003-079-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
سزاوارِ هیچ بشری، که الله به او کتاب (کتاب یعنی مطالب صد در صد صحیح و ثابت و لازم) و حکم (حكم جزئی از کتاب است و به معنای قضاوت صحیح و دستوراتی است، که در دین آمده، تا بدان عمل کنند و از روی آنها قضاوت صحیح نمایند) و نبوت داده، نیست (نبوت، عبارت است از هر نوع خبر و مطلبی چه کم و چه زیاد، که از الله به کسی برسد) که پس از رسیدن به یکی از این مقامها، برای مردم بگوید، علاوه بر الله بنده من نیز باشید (بنده کسی، هم اطاعتِ بنده وار کننده از کسی است و هم کسی که خود را پست و ذلیل، نسبت به ارباب نشان میدهد و با زبان، خود را بنده و غلام کسی معرفی میکند و تازه چون بنده و غلام، انسان است، نه حیوان و فهم دارد، در اطاعتِ بنده وار، تا جائی از ارباب خود اطاعت میکند، که خطری بجانِ خودش نرسد، لذا خالق عالم فرموده، در اطاعت از دستورات من، اگر در مخمصه خطرناکی دچار شدید، دستورات مرا میتوانید، انجام ندهید، آیا وقتی بندگی، به معنای فوق برای غير الله، حتی پیغمبران جایز نیست، تقليد که به معنای این است، که مقلّد باید قلاده و افسار اطاعت را، بر گردن نهد و مانندِ حیواناتِ افساردار، در اختیار پیشوایان مذهبی قرار گیرد، حرامتر از تعّبد نمیباشد؟) بلکه هر یک از صاحبان، مقام فوق گفته اند، بواسطه تعلیماتی که بوسیله کتاب آسمانی، از ما، یا از کسی دیگر درس میگیرید، شما نیز استاد و درس دهنده دیگران باشید (هم پیغمبران و هم امامان و هم هر یک از علمای مذهبی باید چون استاد، حقایق دینی را با دلیل به مردم بیاموزند، تا مردم چون شاگرد به نسبتی که بیشتر تعلیم میگیرند، استاد دیگران شوند، نه آنکه، حق چون و چرا در احکام دین، از پیشوایان مذهبی خود نداشته باشند و بی چون و چرا از آنان تقلید کنند و همیشه نادان بمانند. بنابر این تقلید، در امور کوچک و بزرگ دینی و مذهبی در اسلام حرام است و باید عُلمای حقیقی دینی و مذهبی، اگر غرض و غرور ندارند، از اسم و رسم تقلید با نفرت یاد کنند و رساله های خود را استدلالی و تعلیمی بنویسند و هیچ حکمِ دینی را، محول به نظر و گمان خود نکنند و بلکه با مشورتِ کامل، با علمای هم طراز خود، فقط آنرا از کتاب و سنت بیرون آورند و منتشر سازند، که حتماً حكم الله باشد. زیرا در قرآن مجید راهنمائیهائی است، که میتواند تمام اختلافات مسلمین را در هر موضوعی و هر زمان باشد، برطرف نماید و بر تمام مسلمانان واجب است، تا بر پیشوایان مذهبی خود فشار آورند، تا برای رفع اختلافات، این کار بزرگ و لازم انجام شود و هر کس در این راه کوتاهی کند، به نسبت کوتاهی خود، به خود و جامعه خود ظلم کرده و نزد الله گناهکار محسوب میگردد) (۷۹)

ما كانَ لِبَشَرٍ

  • ترجمه: برای هیچ انسانی سزاوار نبود
  • نوع واژه‌ها و اطلاعات صرفی:
    • ما: حرف نفی، معنی: «نیست/نبود»، ریشه: —، وزن/باب: —
    • كانَ: فعل ماضی ناقص، معنی: «بود»، ریشه: ك و ن، وزن: فَعَلَ، باب: ثلاثی مجرد
    • لِبَشَرٍ: جار و مجرور (لـ + بشر)، معنی: «برای انسانی/بشر»، ریشه: ب ش ر، وزن: فَعَل (اسم)، باب: —

أَن يُؤتِيَهُ اللَّهُ الكِتابَ وَالحُكمَ وَالنُّبُوَّةَ

  • ترجمه: که خدا کتاب و حکم و نبوت را به او بدهد
  • نوع واژه‌ها و اطلاعات صرفی:
    • أَن: حرف مصدری/نصبی، معنی: «که»، ریشه: —، وزن/باب: —
    • يُؤتِيَهُ: فعل مضارع منصوب، معنی: «بدهدش»، ریشه: أ ت ي، وزن: يُفعِل (أَعطى/آتَى باب إفعال)، باب: إفعال
    • الهُ: ضمیر متصل مفعول، معنی: «به او»، ریشه: —، وزن/باب: —
    • اللَّهُ: اسم جلاله فاعل، معنی: «خدا»، ریشه: أ ل ه، وزن: فَعّال (اسم خاص)، باب: —
    • الكِتابَ: مفعول‌به، معنی: «کتاب»، ریشه: ك ت ب، وزن: فِعال، باب: —
    • وَالحُكمَ: معطوف مفعول‌به، معنی: «حکم/داوری و فرمان»، ریشه: ح ك م، وزن: فُعْل، باب: —
    • وَالنُّبُوَّةَ: معطوف مفعول‌به، معنی: «نبوت»، ریشه: ن ب أ، وزن: فُعُلَّة/نُبُوَّة (اسم مصدر)، باب: —

ثُمَّ يَقولَ لِلنّاسِ

  • ترجمه: سپس به مردم بگوید
  • نوع واژه‌ها و اطلاعات صرفی:
    • ثُمَّ: حرف عطف تراخی، معنی: «سپس»، ریشه: —، وزن/باب: —
    • يَقولَ: فعل مضارع منصوب (به سبب أَن مقدّر)، معنی: «بگوید»، ریشه: ق و ل، وزن: يَفْعُل، باب: ثلاثی مجرد
    • لِلنّاسِ: جار و مجرور، معنی: «به مردم»، ریشه: ن و س/أناس، وزن: فَعال (جمع)، باب: —

كونوا عِبادًا لي مِن دونِ اللَّهِ

  • ترجمه: بندگان من باشید، نه از آنِ خدا
  • نوع واژه‌ها و اطلاعات صرفی:
    • كونوا: فعل امر جمع (از كان)، معنی: «باشید»، ریشه: ك و ن، وزن: افعلوا (امر)، باب: ثلاثی مجرد
    • عِبادًا: جمع عبد به نصب (خبر كونوا)، معنی: «بندگان»، ریشه: ع ب د، وزن: فِعال (جمع)، باب: —
    • لي: جار و مجرور، معنی: «برای من/از آنِ من»، ریشه: —، وزن/باب: —
    • مِن دونِ: جار و مجرور ترکیبی، معنی: «جز/غیرِ»، ریشه: د و ن، وزن: —
    • اللَّهِ: اسم جلاله مجرور، معنی: «خدا»، ریشه: أ ل ه، وزن: —

وَلٰكِن كونوا رَبّانِيّينَ

  • ترجمه: اما ربانی باشید
  • نوع واژه‌ها و اطلاعات صرفی:
    • وَلكِن: حرف عطف و استدراک، معنی: «اما»، ریشه: —، وزن/باب: —
    • كونوا: فعل امر جمع، معنی: «باشید»، ریشه: ك و ن، وزن: افعلوا (امر)، باب: ثلاثی مجرد
    • رَبّانِيّينَ: جمع نسبت، معنی: «ربانیان/اهل پروردگار و تربیت الهی»، ریشه: ر ب ب، وزن: فَعّانيّ (نسبت)، باب: —

بِما كُنتُم تُعَلِّمونَ الكِتابَ

  • ترجمه: به سبب آن‌که شما کتاب را تعلیم می‌دادید
  • نوع واژه‌ها و اطلاعات صرفی:
    • بِما: حرف جر + اسم موصول/مصدر، معنی: «به سبب آن‌چه/به‌واسطهٔ اینکه»، ریشه: —، وزن/باب: —
    • كُنتُم: فعل ناقص ماضی + ضمیر جمع، معنی: «بودید»، ریشه: ك و ن، وزن: فَعَلْتُم، باب: ثلاثی مجرد
    • تُعَلِّمونَ: فعل مضارع مرفوع جمع، معنی: «تعلیم می‌دهید/می‌دادید»، ریشه: ع ل م، وزن: تُفَعِّلون (باب تفعیل)، باب: تفعيل
    • الكِتابَ: مفعول‌به، معنی: «کتاب»، ریشه: ك ت ب، وزن: فِعال، باب: —

وَبِما كُنتُم تَدرُسونَ

  • ترجمه: و به سبب آن‌که شما درس می‌خواندید
  • نوع واژه‌ها و اطلاعات صرفی:
    • وَبِما: حرف عطف + حرف جر + اسم موصول/مصدر، معنی: «و به سبب آن‌چه»، ریشه: —، وزن/باب: —
    • كُنتُم: فعل ناقص ماضی + ضمیر جمع، معنی: «بودید»، ریشه: ك و ن، وزن: فَعَلْتُم، باب: ثلاثی مجرد
    • تَدرُسونَ: فعل مضارع مرفوع جمع، معنی: «درس می‌خوانید/می‌خواندید»، ریشه: د ر س، وزن: تَفْعُلون، باب: ثلاثی مجرد

ترجمهٔ کل آیه: برای هیچ انسانی روا نیست که خدا کتاب و حکم و نبوت به او عطا کند، سپس او به مردم بگوید: «بندگان من باشید، نه از آنِ خدا»؛ بلکه بگویید: «ربانی باشید»، به‌سبب آن‌که شما کتاب را آموزش می‌دادید و به‌سبب آن‌که درس می‌خواندید.

Nach oben scrollen