002-282-091-بقرة

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید، وقتی با یکدیگر قرار دادی مدت دار بستيد آنرا دقيقا بنویسید و در میان شما باید نویسنده ای از روی عدالت آنچه را که لازم است، بنویسد و نویسنده نباید چیزی را که الله تعلیمش داده ننویسد، حتما باید آنچه را روی عدل لازم است، بنویسد و حتما کسی که در آن قرار داد حقی دارد باید آنچه باید نوشته شود درست و علنی به نویسنده بگوید و باید از الله که همه چیزش از اوست بترسد و چیزی را از حق طرف خود کم ننماید، پس اگر کسی که در این قرار داد حق دارد، کم خرد یا ناتوان بود و یا نمی توانست شرایط لازم را خودش به نویسنده بگوید، ولیِ او از روی عدل خواهد گفت و دو گواه نیز از مردان خودتان گواه گیرید و اگر دو مرد موجود نبود یک مرد و دو زن، گواه شوند از کسانی که مورد رضایت طرفین باشند و این دو گواه از آنروست که اگر یکی شاهد بودن خود را فراموش کرد دیگری او را به یاد آورد (از این توضیحات پیداست که گواه و شاهد ناشناخته پذیرفته نیست و چون در موقع شهادت دادن ممکن است زن را نتوان برای شهادت آورد، زیرا تحت اختیار مرد خود میباشد دو شاهد زن بجای یک مرد مقرر شده و تمام این توضیحات متناسب با زمان بی سوادی اکثر مردم است و قطعی است که در صورت وجود تشکیلات با قدرت و وجود دفتری رسمی برای ثبت ممکن است، گواه کمتر باشد و امضای طرفین و نویسندگان دفتر کافی باشد) و شاهدها را هر زمان برای شهادت خواندند نباید سرپیچی کنند و شما طرفین قرارداد و نویسنده نباید از نوشتن شرایط کوچک و یا بزرگی از قرارداد کم حوصلگی نشان دهید و نزد الله این هم عادلانه تر است و هم برای زمان شهادت دادن راه محکم تری است و برای رفع هر شکی در شما این بهتر است ولی اگر قرارداد در میان شما حضوری و نقد به نقد بود و مدت نداشت عیبی بر شما نیست که آن را ننویسید و وقتی خرید و فروش نقد بود شاهد نیز بگیرید (البته در معاملاتی که مهم است و امکان انکار و فریبی در کار باشد) و نباید کاری کنید که نویسنده و یا شاهد ضرری از شما ببیند و اگر به آنها ضرری زدید، نتیجه اش تجاوزی است به حق خودتان و از الله بترسید (یعنی نویسنده و شاهد حق دارد مزدی از شما بگیرد) و این تعليم الله به شماست و الله به هر چیزی داناست (۲۸۲)

در ادامه، آیه را جمله‌به‌جمله می‌آورم. زیر هر جمله: 1) ترجمهٔ تحت‌اللفظی فارسی، 2) تجزیهٔ صرفی-نحوی ساده با ذکر ریشهٔ ثلاثی، نقش اعرابی و معنای واژه، 3) نوع جمله و نکتهٔ معنایی کوتاه. در پایان، ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه می‌آید.

  1. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: ای کسانی که ایمان آورده‌اید!
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • يا: حرف ندا (دعوت/خطاب).
    • أيُّها: أيّ (اسم ندا، مبنی بر الضم) + ها (حرف تنبيه). معنای «ای…».
    • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر سالم، منصوب/مبنی در محلّ نعت برای «أيّ». معنا: کسانی که.
    • آمَنوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب؛ ریشه: أ م ن (امن/ایمان آوردن). فاعل: واو جماعت. معنا: ایمان آوردند.
  • نوع و نکته: ندا و خطاب افتتاحی؛ آماده‌سازی شنونده برای احکام مهم.
  1. إِذا تَدايَنتُم بِدَينٍ إِلىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكتُبوهُ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: هنگامی که با هم وام‌دهی/وام‌گیری کردید به دِینی تا سرآمدی نام‌برده، پس آن را بنویسید.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • إذا: ظرف زمان شرطی غیرجازم؛ معنا: هنگامی که.
    • تَداينتُم: فعل ماضی، جمع؛ باب تفاعُل از ریشه د ي ن؛ معنا: با یکدیگر معاملهٔ دَین کردید/قرض دادید و گرفتید. فاعل: تُم (شما).
    • بِدَينٍ: جار و مجرور (باء حرف جر) + «دَين» اسم مجرور نکره؛ معنا: به دَینی/قرضی.
    • إِلىٰ: حرف جر؛ به سوی/تا.
    • أَجَلٍ: اسم مجرور؛ ریشه أ ج ل؛ معنا: سررسید/مدت.
    • مُسَمًّى: صفت برای «أجل»، اسم مفعول از سمّى (س م و/س م ي)؛ معنا: نام‌برده/مشخّص.
    • فَ: فای فصیحه/تفریع.
    • اكتُبوهُ: فعل امر جمع (اُكتبوا) + هُ ضمیر مفعولی؛ ریشه ك ت ب؛ معنا: بنویسیدش/آن را ثبت کنید.
  • نوع و نکته: جملهٔ شرطی + امر. نکته: اصلِ الزام/تأکید بر مستندسازی بدهی مؤجّل.
  1. وَليَكتُب بَينَكُم كاتِبٌ بِالعَدلِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و باید بنویسد میان شما نویسنده‌ای به دادگری.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • و: عطف.
    • ليَكتب: لام امر + یكتب (مضارع مجزوم/منصوب لفظاً بعد لام امر)؛ ریشه ك ت ب؛ معنا: باید بنویسد.
    • بينَكم: ظرف مکان + ضمیر جمع؛ معنا: میان شما.
    • كاتبٌ: فاعل مرفوع نکره؛ ریشه ك ت ب؛ معنا: نویسنده.
    • بالعَدلِ: جار و مجرور؛ ریشه ع د ل؛ معنا: به عدالت/منصفانه.
  • نوع و نکته: امر غیرمستقیم (لام امر). نکته: شرط حرفه‌ای/اخلاقیِ ثبت‌کننده: عدالت.
  1. وَلا يَأبَ كاتِبٌ أَن يَكتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و سر باز نزند نویسنده‌ای از اینکه بنویسد، چنان‌که خدا به او آموخته است.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • و: عطف.
    • لا يَأبَ: «لا» ناهیّه + یَأبَ (مجزوم)، ریشه أ ب ي (اباء/امتناع).
    • كاتبٌ: فاعل مرفوع.
    • أن يكتب: «أن» مصدرية + مضارع منصوب؛ ریشه ك ت ب؛ معنا: نوشتن.
    • كما: كاف تشبیه + ما موصوله/مصدرية؛ معنا: همان‌گونه که.
    • علَّمَهُ: فعل ماضی باب تفعیل؛ ریشه ع ل م؛ فاعل: مستتر (هو=الله)، هُ: مفعول به اول (او=نویسنده).
    • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مؤخر برای «علّم».
  • نوع و نکته: نهی. نکته: حرفهٔ نوشتن در این مقام وظیفه‌ای دینی؛ علم عطای الهی، پس باید به کار رود.
  1. فَليَكتُب وَليُملِلِ الَّذي عَلَيهِ الحَقُّ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس باید بنویسد و باید املا کند آن‌کس که بر عهده‌اش حقّ (دَین) است.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • فَ: تفریع.
    • ليكتب: لام امر + مضارع.
    • و: عطف.
    • ليُملِلْ: لام امر + یُملِلْ (مجزوم)، ریشه م ل ل (إملاء/گفتن برای نوشتن).
    • الَّذي: اسم موصول مفرد؛ معنا: کسی که.
    • عليه: جار و مجرور؛ بر او.
    • الحَقُّ: اسم مرفوع مبتدا/خبر موصول در تقدیر؛ مراد: دَین/حق مالی.
  • نوع و نکته: امر. نکته: املا از سوی بدهکار تا مسئولیت‌پذیری و دقت افزایش یابد.
  1. وَليَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلا يَبخَس مِنهُ شَيئًا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و باید پروا بدارد خدا را، پروردگارش را، و چیزی از آن نکاهد.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • و: عطف.
    • ليتَّقِ: لام امر + يتّقِ (ادغام، ریشه و ق ي: تقوا/پرهیز)؛ مجزوم به حذف حرف علت.
    • اللَّهَ: مفعول‌به.
    • رَبَّهُ: بدل/عطف بیان برای الله با ضمیر مضاف‌الیه؛ معنا: پروردگارش.
    • و: عطف.
    • لا يَبخَس: نهی/«لا» ناهیّه + مضارع مجزوم؛ ریشه ب خ س: کم‌گذاشتن/کاستن.
    • منه: جار و مجرور؛ از آن (از حق/دَین).
    • شيئًا: تمییز/مفعول مطلق‌گونه، نکره منصوب برای عمومیت.
  • نوع و نکته: امر + نهی. نکته: تأکید بر تقوا و منع هر نوع کم‌فروشی در بیان دین.
  1. فَإِن كانَ الَّذي عَلَيهِ الحَقُّ سَفيهًا أَو ضَعيفًا أَو لا يَستَطيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَليُملِل وَلِيُّهُ بِالعَدلِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس اگر آن‌کس که بر عهده‌اش حق است سفیه باشد یا ناتوان، یا نتواند خود املا کند، پس باید ولیّش با عدالت املا کند.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • فَإن: فاء تفریع + إن شرطیه/مفسره (اینجا شرطیه).
    • كانَ: فعل ماضی ناقص.
    • الَّذي عليه الحق: اسم كان (الذي) + صله (علیه الحقّ)؛ خبر کان مؤخر می‌آید.
    • سفيهًا: خبر كان منصوب؛ ریشه س ف ه: سبک‌عقل/غیر رشید.
    • أو: عطف تخییر.
    • ضعيفًا: معطوف بر «سفيهًا»؛ ریشه ض ع ف.
    • أو لا يستطيع: یا نتواند؛ «لا يستطيع» مضارع مرفوع؛ ریشه ط و ع (استطاع).
    • أن يُمِلَّ: مصدر مؤول؛ يُمِلَّ مضارع منصوب؛ ریشه م ل ل (إملاء).
    • هو: ضمیر فصل/تأکید بر فاعلیّت خود شخص.
    • فَليُملِل: فاء جواب شرط + لام امر + مضارع مجزوم؛ ریشه م ل ل.
    • وليُّهُ: فاعل مرفوع + ضمیر مضاف‌الیه؛ ریشه و ل ي: سرپرست/قیّم.
    • بالعَدلِ: جار و مجرور؛ با عدالت.
  • نوع و نکته: شرط + امر. نکته: حمایت از افراد کم‌اهلیت/ناتوان؛ تضمین عدالت توسط ولی.
  1. وَاستَشهِدوا شَهيدَينِ مِن رِجالِكُم
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و گواه بگیرید دو شاهدی از مردانتان.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • و: عطف.
    • استشهدوا: امر جمع؛ باب استفعال، ریشه ش ه د؛ معنا: طلبِ شهادت کنید/گواه بگیرید.
    • شهيدَين: مفعول‌به منصوب مثنّى؛ ریشه ش ه د؛ دو شاهد.
    • من رجالِكم: جار و مجرور؛ از مردان شما (جامعهٔ مؤمنان).
  • نوع و نکته: امر. نکته: معیار نخستین در اثبات دین مؤجّل: دو شاهد مرد.
  1. فَإِن لَم يَكونا رَجُلَينِ فَرَجُلٌ وَامرَأَتانِ مِمَّن تَرضَونَ مِنَ الشُّهَداءِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس اگر (شاهدان) دو مرد نبودند، [پس] یک مرد و دو زن از کسانی که می‌پسندید از میان گواهان [بگیرید].
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • فَإن: تفریع + شرط.
    • لم يكونا: لم جازمه + يكونا (مضارع ناقص مجزوم به حذف نون، مثنّى)؛ ریشه ك و ن.
    • رجلَين: خبر «يكونا» در محلّ نصب؛ دو مرد.
    • فَ: فاء تفریع/جواب شرط.
    • رجلٌ: مبتدا/مرفوع؛ یک مرد.
    • وامرأتان: معطوف مرفوع؛ دو زن؛ ریشه م ر أ.
    • ممّن ترضَون: «من» بیانیه + «من» موصوله؛ «ترضَون» مضارع مرفوع، ریشه ر ض و؛ کسانی که می‌پسندید.
    • من الشهداء: بیان صنف/تبعیض؛ از گواهان.
  • نوع و نکته: شرط + بیان بدل/بدیل. نکته: ساختار حدّاقلیِ ادله: یک مرد + دو زن از افراد مورد اعتماد.
  1. أَن تَضِلَّ إِحداهُما فَتُذَكِّرَ إِحداهُمَا الأُخرىٰ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: تا اگر یکی از آن دو [زن] فراموش کند/به خطا رود، آن یکیِ دیگر او را یادآوری کند.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • أن: تعلیل/تفسیر برای حکم پیشین (به تقدیر: لأجلِ أن).
    • تَضِلَّ: مضارع منصوب؛ ریشه ض ل ل: گم‌کردن/خطا/فراموشی در شهادت.
    • إحداهما: فاعل مؤنث مفرد؛ «یکی از آن دو».
    • فَ: فاء سببیه/تفریع.
    • تُذكِّرَ: مضارع منصوب (به «أن» مقدّر پس از فاء سببیه)؛ ریشه ذ ك ر: یادآوردن.
    • إحداهما الأُخرى: فاعل «تُذكِّرَ» یکی از آن دو، مفعول «الأخرى» آن دیگری.
  • نوع و نکته: تعلیل/تدبیر احتیاطی. نکته: هدف، تقویت حافظهٔ شهادت و کاهش خطا.
  1. وَلا يَأبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعوا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و سر باز نزنند گواهان، آنگاه که فراخوانده شوند.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • و: عطف.
    • لا يَأبَ: نهی؛ ریشه أ ب ي.
    • الشهداء: فاعل مرفوع (جمع).
    • إذا ما: ظرف زمان + «ما» زائدهٔ تأکید؛ وقتی که.
    • دُعوا: فعل ماضی مجهول، جمع؛ ریشه د ع و؛ معنا: فراخوانده شدند.
  • نوع و نکته: نهی. نکته: تکلیف مدنیِ شاهد: پاسخ به احضار.
  1. وَلا تَسأَموا أَن تَكتُبوهُ صَغيرًا أَو كَبيرًا إِلىٰ أَجَلِهِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و دلتنگ/خسته نشوید از اینکه آن را بنویسید، کوچک یا بزرگ، تا سررسیدش.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • و: عطف.
    • لا تسأموا: نهی؛ مضارع مجزوم؛ ریشه س أ م: خسته شدن/ملول شدن.
    • أن تكتبوه: مصدر مؤول؛ «تكتبوا» مضارع منصوب + هُ مفعول؛ ریشه ك ت ب.
    • صغيرًا أو كبيرًا: حال/مفعول‌به ثانی در تقدیر؛ هر قدر کم یا زیاد.
    • إلى أجله: جار و مجرور + مضاف‌الیه؛ تا سررسیدش.
  • نوع و نکته: نهی از سستی. نکته: نظم مالی حتی در مبالغ خرد.
  1. ذٰلِكُم أَقسَطُ عِندَ اللَّهِ وَأَقوَمُ لِلشَّهادَةِ وَأَدنىٰ أَلّا تَرتابوا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: این [کار]، دادگرانه‌تر نزد خداست، و استوارتر برای شهادت، و نزدیک‌تر بدان‌که دچار تردید نشوید.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • ذلكم: اسم اشاره + ضمیر خطاب جمع؛ مبتدا.
    • أقسطُ: خبر اول مرفوع؛ صیغهٔ افعل تفضیل؛ ریشه ق س ط: عادلانه‌تر.
    • عندَ الله: ظرف + مضاف‌الیه.
    • وأقومُ للشهادة: خبر دوم؛ ریشه ق و م: استوارتر/پایدارتر برای شهادت.
    • وأدنى: خبر سوم؛ ریشه د ن و: نزدیک‌تر.
    • ألا ترتابوا: «أن» و «لا» (زائدهٔ مصلتیه) + مضارع منصوب؛ ریشه ر ي ب: شک کردن؛ معنا: به این‌که شک نکنید.
  • نوع و نکته: خبری توصیفی با سه تعلیل. نکته: سه هدف: عدالت، استحکام مدرک، رفع تردید.
  1. إِلّا أَن تَكونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُديرونَها بَينَكُم فَلَيسَ عَلَيكُم جُناحٌ أَلّا تَكتُبوها
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: مگر این‌که دادوستدی نقد/حاضری باشد که آن را میان خود می‌گردانید، پس بر شما باکی نیست که آن را ننویسید.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • إلّا: استثناء/استدراک.
    • أن تكون: مصدر مؤول؛ تكون مضارع منصوب؛ ریشه ك و ن.
    • تجارةً: اسم كان مؤخر/خبر تكون منصوب؛ ریشه ت ج ر: تجارت.
    • حاضرةً: صفت برای تجارت؛ نقد/غیر مؤجّل.
    • تديرونَها: مضارع مرفوع؛ باب إفعال/أدار يُدير؛ ریشه د و ر: به گردش درآوردن/اداره کردن؛ ها: مفعول (تجارت).
    • بينكم: جار و مجرور.
    • فليس عليكم جناح: فاء تفریع + ليس (فعل ناقص)؛ «جناح» اسم ليس مرفوع؟ در اصل خبر ليس مقدّم: «عليكم»، و «جناح» اسم ليس مؤخر منصوب؛ ریشه ج ن ح: باک/گناه.
    • ألا تكتبوها: «أن» + «لا» زائده/مخرجه للنفى + مضارع منصوب؛ ریشه ك ت ب؛ ها: ضمیر تجارت؛ معنا: که ننویسیدش.
  • نوع و نکته: استثناء تخفیفی. نکته: معاملات نقدی الزام به کتابت ندارند، اما منع هم نشده.
  1. وَأَشهِدوا إِذا تَبايَعتُم
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و گواه بگیرید هرگاه خرید و فروش کردید.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • و: عطف.
    • أشهدوا: امر جمع؛ ریشه ش ه د: شاهد بگیرید.
    • إذا: ظرف زمان شرطی.
    • تبايعتم: ماضی جمع باب تفاعُل؛ ریشه ب ي ع: با هم خرید و فروش کردید.
  • نوع و نکته: امر ارشادی. نکته: توصیهٔ عمومی به شاهد گرفتن در بیع، حتی نقد.
  1. وَلا يُضارَّ كاتِبٌ وَلا شَهيدٌ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و زیان نبیند نویسنده‌ای و نه شاهدی [و نیز: نویسنده/شاهد نباید زیان برسانند].
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • و: عطف.
    • لا يُضارَّ: قرائت‌ها متفاوت؛ مشهور: یُضارَرْ/یُضارَّ مبنی للمجهول (زیان داده نشود)، یا معلوم نهی از اِضرار. ریشه ض ر ر: زیان.
    • كاتبٌ: نائب فاعل (در قرائت مجهول) یا فاعل (در معلوم).
    • ولا شهيدٌ: معطوف.
  • نوع و نکته: نهی/حکم حمایتی. نکته: حمایت از ثبت‌کننده و شاهد از فشار/ضرر؛ یا منع آنان از اضرار.
  1. وَإِن تَفعَلوا فَإِنَّهُ فُسوقٌ بِكُم
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و اگر انجام دهید [این کار را]، پس بی‌گمان آن، خروج از طاعت در حقّ شماست.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • و: عطف.
    • إن تفعلوا: شرط؛ «تفعلوا» مضارع مجزوم؛ ریشه ف ع ل.
    • فإنه: فاء رابطة جواب + إنّ + هُ (ضمیر شأن).
    • فسوقٌ: خبر إنّ مرفوع؛ ریشه ف س ق: نافرمانی/گناه.
    • بكم: جار و مجرور؛ علیه شما/در شأن شما.
  • نوع و نکته: شرط + تأکید خبری. نکته: اضرار در این زمینه گناه آشکار است.
  1. وَاتَّقُوا اللَّهَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و پروا بدارید خدا را.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • و: عطف.
    • اتَّقوا: امر جمع؛ ریشه و ق ي: پرهیز داشتن/تقوا.
    • اللهَ: مفعول‌به.
  • نوع و نکته: امر. نکته: پشتوانهٔ اخلاقی کل احکام مالی: تقوا.
  1. وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا به شما می‌آموزد.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • و: عطف.
    • يُعلّمكم: مضارع مرفوع باب تفعیل؛ ریشه ع ل م: آموزش می‌دهد؛ کم: مفعول‌به.
    • اللهُ: فاعل مرفوع.
  • نوع و نکته: خبری. نکته: منشأ هدایت و دانش در این احکام: تعلیم الهی.
  1. وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيءٍ عَليمٌ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا به هر چیزی داناست.
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • و: استیناف/عطف.
    • اللهُ: مبتدا.
    • بكلّ شيءٍ: جار و مجرور خبر مقدّم؛ «كلّ» مضاف، «شيء» مضاف‌الیه نکره.
    • عليمٌ: خبر ثانی/صفت مشبّه؛ ریشه ع ل م؛ دانا.
  • نوع و نکته: خبری خاتمه‌بخش. نکته: احاطهٔ علمی خدا تضمین‌کنندهٔ عدالت احکام است.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هرگاه با دَینی تا سرآمدی نام‌برده با هم معاملهٔ دَین کردید، آن را بنویسید، و باید نویسنده‌ای میان شما به عدالت بنویسد، و نویسنده سر باز نزند از اینکه بنویسد، همان‌گونه که خدا به او آموخته است؛ پس باید بنویسد، و باید املا کند آن‌کس که حق بر عهدهٔ اوست، و باید از خداوند، پروردگارش، پروا بدارد و چیزی از آن نکاهد؛ پس اگر آن‌که حق بر عهدهٔ اوست سفیه یا ناتوان بود، یا خود نتواند املا کند، باید ولیّ او به عدالت املا کند؛ و دو شاهد از مردان‌تان گواه بگیرید؛ و اگر دو مرد نبودند، [پس] یک مرد و دو زن از گواهان مورد رضایت شما، تا اگر یکی از آن دو [زن] دچار خطا/فراموشی شد، دیگری او را یادآوری کند؛ و گواهان، چون فراخوانده شوند، سر باز نزنند؛ و از نوشتن آن، چه اندک و چه بسیار، تا سررسیدش، خسته نشوید؛ این [کار] نزد خدا عادلانه‌تر، برای شهادت استوارتر، و برای این‌که شک نکنید نزدیک‌تر است؛ مگر آن‌که دادوستدی نقد باشد که آن را میان خود می‌گردانید، پس بر شما باکی نیست که آن را ننویسید؛ و هرگاه خرید و فروش کردید، گواه بگیرید؛ و نه نویسنده زیان ببیند و نه شاهد [یا: نه نویسنده/شاهد زیان برسانند]؛ و اگر چنین کنید، بی‌گمان آن، نافرمانی در حق شماست؛ و از خدا پروا بدارید، و خدا شما را می‌آموزد، و خدا به هر چیزی داناست.

Nach oben scrollen