لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ - لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
- ترجمه: بهراستی خدا بر مؤمنان نعمت بزرگی نهاد.
- لَقَدْ: حرف + مؤکد (لامِ ابتداء + قدِ تحقیق)؛ معنا: قطعاً/بهراستی؛ ریشه: —؛ وزن/باب: —.
- مَنَّ: فعل ماضی ثلاثی مزید؟ (در اصل ثلاثی مجرد)؛ معنا: نعمت نهاد/بزرگی کرد؛ ریشه: م-ن-ن؛ وزن: فَعَلَ (مَنَّ با تشدید عین)؛ باب: ثلاثی مجرد.
- اللَّهُ: اسم جلاله؛ معنا: خدا؛ ریشه: أ-ل-ه (الیه/اله)؛ وزن: —؛ باب: —.
- عَلَى: حرف جر؛ معنا: بر/بَرْ؛ ریشه: —؛ وزن/باب: —.
- الْمُؤْمِنِينَ: اسم جمع (جمع مذکر سالم، مجرور)، اسم فاعل؛ معنا: ایمانآورندگان؛ ریشه: أ-م-ن؛ وزن: مُفْعِل (مُؤْمِن بر وزن مُفْعِل)؛ باب: اسم فاعل از باب أفعل (آمَنَ رباعی مُزید فیه).
- إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ
- ترجمه: آنگاه که در میانشان پیامبری از خودشان برانگیخت.
- إِذْ: اسم زمان/ابن ظرف زمان؛ معنا: هنگامی که؛ ریشه: —؛ وزن/باب: —.
- بَعَثَ: فعل ماضی ثلاثی مجرد؛ معنا: برانگیخت/فرستاد؛ ریشه: ب-ع-ث؛ وزن: فَعَلَ؛ باب: ثلاثی مجرد.
- فِيهِمْ: جار و مجرور + ضمیر؛ معنا: در میانِ آنان؛ ریشه: ف-ي-ي (فی حرف جر)؛ وزن/باب: —.
- رَسُولًا: اسم مفرد منصوب (مفعول به)؛ معنا: پیامبر/فرستاده؛ ریشه: ر-س-ل؛ وزن: فَعُول؛ باب: —.
- مِنْ: حرف جر؛ معنا: از؛ ریشه: —؛ وزن/باب: —.
- أَنْفُسِهِمْ: اسم جمع/مضافالیه + ضمیر؛ معنا: نفسهایشان/از خودِ آنان؛ ریشه: ن-ف-س؛ وزن: أَفْعُل (أنفُس جمع نفس)؛ باب: —.
- يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ
- ترجمه: آیاتش را بر آنان تلاوت میکند.
- يَتْلُو: فعل مضارع مرفوع؛ معنا: میخوانَد/تلاوت میکند؛ ریشه: ت-ل-و؛ وزن: يَفْعُل؛ باب: ثلاثی مجرد.
- عَلَيْهِمْ: جار و مجرور + ضمیر؛ معنا: بر آنان؛ ریشه: —؛ وزن/باب: —.
- آيَاتِهِ: اسم جمع (جمع مؤنث سالم، مضاف) + ضمیر؛ معنا: آیاتِ او؛ ریشه: أ-ي-ي (أَيَة)؛ وزن: آيَة بر وزن فاعَلة؛ جمع آيات؛ باب: —.
- وَيُزَكِّيهِمْ
- ترجمه: و پاکشان میسازد.
- وَ: حرف عطف؛ معنا: و؛ ریشه: —؛ وزن/باب: —.
- يُزَكِّيهِمْ: فعل مضارع مزید + ضمیر مفعولی؛ معنا: پاک میگرداند/تزکیه میکند؛ ریشه: ز-ك-و/ي؛ وزن: يُفَعِّل (تَزْكِيَة از باب تفعيل)؛ باب: تفعيل (زَكَّى يُزَكِّي).
- وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ
- ترجمه: و به آنان کتاب و حکمت میآموزد.
- وَ: حرف عطف؛ معنا: و؛ —.
- يُعَلِّمُهُمُ: فعل مضارع مزید + ضمیر مفعولی؛ معنا: میآموزد به آنان؛ ریشه: ع-ل-م؛ وزن: يُفَعِّل؛ باب: تفعيل (عَلَّمَ يُعَلِّمُ).
- الْكِتَابَ: اسم مفرد معرفه، مفعول به؛ معنا: کتاب (قرآن)؛ ریشه: ك-ت-ب؛ وزن: فِعَال؛ باب: —.
- وَ: حرف عطف؛ —.
- الْحِكْمَةَ: اسم مفرد معرفه، مفعول به دوم؛ معنا: حکمت؛ ریشه: ح-ك-م؛ وزن: فِعْلَة؛ باب: —.
- وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ
- ترجمه: و هرآینه پیش از آن، قطعاً در گمراهی آشکاری بودند.
- وَ: حرف عطف؛ معنا: و؛ —.
- إِنْ: حرف شرط/مؤکد مخففه از إنّ در این سیاق؛ معنا: همانا/هرآینه؛ ریشه: —؛ —.
- كَانُوا: فعل ماضی ناقص + ضمیر جمع؛ معنا: بودند؛ ریشه: ك-و-ن؛ وزن: كانَ؛ باب: ناقصه (كان وأخواتها).
- مِنْ: حرف جر؛ معنا: از/در زمره؛ —.
- قَبْلُ: ظرف زمان مبنی؛ معنا: پیش از آن/قبلاً؛ ریشه: ق-ب-ل؛ وزن: فَعْل؛ —.
- لَفِي: لامِ ابتداء + فی (حرف جر)؛ معنا: قطعاً در؛ —.
- ضَلَالٍ: اسم مجرور؛ معنا: گمراهی؛ ریشه: ض-ل-ل؛ وزن: فَعَال؛ —.
- مُبِينٍ: صفت مجرور؛ معنا: آشکار/روشن؛ ریشه: ب-ي-ن؛ وزن: مُفِيل؟ درست: مُفِيع نیست؛ وزن: مُفِيل غلط؛ صحیح: مُفِيع وجود ندارد؛ مُبِين بر وزن مُفِيل؟ تصحیح: مُفْعِل؟ نیز نادرست. وزن: مُفِيل/مُفْعِل؟ توضیح درست: اسم فاعل باب إفعال: أبان يُبين فهو مُبِين؛ وزن: مُفِيل (القیاس: مُفعِل؟ در سماع: مُبِين)؛ باب: إفعال (أبان يُبين).
ترجمهٔ کل آیه: بهراستی خدا بر مؤمنان نعمت بزرگی نهاد، آنگاه که در میانشان پیامبری از خودشان برانگیخت؛ بر آنان آیاتش را میخوانَد و پاکشان میسازد و به آنان کتاب و حکمت میآموزد، و یقیناً آنان پیشتر در گمراهی آشکاری بودند. |