003-075-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
و گروهی از اهل کتاب کسانی هستند که اگر سکه های طلای بسیاری نزد ایشان به امانت گذاری بتو برمیگردانند ولی گروهی هم از اهل کتاب هستند که یک سکه کوچک طلا را هم که امانت گرفته اند به تو که صاحبش باشی بر نمیگردانند، مگر وقتی که بر علیه آنان ایستادگیِ مؤثری نمائی و این از آنروست که این اهل کتابِ اخیر گفته اند، بر گردن ما نیست که نسبت به این بیسوادان خارج از دین، راه صحیحی پیش گیریم و اینگونه اهل کتاب با اینکه میدانند این کار بد و خلاف كتاب الله است، چنین دروغ بزرگی را به الله افترا میزنند (متاسفانه به مانند این فرقه های اهل تورات و انجیل در فرقه های اسلام و اهل قرآن نیز نفراتی هستند که به ظاهر مقدس نما بوده و در معاملات خود با غیر هم عقیده های مذهبی خود به عهد انسانیت معاملاتی خود وفا نمی کنند و مال مردم را به بهانه این که مانند ایشان مؤمن نیستند تا زمانی که زورشان برسد میخورند و حال آنکه در تمام کتابهای آسمانی قید شده خوردن مال مردم حرام است اگر چه بی عقیده و بی ایمان باشند) (۷۵)
  • وَمِن أَهلِ الكِتابِ مَن إِن تَأمَنهُ بِقِنطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيكَ
    • و از اهلِ کتاب کسانی هستند که اگر به آنان بارِ سنگینی بسپاری، آن را به تو بازمی‌گردانند.
    • وَ: حرف عطف، معنا: و
    • مِن: حرف جر، معنا: از
    • أَهلِ: اسم، جمع/مضاف، معنا: اهل، ریشه: أهل، وزن: فَعْل، باب: —
    • الكِتابِ: اسم، معنا: کتاب (کتاب آسمانی)، ریشه: ك-ت-ب، وزن: فِعال، باب: —
    • مَن: اسم موصول، معنا: کسی که، ریشه: —، وزن: —، باب: —
    • إِن: حرف شرط، معنا: اگر
    • تَأمَنهُ: فعل مضارع، معنا: او را امانت بسپاری/به او اعتماد کنی؛ ریشه: أ-م-ن، وزن: تَفْعَلْهُ، باب: أفعل (همزه وصل در اصل «أمِن»)، ضمیر: هُ = او
    • بِقِنطارٍ: جار و مجرور، معنا: با قِنطار (مال بسیار)، ریشه: ق-ن-ط-ر، وزن: فِعْلال، باب: —
    • يُؤَدِّهِ: فعل مضارع، معنا: آن را ادا می‌کند/بازمی‌گرداند؛ ریشه: أ-د-ي، وزن: يُفَعِّلْهُ، باب: تفعیل، ضمیر: هِ = آن
    • إِلَيكَ: جار و مجرور، معنا: به سوی تو؛ ریشه: إ-ل-ي، وزن: إِلى + ضمیر، باب: —
  • وَمِنهُم مَن إِن تَأمَنهُ بِدينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيكَ إِلّا ما دُمتَ عَلَيهِ قائِمًا
    • و از آنان کسانی هستند که اگر به آنان دیناری بسپاری، آن را به تو بازنمی‌گردانند؛ مگر تا وقتی که پیوسته پیگیرِ او باشی.
    • وَ: حرف عطف، معنا: و
    • مِنهُم: جار و مجرور + ضمیر، معنا: از ایشان؛ ریشه: م-ن، هُم = ایشان
    • مَن: اسم موصول، معنا: کسی که
    • إِن: حرف شرط، معنا: اگر
    • تَأمَنهُ: فعل مضارع، معنا: او را امانت بسپاری/به او اعتماد کنی؛ ریشه: أ-م-ن، وزن: تَفْعَلْهُ، باب: أفعل، ضمیر: هُ
    • بِدينارٍ: جار و مجرور، معنا: با دینار (پولی اندک)، ریشه: د-ن-ا-ر (معرّب لاتینی)، وزن: فِعال، باب: —
    • لا: حرف نفی، معنا: نه/نمی
    • يُؤَدِّهِ: فعل مضارع، معنا: آن را ادا نمی‌کند/بازنمی‌گرداند؛ ریشه: أ-د-ي، وزن: يُفَعِّلْهُ، باب: تفعیل، ضمیر: هِ
    • إِلَيكَ: جار و مجرور، معنا: به سوی تو
    • إِلّا: أداة استثناء، معنا: مگر
    • ما: اسم مصدر/موصول مصدری، معنا: تا وقتی که/آن‌چه
    • دُمتَ: فعل ماضی ناقص (کان و أخواتها: دام)، معنا: پایدار/ادامه دادی؛ ریشه: د-و-م، وزن: فُعْتَ (اصل: دُمْتَ)، باب: فعل (ناقِص)
    • عَلَيهِ: جار و مجرور، معنا: بر او/درباره‌ی او؛ ریشه: ع-ل-و، وزن: على + ضمیر
    • قائِمًا: اسم فاعل/حال، معنا: ایستاده/پایدار و پیگیر؛ ریشه: ق-و-م، وزن: فاعِل، باب: قام يقوم
  • ذٰلِكَ بِأَنَّهُم قالوا لَيسَ عَلَينا فِي الأُمِّيّينَ سَبيلٌ
    • این به سببِ آن است که گفتند: بر ما در حقِ بی‌سوادان/غیر یهودیان راهی (مسئولیتی) نیست.
    • ذٰلِكَ: اسم اشاره، معنا: آن/این
    • بِأَنَّهُم: حرف جر + أنَّ + ضمیر، معنا: به سبب اینکه آنان؛ ریشه: —، هُم = آنان
    • قالوا: فعل ماضی، معنا: گفتند؛ ریشه: ق-و-ل، وزن: فَعَلوا، باب: قال يقول
    • لَيسَ: فعل ناقص، معنا: نیست؛ ریشه: ل-ي-س، وزن: ليس، باب: —
    • عَلَينا: جار و مجرور + ضمیر، معنا: بر ما
    • فِي: حرف جر، معنا: در
    • الأُمِّيّينَ: اسم جمع، معنا: امّی‌ها/غیر اهل کتاب (در این سیاق: غیر یهودیان)، ریشه: أ-م-م، وزن: أُفِّيعين (جمع منسوب: أُمِّيّ)، باب: نسبت
    • سَبيلٌ: اسم، معنا: راه/مسیر/مسئولیت/حق مؤاخذه؛ ریشه: س-ب-ل، وزن: فَعيل، باب: —
  • وَيَقولونَ عَلَى اللَّهِ الكَذِبَ وَهُم يَعلَمونَ
    • و بر خدا دروغ می‌گویند، در حالی که خود می‌دانند.
    • وَ: حرف عطف، معنا: و
    • يَقولونَ: فعل مضارع، معنا: می‌گویند؛ ریشه: ق-و-ل، وزن: يَفْعُلونَ، باب: قال يقول
    • عَلَى: حرف جر، معنا: بر
    • اللَّهِ: اسم جلاله، معنا: خدا؛ ریشه: أ-ل-ه، وزن: فَعّال (اسم خاص)، باب: —
    • الكَذِبَ: اسم مصدر/مفعول، معنا: دروغ؛ ریشه: ك-ذ-ب، وزن: فَعِل (مصدر کَذِب)، باب: —
    • وَهُم: واو حال + ضمیر، معنا: در حالی که ایشان
    • يَعلَمونَ: فعل مضارع، معنا: می‌دانند؛ ریشه: ع-ل-م، وزن: يَفْعَلونَ، باب: فعل

ترجمهٔ کل آیه: و از اهلِ کتاب کسانی هستند که اگر به او بارِ فراوانی بسپاری آن را به تو بازمی‌گرداند، و از آنان کسانی هستند که اگر به او حتی دیناری بسپاری آن را به تو بازنمی‌گرداند مگر تا وقتی که پیوسته بر او ایستاده و پیگیر باشی. این به سببِ آن است که گفتند: در حقِ غیر یهودیان بر ما هیچ راهی (مسئولیتی) نیست؛ و بر خدا دروغ می‌گویند در حالی که خود می‌دانند.

Nach oben scrollen