002-283-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و اگر بر سفری بودید که نویسنده ای پیدا نمی کردید برای آنچه با مدت داده اید مالی را به عنوان تضمین به رهن گیرید و باید آنچه را کسی برای تضمین به امانت گرفته است عینا در موقعش آنرا به صاحبش برگرداند و از الله که همه چیزش از اوست بترسد و شما مؤمنان نباید چنین شهادتی را کتمان نمائید و هر کس آنرا کتمان کند روح خودش را به گناه وا داشته و الله بدانچه میکنید داناست (۲۸۳)

۱) وَإِن كُنتُم عَلىٰ سَفَرٍ وَلَم تَجِدوا كاتِبًا فَرِهانٌ مَقبوضَةٌ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و اگر در سفر بودید و نویسنده‌ای نیافتید، پس گروهای گرفته‌شده (پذیرفته‌شده) باشد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
    • وَ: حرف عطف.
    • إِن: حرف شرط.
    • كُنتُم: فعل ناقص ماضی از کانَ (ریشه: ك و ن) + ضمیر «تم» برای خطاب جمع؛ معنا: بودید.
    • عَلىٰ: حرف جر؛ بر/روی/در.
    • سَفَرٍ: اسم مجرور به «على» (نکره)؛ سفر.
    • وَ: حرف عطف.
    • لَم: حرف نفی و جزم.
    • تَجِدوا: فعل مضارع مجزوم به «لم» از وَجَدَ (ریشه: و ج د) با واو جمع؛ بیابید/نیافتید (با «لم»).
    • كاتِبًا: اسم فاعل از كَتَبَ (ریشه: ك ت ب) منصوب مفعول‌به؛ نویسنده‌ای.
    • فَ: فای تفریع (نتیجه).
    • رِهانٌ: جمع «رَهْن» یا اسم جنس؛ خبر مبتدا محذوف یا مبتدا مرفوع؛ گروها/رهن‌ها.
    • مَقبوضَةٌ: اسم مفعول از قَبَضَ (ریشه: ق ب ض) صفت برای «رِهانٌ»؛ گرفته‌شده/دریافت‌شده.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیه خبری-ارشادی (بیان حکم در حالت نبودِ نویسنده).
    • نکته: در نبودِ ثبتِ کتبی در سفر، گرفتن رهنِ در دستِ طلبکار راهکار اطمینان است؛ «مقبوضة» بر لزوم قبض تأکید دارد.

۲) فَإِن أَمِنَ بَعضُكُم بَعضًا فَليُؤَدِّ الَّذِي اؤتُمِنَ أَمانَتَهُ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس اگر برخیِ شما به برخی (دیگر) اطمینان کرد، باید پس بدهد آن کسی که امانت‌دار شد امانتِ خود را.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
    • فَ: فای تفریع.
    • إِن: حرف شرط.
    • أَمِنَ: فعل ماضی از أَمِنَ (ریشه: أ م ن)؛ اطمینان کرد/امن یافت.
    • بَعضُكُم: «بعضُ» فاعل مرفوع + «کم» مضافٌ‌الیه؛ برخی از شما.
    • بَعضًا: مفعول‌به منصوب؛ برخی (دیگر).
    • فَ: فای جواب شرط.
    • لِيُؤَدِّ: لام امر + مضارع مجزوم از أَدّى (ریشه: أ د ي) با ادغام؛ باید بپردازد/ادا کند.
    • الَّذِي: اسم موصول مفرد مذکر؛ آن کسی که.
    • اؤتُمِنَ: فعل ماضی مجهول از ائتَمَنَ/أُتُمِنَ (اصل: اؤتمن) از ریشه: أ م ن؛ امانت‌دار شد/بر او اعتماد شد.
    • أَمانَتَهُ: مفعول‌به اوّلِ مقدرِ «ليؤدِّ» یا مفعول مطلق نوعی؛ «أمانة» مفرد منصوب + ضمیر «ه» مضاف‌الیه؛ امانتِ او (آنچه به او سپرده شد).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیه + امر ارشادی/الزامی (دستور شرعی به ادای امانت).
    • نکته: اگر اعتماد متقابل است و سند/رهن نیست، تکلیف روشن است: امین باید امانت را برگرداند؛ محور، اعتماد و وجوب ادای امانت است.

۳) وَليَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و باید پروا بدارد از خدا، پروردگارش.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
    • وَ: حرف عطف.
    • لِيَتَّقِ: لام امر + مضارع مجزوم از اتَّقى (ریشه: و ق ي)؛ باید پرهیز کند/تقوا بورزد. کسرهٔ پایانی به‌سبب جزم.
    • اللَّهَ: مفعول‌به منصوبِ «يَتَّقِ»؛ خدا.
    • رَبَّهُ: بدل/عطف بیان یا مفعول دوم به تقدیر حرف جر، منصوب + ضمیر «ه»؛ پروردگارِ او.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: امر ارشادی/الزامی.
    • نکته: تأکید اخلاقی-ایمانی در کنار حکم حقوقی؛ اعتماد بدون تقوا آسیب‌پذیر است.

۴) وَلا تَكتُمُوا الشَّهادَةَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و پنهان نکنید گواهی را.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
    • وَ: حرف عطف.
    • لا: حرف نهی.
    • تَكتُمُوا: مضارع مجزوم به «لا»ی نهی از كَتَمَ (ریشه: ك ت م) + واو جمع؛ پنهان نکنید.
    • الشَّهادَةَ: مفعول‌به منصوب (اسم از شَهِدَ، ریشه: ش ه د)؛ شهادت/گواهی.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: نهی صریح.
    • نکته: نهی از کتمان شهادت برای حفظ حق‌ها و سالم‌ماندن معاملات.

۵) وَمَن يَكتُمها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلبُهُ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و هرکس آن را پنهان کند، پس بی‌گمان گناهکار است دلش.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
    • وَ: حرف عطف/استیناف.
    • مَن: اسم شرط عام.
    • يَكتُم: فعل مضارع مجزوم به محل شرط از كَتَمَ (ریشه: ك ت م)؛ پنهان کند.
    • ها: ضمیر مفعولی مفرد مؤنث؛ آن (شهادت).
    • فَ: فای جواب شرط.
    • إِنَّهُ: إنّ + ضمیر شأن/فصل «هو»؛ به‌راستی او…
    • آثِمٌ: خبر إنّ مرفوع؛ گناهکار.
    • قَلبُهُ: فاعلِ معنویِ نسبتِ اثم به قلب به عنوان مبتدا مؤخر/بدل بیان؛ دلِ او. ساختار برای تأکید بر آلودگی درونی است.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیه خبری با تأکید.
    • نکته: گناه به قلب نسبت داده شده تا نشان دهد کتمان شهادت فساد درونی می‌آورد، نه فقط خطای بیرونی.

۶) وَاللَّهُ بِما تَعمَلونَ عَليمٌ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا به آنچه می‌کنید داناست.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
    • وَ: حرف استیناف.
    • اللَّهُ: مبتدا مرفوع.
    • بِما: باء حرف جر + «ما» موصوله؛ به آنچه که.
    • تَعمَلونَ: مضارع مرفوع از عَمِلَ (ریشه: ع م ل) + واو جمع؛ انجام می‌دهید.
    • عَليمٌ: خبر مرفوع؛ داناست/آگاه است.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری-تأکیدی.
    • نکته: ختم آیه با نظارت الهی؛ ضامن اجرای اخلاقی احکام پیش‌گفته.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: و اگر در سفر بودید و نویسنده‌ای نیافتید، پس گروهای گرفته‌شده (باشد). پس اگر برخی از شما به برخی (دیگر) اطمینان کرد، باید آن‌که امانت‌دار شد امانتش را ادا کند، و باید از خدا، پروردگارش، پروا بدارد. و گواهی را پنهان نکنید؛ و هرکس آن را پنهان کند، بی‌گمان دلش گناهکار است. و خدا به آنچه انجام می‌دهید داناست.

Nach oben scrollen