003-145-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
و سزاوار هیچکس نیست مگر آنکه به أذن الله بمیرد و مرگ هر کس در نقشه خلقت و برای وقت معین نوشته شده است (سلسله ی علت و معلولهای خلقت خود نقشه ایست برای خلقت که وضع هر کس را در آن نقشه روشن کرده است و یکی از این علتها مصلحت هائی از الله میباشد که مرگ یا زنده ماندن بعضی شخصیت ها را ایجاب میکند و برای هر کس حافظی روحی میباشد که روی همین نقشه، اشخاص را از حوادثی که نباید باعث خطر کسی شود، با وسائلی که در اختیار دارند، حفظ میکنند و یک علتِ بعضی خوابهای راست و یا بعضی احساسات غیبی در بعضی اشخاص و حوادث عجیبی که گاه رخ میدهد وجود همین نقشه در فضا میباشد که علم بشر در آستانه درک آن و استفاده از آن با وسائل الکترونیکی میباشد) و هر کس مزد دنیا را بخواهد از آن به او میدهیم و کسی که مزد آخرت را بخواهد نیز از آن به او میدهیم و به آنانکه راهنمائیهای ما را سپاس گزارند پاداش خوبی خواهیم داد (145)
  • وَما كانَ لِنَفسٍ أَن تَموتَ إِلّا بِإِذنِ اللَّهِ
    • و هیچ نفسی نیست که بمیرد مگر به اجازه خدا.
    • وَ: حرف عطف، و، —
    • ما: حرف نفی/نافیة للجنس در این ساخت، نه/هیچ، —
    • كانَ: فعل ماضی ناقص، بود/باشد، ریشه: ك-و-ن، وزن: فَعَلَ، باب: مجرد ثلاثی
    • لِـ: حرف جر، برای/سزاوارِ، —
    • نَفْسٍ: اسم، نفس/جان، ریشه: ن-ف-س، وزن: فَعْل، باب: —
    • أَن: حرف مصدریه/نصاب، که/تا، —
    • تَموتَ: فعل مضارع منصوب، بمیرد، ریشه: م-و-ت، وزن: تَفْعُلُ (اصل مَوْت)، باب: مجرد ثلاثی
    • إِلّا: أداة استثناء، مگر/جز، —
    • بِإِذْنِ: اسم مجرور، به اجازه/به فرمان، ریشه: أ-ذ-ن، وزن: فِعْل، باب: —
    • اللَّهِ: اسم علم (لفظ جلاله)، خدا، ریشه: أ-ل-ه، وزن: —، باب: —
  • كِتابًا مُؤَجَّلًا
    • نوشته‌ای مقرّر و مدت‌دار.
    • كِتابًا: اسم منصوب (حال/تمييز)، نوشته/تقدیر، ریشه: ك-ت-ب، وزن: فِعال، باب: —
    • مُؤَجَّلًا: اسم مفعول منصوب (صفت)، به تأخیر افتاده/مدت‌دار، ریشه: أ-ج-ل، وزن: مُفَعَّل، باب: تفعیل (أَجَّلَ)
  • وَمَن يُرِد ثَوابَ الدُّنيا نُؤتِهِ مِنها
    • و هر که پاداش دنیا را بخواهد، از آن به او می‌دهیم.
    • وَ: حرف عطف، و، —
    • مَن: اسم شرط، هر که/کسی که، —
    • يُرِدْ: فعل مضارع مجزوم (جواب شرط مقدر)، بخواهد، ریشه: ر-و-د، وزن: يُفْعِلُ، باب: إفعال (أَرادَ)
    • ثَوابَ: اسم منصوب (مفعول‌به)، پاداش، ریشه: ث-و-ب، وزن: فَعال، باب: —
    • الدُّنيا: اسم مضاف‌الیه/بدل، دنیا/این جهان، ریشه: د-ن-و، وزن: فُعْلى (صفت مؤنث افعل)، باب: —
    • نُؤتِهِ: فعل مضارع مرفوع + ضمیر مفعولی، به او می‌دهیم، ریشه: أ-ت-ي، وزن: نُفْعِلُ (نؤتي)، باب: إفعال (آتَى/يُؤْتي)
    • مِنْها: حرف جر + ضمیر، از آن، —
  • وَمَن يُرِد ثَوابَ الآخِرَةِ نُؤتِهِ مِنها
    • و هر که پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او می‌دهیم.
    • وَ: حرف عطف، و، —
    • مَن: اسم شرط، هر که/کسی که، —
    • يُرِدْ: فعل مضارع مجزوم، بخواهد، ریشه: ر-و-د، وزن: يُفْعِلُ، باب: إفعال
    • ثَوابَ: اسم منصوب (مفعول‌به)، پاداش، ریشه: ث-و-ب، وزن: فَعال، —
    • الآخِرَةِ: اسم مجرور (مضاف‌الیه)، آخرت/جهان دیگر، ریشه: أ-خ-ر، وزن: فاعِلَة، —
    • نُؤتِهِ: فعل مضارع مرفوع + ضمیر مفعولی، به او می‌دهیم، ریشه: أ-ت-ي، وزن: نُفْعِلُ، باب: إفعال
    • مِنْها: حرف جر + ضمیر، از آن، —
  • وَسَنَجزِي الشّاكِرينَ
    • و به‌زودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.
    • وَ: حرف عطف، و، —
    • سَـ: حرف استقبال (حرف آینده نزدیک)، به‌زودی/خواه، —
    • نَجْزِي: فعل مضارع مرفوع، پاداش می‌دهیم، ریشه: ج-ز-ي، وزن: نَفْعِلُ (نَفْعُل/نَفْعِل قیاسی؛ جزى يَجْزي)، باب: مجرد ثلاثی
    • الشّاكِرِينَ: اسم منصوب (مفعول‌به جمع مذکر سالم)، سپاسگزاران، ریشه: ش-ك-ر، وزن: فاعِلین، باب: —

ترجمه کل آیه: هیچ نفسی جز به اجازه خدا نمی‌میرد، نوشته‌ای با اجل معیّن. و هر که پاداش دنیا را بخواهد، از آن به او می‌دهیم؛ و هر که پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او می‌دهیم. و به‌زودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.

Nach oben scrollen