002-286-091-بقرة

« Back to Glossary Index
الله به کسی جز به اندازه توانائیش چیزی را تکلیف نمی کند هر کس هر کار خوبی که خود کرده باشد نتیجه خوب میبرد و از کار بد نتیجه بد میگیرد (یعنی کسی واسطه و پارتی و شفيع کسی نخواهد شد مگر اعمال هر کس که وسیله نجات و بدبختی آنکس خواهد شد) و پیغمبر و مؤمنان به او، به پروردگارِ خود میگویند، پروردگارا اگر ما روی فراموشی یا به خطا، کاری که نباید بکنیم، کردیم، از ما که این کارها را روی سر کشی نکرده ایم مؤاخذه منما و ای پرورش دهنده ما، بر ما باری که سنگین باشد به مانند پیشینیان بار مکن (بر یهود و نصاری وقتی از متن دستورات تورات منحرف شدند، دستورات سنگینی که از فتواهای غلط پیشوایانشان سرچشمه میگرفت به نام دین و مذهب بار شد) و ای پروردگار ما، بر ما چیزی که طاقت آنرا نداریم تحميل مكن (اشاره به احکامی سخت مانند شنبه که چون یهودیان بسیار مادی بودند برایشان از جانب الله تحميل شد تا اقلا در هفته یک روز از مادیات صرفنظر کنند) و اینگونه دستورات را از ما صرف نظر نما و آمرزش خود را درباره ما روا دار و به ما رحم کن، زیرا مولای ما فقط تو هستی (وای بر کسانی که غير الله را مولای خود میدانند) پس ما را بر قوم کفران کننده پیروز گردان (286)

۱) لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: خدا هیچ نفسی را تکلیف نمی‌کند مگر به اندازهٔ توانش.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • لا: حرف نفی (نفیِ حال/استمرار).
    • يُكَلِّفُ: فعل مضارع، باب تفعیل از ریشهٔ ثلاثی ک-ل-ف (کَلَّفَ). معنا: تکلیف می‌کند/بر عهده می‌گذارد. فاعل بعداً می‌آید.
    • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعلِ مرفوعِ فعل «يُكَلِّفُ» (علامت رفع: ضمه).
    • نَفْسًا: اسم مفرد، مفعولٌ‌به منصوبِ «يُكَلِّفُ» (علامت نصب: تنوین فتحه). معنا: شخص/جان.
    • إِلّا: ادات استثنا؛ این‌جا همراه با «لا» مفهوم «جز/مگر» می‌دهد.
    • وُسْعَها: «وُسْعَ» اسم به معنی توان/گُنجایش، مضافٌ‌الیه: «ها» ضمیر متصل، مضاف‌الیه مجرور لفظاً نیست چون «وسعَ» اینجا تمییز/مفعول‌به دوم در ساختار استثنا تلقی می‌شود؛ از نظر معنا: «توانِ او». اعراب: «وسعَ» منصوب به‌اعتبار تمییز یا به تقدیر فعل محذوف (تکلیف جز به وسعِ آن نیست). ریشهٔ «وُسْع»: و-س-ع.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری منفی.
    • نکته: قاعدهٔ کلی شریعت؛ تکلیف الهی فراتر از توان انسان نیست.

۲) لَها ما كَسَبَت وَعَلَيها مَا اكتَسَبَت

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: برای اوست آنچه به دست آورده، و بر اوست آنچه مرتکب شده.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • لَها: جار و مجرور (لِ + ها)، خبرِ مقدم. معنا: برای او.
    • ما: اسم موصول عام (آنچه)، مبتدا/اسم موصول مؤخر.
    • كَسَبَت: فعل ماضی، ریشهٔ ک-س-ب (کسب کرد/به دست آورد). تاء تأنیث/فاعل: ضمیر مستتر یا تاء فاعلی مؤنث راوی به عود به «نفس». صلهٔ «ما».
    • وَ: عطف.
    • عَلَيها: جار و مجرور، خبر مقدم دوم. معنا: بر عهدهٔ او/به زیان او.
    • ما: اسم موصول (آنچه)، مبتدا/اسم موصول مؤخر دوم.
    • اكتَسَبَت: فعل ماضی، باب افتعال از ریشهٔ ک-س-ب (اکتسب: کسب کرد/به‌دست آورد؛ غالباً در سیاقِ بارِ منفی یا تحمّل تبعات). فاعل مؤنث به «نفس» برمی‌گردد. صلهٔ «ما».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: تفاوت لطیف «كَسَبَت» (عموم کسب، معمولاً خیر) با «اكتَسَبَت» (کسب با تکلّف/تبعات، غالباً شر). مسئولیت فردی در پاداش و کیفر.

۳) رَبَّنا لا تُؤاخِذنا إِن نَسينا أَو أَخطَأنا

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پروردگارا، ما را مؤاخذه مکن اگر فراموش کردیم یا خطا نمودیم.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • رَبَّنا: منادا + مضافٌ‌الیه ضمیر «نا». «رَبَّ» منصوب به ندا. معنا: پروردگارِ ما.
    • لا: لا ناهیّه (نهی).
    • تُؤاخِذْنا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی (علامت جزم: سکون)، باب مفاعلة از ریشهٔ أ-خ-ذ (آخَذَ = مؤاخذه کردن). «نا»: مفعول‌به. معنا: مؤاخذه مکن ما را.
    • إِن: حرف شرط.
    • نَسينا: فعل ماضی (برای بیان شرط در معنی آینده به‌کار رفته)، ریشهٔ ن-س-ي (فراموش کردیم). «نا» فاعل.
    • أَو: حرف عطف (یا).
    • أَخطَأنا: فعل ماضی، ریشهٔ خ-ط-أ (خطا کردیم). «نا» فاعل.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: دعایی (نهی در مقام دعا).
    • نکته: طلبِ چشم‌پوشی از مؤاخذهٔ خطای غیرعمد و نسیان.

۴) رَبَّنا وَلا تَحمِل عَلَينا إِصرًا كَما حَمَلتَهُ عَلَى الَّذينَ مِن قَبلِنا

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پروردگارا، و بر ما بارِ سنگینی مگذار چنان‌که آن را بر کسانی که پیش از ما بودند نهادی.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • رَبَّنا: منادا + ضمیر مضاف‌الیه (پروردگارِ ما).
    • وَ: عطف.
    • لا: لا ناهیّه.
    • تَحمِلْ: مضارع مجزوم به «لا»ی نهی (سکون)، ریشهٔ ح-م-ل (حمل کردن/بار نهادن). فاعل مستتر: «أنت».
    • عَلَينا: جار و مجرور (بر ما).
    • إِصرًا: مفعول‌به منصوب، معنا: بارِ سنگین/قید و بند سخت. ریشهٔ أ-ص-ر.
    • كَما: کاف تشبیه + «ما» (مصدرية یا موصوله)، معنا: همان‌گونه که/چنان‌که.
    • حَمَلتَهُ: فعل ماضی، ریشهٔ ح-م-ل (نهادی/حمل کردی). «تَ» فاعل (خطاب به خدا)، «هُ» مفعول‌به (آن بار).
    • عَلَى الَّذينَ: جار و مجرور + اسم موصول جمع (بر کسانی که).
    • مِن قَبلِنا: جار و مجرور، ظرف زمان مضاف + ضمیر «نا» (پیش از ما).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: دعایی (نهی در مقام درخواست).
    • نکته: درخواستِ عدمِ وضعِ تکالیفِ بسیار دشوار مانند برخی امّت‌های پیشین.

۵) رَبَّنا وَلا تُحَمِّلنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پروردگارا، و بر ما حمل مکن آنچه را که ما را بدان توان نیست.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • رَبَّنا: منادا + ضمیر مضاف‌الیه.
    • وَ: عطف.
    • لا: لا ناهیّه.
    • تُحَمِّلْنا: مضارع مجزوم، باب تفعیل از ریشهٔ ح-م-ل (تحمیل کنی). «نا»: مفعول‌به اول.
    • ما: اسم موصول (آنچه)، مفعول‌به دوم برای «تُحَمِّلْ».
    • لا: حرف نفی.
    • طاقَةَ: اسم «لا»ی نفی جنس، منصوب (علامت نصب: فتحه). معنا: توان.
    • لَنا: جار و مجرور، خبر «لا»ی نفی جنس (برای ما).
    • بِهِ: جار و مجرور، متعلق به «طاقة» (توان نسبت به آن).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: دعایی (نهی در قالب درخواست).
    • نکته: درخواست عدمِ تحمیلِ امور فراتر از طاقت.

۶) وَاعفُ عَنّا وَاغفِر لَنا وَارحَمنا

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و درگذر از ما، و ما را بیامرز، و بر ما رحمت آور.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • وَ: عطف.
    • اعفُ: فعل امر، ریشهٔ ع-ف-و (درگذشتن/محوشدن اثرِ گناه). فاعل مستتر: «أنت».
    • عَنّا: جار و مجرور (از ما).
    • وَاغفِر: فعل امر، ریشهٔ غ-ف-ر (پوشاندن/آمرزش).
    • لَنا: جار و مجرور (برای ما).
    • وَارحَمْنا: فعل امر، ریشهٔ ر-ح-م (رحمت کن)، «نا»: مفعول‌به.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: دعایی/امر به معنای درخواست از خدا.
    • نکته: سه‌گانهٔ پوششِ خطا: عفو (زائل‌کردن اثر)، غفران (پوشاندن و آمرزش)، رحمت (افاضهٔ خیر).

۷) أَنتَ مَولانا فَانصُرنا عَلَى القَومِ الكافِرينَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: تو سرپرستِ مایی، پس یاریمان کن بر گروهِ کافران.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • أَنتَ: ضمیر منفصل، مبتدا.
    • مَولانا: خبرِ مرفوع در لفظ (محلّاً مرفوع)، «مَولى» به‌معنی سرپرست/یاور + «نا» مضافٌ‌الیه (ما). ریشهٔ و-ل-ي.
    • فَانصُرنا: «فَ» فاء تفریع/سببیت (نتیجهٔ اقرارِ به ولایت). «انصُرْ»: فعل امر، ریشهٔ ن-ص-ر (یاری کن). «نا»: مفعول‌به.
    • عَلَى القَومِ: جار و مجرور (بر گروه).
    • الكافِرينَ: صفت برای «القوم»، جمع مذکر سالم، مجرور به‌سبب جرّ تابع.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری + دعایی (خبرِ «أنت مولانا»، سپس امر دعایی «فانصرنا»).
    • نکته: اعتراف به ولایت الهی مقدمهٔ طلبِ نصرت است.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: خدا هیچ نفسی را تکلیف نمی‌کند مگر به اندازهٔ توانش؛ برای اوست آنچه به دست آورده، و بر اوست آنچه مرتکب شده. پروردگارا، ما را مؤاخذه مکن اگر فراموش کردیم یا خطا نمودیم. پروردگارا، و بر ما بارِ سنگینی مگذار چنان‌که آن را بر کسانی که پیش از ما بودند نهادی. پروردگارا، و بر ما تحمیل مکن آنچه را که توانِ آن نداریم. و درگذر از ما، و ما را بیامرز، و بر ما رحمت آور. تو سرپرستِ مایی، پس ما را بر گروهِ کافران یاری کن.

Nach oben scrollen