۱) لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها - ترجمهٔ تحتاللفظی: خدا هیچ نفسی را تکلیف نمیکند مگر به اندازهٔ توانش.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- لا: حرف نفی (نفیِ حال/استمرار).
- يُكَلِّفُ: فعل مضارع، باب تفعیل از ریشهٔ ثلاثی ک-ل-ف (کَلَّفَ). معنا: تکلیف میکند/بر عهده میگذارد. فاعل بعداً میآید.
- اللَّهُ: اسم جلاله، فاعلِ مرفوعِ فعل «يُكَلِّفُ» (علامت رفع: ضمه).
- نَفْسًا: اسم مفرد، مفعولٌبه منصوبِ «يُكَلِّفُ» (علامت نصب: تنوین فتحه). معنا: شخص/جان.
- إِلّا: ادات استثنا؛ اینجا همراه با «لا» مفهوم «جز/مگر» میدهد.
- وُسْعَها: «وُسْعَ» اسم به معنی توان/گُنجایش، مضافٌالیه: «ها» ضمیر متصل، مضافالیه مجرور لفظاً نیست چون «وسعَ» اینجا تمییز/مفعولبه دوم در ساختار استثنا تلقی میشود؛ از نظر معنا: «توانِ او». اعراب: «وسعَ» منصوب بهاعتبار تمییز یا به تقدیر فعل محذوف (تکلیف جز به وسعِ آن نیست). ریشهٔ «وُسْع»: و-س-ع.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری منفی.
- نکته: قاعدهٔ کلی شریعت؛ تکلیف الهی فراتر از توان انسان نیست.
۲) لَها ما كَسَبَت وَعَلَيها مَا اكتَسَبَت - ترجمهٔ تحتاللفظی: برای اوست آنچه به دست آورده، و بر اوست آنچه مرتکب شده.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- لَها: جار و مجرور (لِ + ها)، خبرِ مقدم. معنا: برای او.
- ما: اسم موصول عام (آنچه)، مبتدا/اسم موصول مؤخر.
- كَسَبَت: فعل ماضی، ریشهٔ ک-س-ب (کسب کرد/به دست آورد). تاء تأنیث/فاعل: ضمیر مستتر یا تاء فاعلی مؤنث راوی به عود به «نفس». صلهٔ «ما».
- وَ: عطف.
- عَلَيها: جار و مجرور، خبر مقدم دوم. معنا: بر عهدهٔ او/به زیان او.
- ما: اسم موصول (آنچه)، مبتدا/اسم موصول مؤخر دوم.
- اكتَسَبَت: فعل ماضی، باب افتعال از ریشهٔ ک-س-ب (اکتسب: کسب کرد/بهدست آورد؛ غالباً در سیاقِ بارِ منفی یا تحمّل تبعات). فاعل مؤنث به «نفس» برمیگردد. صلهٔ «ما».
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری.
- نکته: تفاوت لطیف «كَسَبَت» (عموم کسب، معمولاً خیر) با «اكتَسَبَت» (کسب با تکلّف/تبعات، غالباً شر). مسئولیت فردی در پاداش و کیفر.
۳) رَبَّنا لا تُؤاخِذنا إِن نَسينا أَو أَخطَأنا - ترجمهٔ تحتاللفظی: پروردگارا، ما را مؤاخذه مکن اگر فراموش کردیم یا خطا نمودیم.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- رَبَّنا: منادا + مضافٌالیه ضمیر «نا». «رَبَّ» منصوب به ندا. معنا: پروردگارِ ما.
- لا: لا ناهیّه (نهی).
- تُؤاخِذْنا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی (علامت جزم: سکون)، باب مفاعلة از ریشهٔ أ-خ-ذ (آخَذَ = مؤاخذه کردن). «نا»: مفعولبه. معنا: مؤاخذه مکن ما را.
- إِن: حرف شرط.
- نَسينا: فعل ماضی (برای بیان شرط در معنی آینده بهکار رفته)، ریشهٔ ن-س-ي (فراموش کردیم). «نا» فاعل.
- أَو: حرف عطف (یا).
- أَخطَأنا: فعل ماضی، ریشهٔ خ-ط-أ (خطا کردیم). «نا» فاعل.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: دعایی (نهی در مقام دعا).
- نکته: طلبِ چشمپوشی از مؤاخذهٔ خطای غیرعمد و نسیان.
۴) رَبَّنا وَلا تَحمِل عَلَينا إِصرًا كَما حَمَلتَهُ عَلَى الَّذينَ مِن قَبلِنا - ترجمهٔ تحتاللفظی: پروردگارا، و بر ما بارِ سنگینی مگذار چنانکه آن را بر کسانی که پیش از ما بودند نهادی.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- رَبَّنا: منادا + ضمیر مضافالیه (پروردگارِ ما).
- وَ: عطف.
- لا: لا ناهیّه.
- تَحمِلْ: مضارع مجزوم به «لا»ی نهی (سکون)، ریشهٔ ح-م-ل (حمل کردن/بار نهادن). فاعل مستتر: «أنت».
- عَلَينا: جار و مجرور (بر ما).
- إِصرًا: مفعولبه منصوب، معنا: بارِ سنگین/قید و بند سخت. ریشهٔ أ-ص-ر.
- كَما: کاف تشبیه + «ما» (مصدرية یا موصوله)، معنا: همانگونه که/چنانکه.
- حَمَلتَهُ: فعل ماضی، ریشهٔ ح-م-ل (نهادی/حمل کردی). «تَ» فاعل (خطاب به خدا)، «هُ» مفعولبه (آن بار).
- عَلَى الَّذينَ: جار و مجرور + اسم موصول جمع (بر کسانی که).
- مِن قَبلِنا: جار و مجرور، ظرف زمان مضاف + ضمیر «نا» (پیش از ما).
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: دعایی (نهی در مقام درخواست).
- نکته: درخواستِ عدمِ وضعِ تکالیفِ بسیار دشوار مانند برخی امّتهای پیشین.
۵) رَبَّنا وَلا تُحَمِّلنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ - ترجمهٔ تحتاللفظی: پروردگارا، و بر ما حمل مکن آنچه را که ما را بدان توان نیست.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- رَبَّنا: منادا + ضمیر مضافالیه.
- وَ: عطف.
- لا: لا ناهیّه.
- تُحَمِّلْنا: مضارع مجزوم، باب تفعیل از ریشهٔ ح-م-ل (تحمیل کنی). «نا»: مفعولبه اول.
- ما: اسم موصول (آنچه)، مفعولبه دوم برای «تُحَمِّلْ».
- لا: حرف نفی.
- طاقَةَ: اسم «لا»ی نفی جنس، منصوب (علامت نصب: فتحه). معنا: توان.
- لَنا: جار و مجرور، خبر «لا»ی نفی جنس (برای ما).
- بِهِ: جار و مجرور، متعلق به «طاقة» (توان نسبت به آن).
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: دعایی (نهی در قالب درخواست).
- نکته: درخواست عدمِ تحمیلِ امور فراتر از طاقت.
۶) وَاعفُ عَنّا وَاغفِر لَنا وَارحَمنا - ترجمهٔ تحتاللفظی: و درگذر از ما، و ما را بیامرز، و بر ما رحمت آور.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- وَ: عطف.
- اعفُ: فعل امر، ریشهٔ ع-ف-و (درگذشتن/محوشدن اثرِ گناه). فاعل مستتر: «أنت».
- عَنّا: جار و مجرور (از ما).
- وَاغفِر: فعل امر، ریشهٔ غ-ف-ر (پوشاندن/آمرزش).
- لَنا: جار و مجرور (برای ما).
- وَارحَمْنا: فعل امر، ریشهٔ ر-ح-م (رحمت کن)، «نا»: مفعولبه.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: دعایی/امر به معنای درخواست از خدا.
- نکته: سهگانهٔ پوششِ خطا: عفو (زائلکردن اثر)، غفران (پوشاندن و آمرزش)، رحمت (افاضهٔ خیر).
۷) أَنتَ مَولانا فَانصُرنا عَلَى القَومِ الكافِرينَ - ترجمهٔ تحتاللفظی: تو سرپرستِ مایی، پس یاریمان کن بر گروهِ کافران.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- أَنتَ: ضمیر منفصل، مبتدا.
- مَولانا: خبرِ مرفوع در لفظ (محلّاً مرفوع)، «مَولى» بهمعنی سرپرست/یاور + «نا» مضافٌالیه (ما). ریشهٔ و-ل-ي.
- فَانصُرنا: «فَ» فاء تفریع/سببیت (نتیجهٔ اقرارِ به ولایت). «انصُرْ»: فعل امر، ریشهٔ ن-ص-ر (یاری کن). «نا»: مفعولبه.
- عَلَى القَومِ: جار و مجرور (بر گروه).
- الكافِرينَ: صفت برای «القوم»، جمع مذکر سالم، مجرور بهسبب جرّ تابع.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری + دعایی (خبرِ «أنت مولانا»، سپس امر دعایی «فانصرنا»).
- نکته: اعتراف به ولایت الهی مقدمهٔ طلبِ نصرت است.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: خدا هیچ نفسی را تکلیف نمیکند مگر به اندازهٔ توانش؛ برای اوست آنچه به دست آورده، و بر اوست آنچه مرتکب شده. پروردگارا، ما را مؤاخذه مکن اگر فراموش کردیم یا خطا نمودیم. پروردگارا، و بر ما بارِ سنگینی مگذار چنانکه آن را بر کسانی که پیش از ما بودند نهادی. پروردگارا، و بر ما تحمیل مکن آنچه را که توانِ آن نداریم. و درگذر از ما، و ما را بیامرز، و بر ما رحمت آور. تو سرپرستِ مایی، پس ما را بر گروهِ کافران یاری کن. |