مسلمان شده بواسطه علاقه هائی که در زندگی با هر دو پیدا کرده اگر یکی را رها کند، ظلم میشود خالق عالم بخشیده است و ما باید از این راهنمائی قرآن متوجه شویم اگر کسی روی اشتباه یا خطا یا ندانستن حکم، زنی را که حرام بود به همسری گرفت و در اثر همسری علاقه هایی مانند تولید بچه و غیر آن پیدا شد و بعد از این متوجه شده بود که آن زن حرام بوده که گرفته به شرطی میتواند آن زن را رها کند و فعل حرام خود را ترمیم کند که رها کردن باعث ظلمی به هیچ یک از طرفین نشود و فایده ای هم به کسی داشته باشد و با این ریزه کاریهای قرآن مجید، وای بر کسانی که مثلا گفته اند اگر فرزند انسان شیر مادر زنش را میخورد، مادر آن بچه به پدرش حرام میشود و این فتوای عجیب و بدیهی البطلان باعث شده که نه زن و مرد و نه بچه از جدا شدن این مرد و زن سودی نبرند، ولی هر سه ضرر غير قابل جبرانی ببینند و حال آنکه اگر هم تقصیری باشد، با مادر زن است در صورتی که حتی مادر زن نیز کار بدی نکرده و افسوس که اکثر آنها توجهی به شعور اجتماعی ندارند و این ظلمها را درک نمی کنند، اخیرا مردی زنی را که هنوز عده اش تمام نشده ندانسته به همسری گرفته و بعد از اینکه آن زن حامله شده با اینکه مرد يقين دارد بچه مال خودش میباشد در اثر فتوای بعضی که گفته اند آن زن بر تو حرام است زن را که حتی دوستش میداشته و کسی هم مدعی او نبوده و می توانستند با هم زندگی آرامی داشته باشند طلاق داده و زندگی خود و زن را بر هم زده و زن نیز مجبور شده که سقط جنین کند و حال آنکه روی قرآن اگر زن و مرد حتی خطائی هم مرتکب شده باشند که با علم به وجوب نگهداری عده زناشوئی کرده اند فقط گناهی مرتکب شده اند که چون از این گناه فقط ظلم به قانون شده نه ظلم به کسی، اگر توبه کنند خالق عالم می بخشد و عمل انجام شده ایشان نباید بهم زده شود زیرا ظلمهائی اجتماعی را باعث میشود، آیا اینکه آن زن بچه خود را سقط کرده گناه آن قتل نفس به گردن فتوا دهندگان مزبور نیست؟) (۲۳)

حُرِّمَت عَلَيكُم أُمَّهاتُكُم وَبَناتُكُم وَأَخَواتُكُم وَعَمّاتُكُم وَخالاتُكُم وَبَناتُ الأَخِ وَبَناتُ الأُختِ

بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمه‌هایتان، و خاله‌هایتان، و دخترِ برادرانتان، و دخترِ خواهرانتان.

توضیح واژه‌ها:

  • حُرِّمَت: فعل مجهول، از ریشه «حَرَمَ / حَرَّمَ»، یعنی «حرام شده است، ممنوع گردانیده شده است».
  • عَلَيكُم: بر شما. «علی» حرف جر به معنای «بر»، «کم» ضمیر متصل مخاطب جمع (شما).
  • أُمَّهاتُكُم: مادران شما.
    • أُمَّهات: جمع «أُمّ» به معنای «مادر».
    • كُم: ضمیر متصل، «شما».
  • وَ: حرف عطف به معنای «و».
  • بَناتُكُم: دختران شما.
    • بَنات: جمع «بِنت» به معنای «دختر».
    • كُم: ضمیر متصل، «شما».
  • وَأَخَواتُكُم: خواهران شما.
    • أَخَوات: جمع «أُخت» به معنای «خواهر».
  • وَعَمّاتُكُم: عمه‌های شما (خواهر پدر).
    • عَمّات: جمع «عَمّة» به معنای «عمه».
  • وَخالاتُكُم: خاله‌های شما (خواهر مادر).
    • خالات: جمع «خالَة» به معنای «خاله».
  • وَبَناتُ الأَخِ: دخترانِ برادرِ شما (برادرزاده‌های دختر).
    • بَنات: دختران.
    • الأَخ: برادر.
  • وَبَناتُ الأُختِ: دخترانِ خواهرِ شما (خواهرزاده‌های دختر).
    • الأُخت: خواهر.

در این جمله، گروهی از زنان خویشاوند نزدیک نسبی ذکر شده‌اند که ازدواج با آنان به طور دائم ممنوع است.


وَأُمَّهاتُكُمُ اللّاتي أَرضَعنَكُم وَأَخَواتُكُم مِنَ الرَّضاعَةِ

و نیز مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهرانی که از راه شیر دادن (رضاع) با شما خویشاوند شده‌اند.

توضیح واژه‌ها:

  • وَأُمَّهاتُكُمُ: و مادران شما. منظور اینجا، مادران رضاعی هستند در ادامه توضیح آمده.
  • اللّاتي: اسم موصول مؤنث جمع، به معنای «آن زنانی که».
  • أَرضَعنَكُم: شما را شیر داده‌اند.
    • أَرضَعنَ: فعل ماضی، صیغه جمع مؤنث، از ریشه «رَضَعَ / إرضاع» به معنای «شیر دادن».
    • كُم: ضمیر مفعولی، «شما».
  • وَأَخَواتُكُم: و خواهران شما.
  • مِنَ الرَّضاعَةِ: از (راه) شیر خوردن / رضاع.
    • مِن: حرف جر، «از».
    • الرَّضاعَة: مصدر از ریشه «رَضَعَ»، به معنای «شیرخوردن نوزاد از پستان زن».

در این جمله، خویشاوندی حاصل از شیر دادن (نَسَب رضاعی) همان حکم خویشاوندی نسبی را در حرمت نکاح پیدا می‌کند؛ یعنی زنانی که به واسطه شیر دادن مادر رضاعی و خواهر رضاعی می‌شوند نیز ازدواج با آن‌ها حرام است.


وَأُمَّهاتُ نِسائِكُم

و مادرانِ زنانتان (مادرزن‌های شما).

توضیح واژه‌ها:

  • وَأُمَّهاتُ: و مادران.
  • نِسائِكُم: زنان شما (همسران شما).
    • نِساء: جمع «امرأة» به معنای «زن»، و در این‌جا به معنای «همسران».
    • كُم: ضمیر متصل، «شما».

ازدواج با مادرِ همسر (مادرزن) به محض عقد ازدواج با دختر، بر داماد حرام ابدی می‌شود، چه با دختر نزدیکی صورت گرفته باشد و چه نه.


وَرَبائِبُكُمُ اللّاتي في حُجورِكُم مِن نِسائِكُمُ اللّاتي دَخَلتُم بِهِنَّ

و دخترانِ همسرانتان (دختران زن شما از شوهر دیگر) که در دامان شما پرورش می‌یابند، از زنانی که با آن‌ها نزدیکی کرده‌اید.

توضیح واژه‌ها:

  • وَرَبائِبُكُمُ: و ربیبه‌های شما، یعنی دخترانِ زن شما از شوهر قبلی.
    • رَبائِب: جمع «رَبیبَة»؛ در فقه به دختری گفته می‌شود که فرزند همسرِ مرد از ازدواج پیشین اوست.
    • كُم: ضمیر متصل، «شما».
  • اللّاتي: آن (دخترانی) که.
  • في حُجورِكُم: در دامن‌های شما / زیر سرپرستی شما.
    • في: در.
    • حُجور: جمع «حِجر»؛ به معنای «دامن، آغوش»، و به طور مجازی یعنی در سرپرستی و کفالت.
  • مِن نِسائِكُمُ: از زنان شما، یعنی این دختران، فرزندان همسران شما هستند.
    • مِن: از.
    • نِساء: همسران.
  • اللّاتي دَخَلتُم بِهِنَّ: زنانی که شما با آنان «دخول» کرده‌اید.
    • دَخَلتُم بِهِنَّ: با آن‌ها نزدیکی کرده‌اید. در فقه، «دخول» به معنای تحقق همبستری است، نه صرف عقد.
    • بِهِنَّ: با آنان (ضمیر مؤنث جمع).

در این بخش، حرمت ازدواج با دخترِ همسر (ربیبه) مشروط به این است که با مادر او (همسر فعلی) نزدیکی انجام شده باشد.


فَإِن لَم تَكونوا دَخَلتُم بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيكُم

پس اگر با آنان (این زنان) نزدیکی نکرده‌اید، گناهی بر شما نیست (در ازدواج با دخترشان).

توضیح واژه‌ها:

  • فَإِن: پس اگر.
  • لَم تَكونوا دَخَلتُم بِهِنَّ: اگر شما با آنان «دخول نکرده باشید».
    • لَم: حرف نفی برای فعل ماضی/مضارع، «نکردید / نشده‌اید».
    • تَكونوا: فعل ناقص (کان)، «باشید». این‌جا در ساختار تأکیدی «لم تكونوا دخلتم» آمده.
    • دَخَلتُم: وارد شدید / نزدیکی کردید.
    • بِهِنَّ: با ایشان (همسران).
  • فَلا جُناحَ عَلَيكُم: پس گناهی بر شما نیست.
    • لا جُناحَ: هیچ گناهی / ایرادی نیست.
    • عَلَيكُم: بر شما.

معنای فقهی: اگر مرد فقط عقد ازدواج با زنی خوانده، اما با او همبستر نشده و سپس طلاق داده یا نکاح فسخ شده، ازدواج آن مرد با دختر آن زن (از همسر دیگر) از نظر شرعی جایز است.


وَحَلائِلُ أَبنائِكُمُ الَّذينَ مِن أَصلابِكُم

و نیز همسران پسرانتان که از نسل خود شما (پسران حقیقی، نه پسرخوانده‌ها) هستند.

توضیح واژه‌ها:

  • وَحَلائِلُ: و همسران (زنانی که در عقد نکاح قرار دارند).
    • حَلائِل: جمع «حَلیلَة»؛ در لغت زن و شوهر را نسبت به هم «حلیل/حلیله» می‌گویند، یعنی همسری که حلال شده.
  • أَبنائِكُم: پسران شما.
    • أَبناء: جمع «ابن» به معنای «پسر».
  • الَّذينَ: اسم موصول مذکر جمع، «آنان که».
  • مِن أَصلابِكُم: از صلب‌های شما، یعنی از نسل حقیقی و بدنی شما.
    • مِن: از.
    • أَصلاب: جمع «صُلب»؛ به معنای «پشت / کمر»، و در تعبیر عربی کنایه از «نسل حقیقی».

ازدواج با عروس (همسرِ پسرِ واقعی) بر پدر حرام ابدی است؛ قید «مِن أَصلابِكُم» نشان می‌دهد که حکم شامل پسرخوانده نمی‌شود.


وَأَن تَجمَعوا بَينَ الأُختَينِ إِلّا ما قَد سَلَفَ

و (نیز حرام است) این‌که دو خواهر را با هم (در نکاح خود) جمع کنید، مگر آنچه که پیش‌تر (در زمان جاهلیت) گذشته است.

توضیح واژه‌ها:

  • وَأَن تَجمَعوا: و این‌که جمع کنید / گرد آورید.
    • أن: مصدریه، یعنی «این‌که».
    • تَجمَعوا: جمع کنید، گرد آورید (فعل مضارع، مخاطب جمع).
  • بَينَ الأُختَينِ: میان دو خواهر.
    • الأُختَين: دو خواهر (مثنای «أُخت»).
  • إِلّا ما قَد سَلَفَ: مگر آنچه که (پیش) گذشته است.
    • إِلّا: مگر.
    • ما: اسم موصول / موصوله، «آنچه را که».
    • قَد سَلَفَ: قبلاً گذشته است، روی داده است.

معنا: مرد مسلمان نمی‌تواند همزمان دو خواهر را به صورت هم‌زمان در نکاح دائم داشته باشد. «إِلّا ما قَد سَلَفَ» اشاره به مواردی دارد که پیش از نزول این حکم، در دوران جاهلیت رخ داده بود و مورد عفو قرار می‌گیرد.


إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفورًا رَحيمًا

همانا خداوند همیشه آمرزنده و مهربان است.

توضیح واژه‌ها:

  • إِنَّ: حرف تأکید، «به‌راستی، همانا».
  • اللَّهَ: اسم جلاله، خداوند.
  • كانَ: بود / هست (در این‌گونه موارد، «کان» استمرار را می‌رساند، یعنی صفت همیشگی خدا).
  • غَفورًا: بسیار آمرزنده (صیغه مبالغه از ریشه «غَفر» به معنای آمرزش و پوشاندن گناه).
  • رَحيمًا: بسیار مهربان (صیغه مبالغه از ریشه «رحم» به معنای مهربانی و دلسوزی).

این جمله در پایان، نشان می‌دهد که اگر پیش از نزول این احکام، کارهایی خلاف این قوانین انجام شده بود، خدا با آمرزش و مهربانی خود آن‌ها را می‌بخشد، به‌شرط پذیرش و اصلاح.

Nach oben scrollen