004-006-099-نساء

« Back to Glossary Index
و یتیمان را بیازمائید تا اینکه بدانید به زمان زناشوئی رسیده اند پس اگر چنین رشدی در آنان فهمیدید مالهای ایشان را به ایشان بدهید و قبل از اینکه آنان بزرگ شوند مالهای ایشان را بصورت خرج تراشی بیشتر و یا زود زود خرج کردن نخورید و کسی از شما که بی نیاز بود باید از خرج کردن از مال يتيم خود داری نماید و کسی که خود فقیر بود روی قرار عرف برای نگه داری آنان از مال ایشان بخورد پس وقتی مالهای ایشان را به ایشان برگرداندید بر این کار ایشان کسانی را گواه بگیرید اگر چه بهترین محاسب الله است (از این آیات معلوم میشود که حد رشد برای جوانان مسلمان زمانی است که دو شرط در آنها باشد یکی علامات طبیعی زناشوئی در آنان پدید آید دوم که مهمتر است اینکه سفيه نباشند که نتوانند خود و مال خود را اداره و نگه داری نمایند اگر این دو شرط در پسر و دختر مسلمان بود حق زناشوئی و زندگی مستقلانه را دارد اگر چه سنش کم باشد و اگر این دو شرط نبود حق زناشوئی و زندگی مستقلانه را ندارد اگر چه سنش زیاد باشد و بنابر این در اسلام اندازه معینی از سن شرط رشد و زناشویی نیست و قطعی است که این دو شرط در مکانها و زمانها و اشخاص مختلف فرق میکند و لذا در نفرات مشکوک گواهى متخصص رشد شناس از هر دو جهت فوق لازم است و اینگونه قوانین در اسلام است که اسلام را دین تمام زمانها و تمام مکانها و تمام انسانها با تمام اختلافاتشان کرده نه مانند دین های ساختگی با قانون گذاران بشری که بعضی جهات را در نظر میگیرند و جهات دیگر را فراموش میکنند و قوانینی ناقص بوجود می آورند) (۶)

وَابتَلُوا اليَتامىٰ حَتّىٰ إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِن آنَستُم مِنهُم رُشدًا فَادفَعوا إِلَيهِم أَموالَهُم ۖ وَلا تَأكُلوها إِسرافًا وَبِدارًا أَن يَكبَروا ۚ وَمَن كانَ غَنِيًّا فَليَستَعفِف ۖ وَمَن كانَ فَقيرًا فَليَأكُل بِالمَعروفِ ۚ فَإِذا دَفَعتُم إِلَيهِم أَموالَهُم فَأَشهِدوا عَلَيهِم ۚ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا

آن‌ها (سرپرستان) یتیمان را تا وقتی که به سن ازدواج برسند امتحان کنید؛ پس اگر از آن‌ها رشد و کمال عقلی و توانایی مالی را احساس کردید، اموال آنان را به ایشان بسپارید. و آن اموال را از سر اسراف و بیداد مصرف نکنید که در نتیجه بزرگ شوند (یعنی از آن سوءاستفاده یا غصب کنید). و هر کس توانگر است باید پاکدامن بماند؛ و هر کس ناتوان و فقیر است باید از آن (وقت و امکانات) به طور پسندیده و شایسته بهره‌مند شود. پس وقتی اموالشان را به آنان واگذار کردید، بر تحویل آن برایشان شاهد بگیرید؛ و خدا برای حسابرسی کفایت می‌کند.


وَابتَلُوا اليَتامىٰ

  • واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف، «و».
    • ابتَلُوا: از ریشه بَلَّا با صرف فعل «ابتلا» (به صورت فعل ماضی جمع سوم مذکر: ابتلوا)؛ به معنی «آزمایش کنید»، «امتحان کنید»، «سنجید».
    • اليَتامىٰ: جمع یتیم (مفرد: یتیم)؛ به معنی «یتیمان».
  • شرح جمله: «یتیمان را امتحان کنید.» یعنی قیمان و سرپرستان باید وضعیت و رشد یتیمان را قبل از هر اقدام مالی یا اجتماعی بسنجند؛ تشخیص قابلیت و بلوغ یا صلاحیت آن‌ها ضروری است.

حَتّىٰ إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ

  • واژه‌ها:
    • حَتّىٰ: «تا زمانی که»، «تا».
    • إِذا: «هرگاه»، «وقتی که».
    • بَلَغُوا: مصدر از بَلَغَ با صرف فعل ماضی جمع «بلوغ یافتند»، «رسیدند».
    • النِّكاحَ: «ازدواج»؛ در اینجا به معنای «سنّی که برای نکاح و ازدواج مناسب دانسته می‌شود» یا حد بلوغ است.
  • شرح جمله: «تا وقتی که به سن ازدواج (بلوغ) برسند.» ادامه جمله قبلی است؛ مقصود این است که آزمایش و سنجش ادامه دارد تا رسیدن آن‌ها به این مرحله.

فَإِن آنَستُم مِنهُم رُشدًا

  • واژه‌ها:
    • فَإِن: «پس اگر»، حرف شرط از فاء و ان.
    • آنَستُم: از ریشه أَنَسَ، صورت فعل ماضی با ضمیر «أنستم» یا فعل مضارع به معنی «اگر احساس کردید»، «اگر دریافتید». در این ساخت به معنی «اگر در آن‌ها نشانه‌ای یافتید/اگر آگاه شدید» آمده است. معنای دقیق‌تر: شما اگر از آن‌ها نشانه‌های رشد و صلاحیت دیدید.
    • مِنهُم: «از ایشان».
    • رُشدًا: «رشد»، «کمال عقل و تشخیص»، در اصطلاح شرعی مشابه بلوغ عقلی و توانایی تصرف در اموال.
  • شرح جمله: «اگر از آن‌ها نشانه‌های رشد و کمال (صلاحیت تصرف در مال) دیدید.» یعنی معیار انتقال مال را مشاهده کنید — رشد عقلی، توانایی مدیریت اموال و تشخیص مصلحت.

فَادفَعوا إِلَيهِم أَموالَهُم ۖ

  • واژه‌ها:
    • فَ: «پس».
    • ادفَعوا: از ریشه دَفَعَ، امر جمع «بپردازید/تحویل دهید/واگذار کنید».
    • إِلَيهِم: «به سوی ایشان»، «به آن‌ها».
    • أَموالَهُم: «اموالشان»، جمعِ مَال؛ مضاف و مضاف‌الیه «آن‌ها».
  • شرح جمله: «پس اموالشان را به آن‌ها برگردانید/واگذارید.» یعنی وقتی صلاحیت را دیدید، دیگر حق تصرف به سرپرست نیست و باید مال به صاحب اصلی داده شود.

وَلا تَأكُلوها إِسرافًا وَبِدارًا أَن يَكبَروا ۚ

  • واژه‌ها:
    • وَلا: «و مبادا»، «و هرگز».
    • تَأكُلوها: از ریشه أَكَلَ با ضمیر مفعول «ها»؛ به معنی «آن را بخورید/مصرف کنید»، در اینجا یعنی «بدون حق مصرف نکنید».
    • إِسرافًا: «اسراف»، یعنی خرج بی‌رویه یا سوء مصرف؛ به صورت مصدر یا حال.
    • وَبِدارًا: «و به زیان و ظلم»؛ واژه «بِدار» در معنای «ظلم» یا «خسارت و تباهی» آورده شده است (در تفاسیر: به معنی تباه ساختن یا حیف و میل کردن)، یا ترجمه‌ای نزدیک‌تر «به ستم و فساد».
    • أَن: حرف مصدر یا علت.
    • يَكبَروا: «بزرگ شوند»، در اینجا کنایه از آن است که اموال یتیم بزرگ (زیاد) نشود یا اینکه یتیمان در اثر سوءتصرف ضایعه ببینند؛ اغلب مفسرین تفسیر کرده‌اند معنی: «تا وقتی که بزرگ شوند/بالغ شوند» یا «که (در نتیجه) بزرگ شوند» اما در ترکیب با اسراف و بیدار آمده به معنی «مبادا مال را حیف و میل کنید تا وقتی که آن‌ها (به سن رشد) برسند» — یعنی برای این که وقتی بزرگ شدند چیزی نداشته باشند.
  • شرح جمله: «و آن اموال را به اسراف و ستم مصرف نکنید که (در نتیجه) وقتی بزرگ شوند ضرر ببینند.» تذکری برای قیمان که از حیف و میل و سوءاستفاده ممنوع‌اند.

وَمَن كانَ غَنِيًّا فَليَستَعفِف

  • واژه‌ها:
    • وَ: «و».
    • مَن: «هر کس که».
    • كانَ: «بود/باشد» (فعل ناقص).
    • غَنِيًّا: «توانگر»، «غنی»، «دارا».
    • فَليَستَعفِف: «پس باید پاکدامن/خویشتن‌دار باشد»؛ از ریشه عَفَّ/عَفَفَ به معنی خودداری، استعفاف به معنی خودداری از تصرف نابجا، پاکدامنی در برابر تصرف در مال یتیمان.
  • شرح جمله: «و هر که توانگر است باید از تصرف در مال یتیم خودداری کند و پاکدامن بماند.» یعنی توانگر نباید از وضعیتش برای بهره‌برداری از مال یتیم سوء استفاده کند.

وَمَن كانَ فَقيرًا فَليَأكُل بِالمَعروفِ

  • واژه‌ها:
    • وَ: «و».
    • مَن: «هر کس که».
    • كانَ: «باشد».
    • فَقيرًا: «فقیر»، «نیازمند».
    • فَليَأكُل: «پس بخورد»، از ریشه أَكَلَ؛ به معنی «مالکیت بخورد/مصرف کند» اما در اینجا به معنی «باید از آن به نحو شایسته نفع ببرد».
    • بِالمَعروفِ: «به نحو پسندیده»، «به طور شایسته و مشروع».
  • شرح جمله: «و هر کس که فقیر است، باید (از مال یتیم) به صورت شایسته و مطابق مصلحت و حدود شرعی بهره‌مند شود.» یعنی فقیر مجاز است برای نیازهای مشروع از آن استفاده کند، اما نه سوءاستفاده.

فَإِذا دَفَعتُم إِلَيهِم أَموالَهُم فَأَشهِدوا عَلَيهِم ۚ

  • واژه‌ها:
    • فَإِذا: «پس هنگامی که».
    • دَفَعتُم: «شما تحویل دادید/دادید».
    • إِلَيهِم: «به آنان».
    • أَموالَهُم: «اموالشان».
    • فَأَشهِدوا: «پس گواه بگیرید/اطلاع‌رسانی کنید» یا «شاهد قرار دهید».
    • عَلَيهِم: «علیه ایشان»؛ در اصطلاح حقوقی به معنی «در حضورِ آن‌ها یا بر آن‌ها شاهد بگیرید»؛ برخی مفسرین گفته‌اند منظور این است که هنگام تحویل، دو شاهد حاضر کنید تا دلالت بر تحویل صحیح باشد.
  • شرح جمله: «پس هنگامی که اموالشان را به آنان سپردید، هنگام تحویل گرفتن برای آن‌ها شاهد بگیرید.» یعنی ثبت و اثبات تحویل با حضور گواهان تا هر گونه منازعه حل شود.

وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا

  • واژه‌ها:
    • وَ: «و».
    • كَفىٰ: «کافی است»، «کفایت می‌کند».
    • بِاللَّهِ: «با خدا»، «خدا».
    • حَسيبًا: «حسابگر»، «پس حسابرس/حساب‌کننده».
  • شرح جمله: «و کافی است که خدا نگهبان و حسابرسِ اعمال باشد.» یعنی در نهایت خداوند کفایت می‌کند که حسابرسی و اجرای عدالت انجام شود؛ این جمله تذكّر به مسئولیت اخلاقی و دینی قیمان است.
Nach oben scrollen