در ادامه، آیه را جملهبهجمله میآورم. زیر هر جمله: 1) ترجمهٔ تحتاللفظی فارسی، 2) تجزیهٔ صرفی-نحوی ساده با ذکر ریشهٔ ثلاثی، نقش اعرابی و معنای واژه، 3) نوع جمله و نکتهٔ معنایی کوتاه. در پایان، ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه میآید. - يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا
- ترجمهٔ تحتاللفظی: ای کسانی که ایمان آوردهاید!
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- يا: حرف ندا (دعوت/خطاب).
- أيُّها: أيّ (اسم ندا، مبنی بر الضم) + ها (حرف تنبيه). معنای «ای…».
- الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر سالم، منصوب/مبنی در محلّ نعت برای «أيّ». معنا: کسانی که.
- آمَنوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب؛ ریشه: أ م ن (امن/ایمان آوردن). فاعل: واو جماعت. معنا: ایمان آوردند.
- نوع و نکته: ندا و خطاب افتتاحی؛ آمادهسازی شنونده برای احکام مهم.
- إِذا تَدايَنتُم بِدَينٍ إِلىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكتُبوهُ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: هنگامی که با هم وامدهی/وامگیری کردید به دِینی تا سرآمدی نامبرده، پس آن را بنویسید.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- إذا: ظرف زمان شرطی غیرجازم؛ معنا: هنگامی که.
- تَداينتُم: فعل ماضی، جمع؛ باب تفاعُل از ریشه د ي ن؛ معنا: با یکدیگر معاملهٔ دَین کردید/قرض دادید و گرفتید. فاعل: تُم (شما).
- بِدَينٍ: جار و مجرور (باء حرف جر) + «دَين» اسم مجرور نکره؛ معنا: به دَینی/قرضی.
- إِلىٰ: حرف جر؛ به سوی/تا.
- أَجَلٍ: اسم مجرور؛ ریشه أ ج ل؛ معنا: سررسید/مدت.
- مُسَمًّى: صفت برای «أجل»، اسم مفعول از سمّى (س م و/س م ي)؛ معنا: نامبرده/مشخّص.
- فَ: فای فصیحه/تفریع.
- اكتُبوهُ: فعل امر جمع (اُكتبوا) + هُ ضمیر مفعولی؛ ریشه ك ت ب؛ معنا: بنویسیدش/آن را ثبت کنید.
- نوع و نکته: جملهٔ شرطی + امر. نکته: اصلِ الزام/تأکید بر مستندسازی بدهی مؤجّل.
- وَليَكتُب بَينَكُم كاتِبٌ بِالعَدلِ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و باید بنویسد میان شما نویسندهای به دادگری.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- و: عطف.
- ليَكتب: لام امر + یكتب (مضارع مجزوم/منصوب لفظاً بعد لام امر)؛ ریشه ك ت ب؛ معنا: باید بنویسد.
- بينَكم: ظرف مکان + ضمیر جمع؛ معنا: میان شما.
- كاتبٌ: فاعل مرفوع نکره؛ ریشه ك ت ب؛ معنا: نویسنده.
- بالعَدلِ: جار و مجرور؛ ریشه ع د ل؛ معنا: به عدالت/منصفانه.
- نوع و نکته: امر غیرمستقیم (لام امر). نکته: شرط حرفهای/اخلاقیِ ثبتکننده: عدالت.
- وَلا يَأبَ كاتِبٌ أَن يَكتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و سر باز نزند نویسندهای از اینکه بنویسد، چنانکه خدا به او آموخته است.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- و: عطف.
- لا يَأبَ: «لا» ناهیّه + یَأبَ (مجزوم)، ریشه أ ب ي (اباء/امتناع).
- كاتبٌ: فاعل مرفوع.
- أن يكتب: «أن» مصدرية + مضارع منصوب؛ ریشه ك ت ب؛ معنا: نوشتن.
- كما: كاف تشبیه + ما موصوله/مصدرية؛ معنا: همانگونه که.
- علَّمَهُ: فعل ماضی باب تفعیل؛ ریشه ع ل م؛ فاعل: مستتر (هو=الله)، هُ: مفعول به اول (او=نویسنده).
- اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مؤخر برای «علّم».
- نوع و نکته: نهی. نکته: حرفهٔ نوشتن در این مقام وظیفهای دینی؛ علم عطای الهی، پس باید به کار رود.
- فَليَكتُب وَليُملِلِ الَّذي عَلَيهِ الحَقُّ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: پس باید بنویسد و باید املا کند آنکس که بر عهدهاش حقّ (دَین) است.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- فَ: تفریع.
- ليكتب: لام امر + مضارع.
- و: عطف.
- ليُملِلْ: لام امر + یُملِلْ (مجزوم)، ریشه م ل ل (إملاء/گفتن برای نوشتن).
- الَّذي: اسم موصول مفرد؛ معنا: کسی که.
- عليه: جار و مجرور؛ بر او.
- الحَقُّ: اسم مرفوع مبتدا/خبر موصول در تقدیر؛ مراد: دَین/حق مالی.
- نوع و نکته: امر. نکته: املا از سوی بدهکار تا مسئولیتپذیری و دقت افزایش یابد.
- وَليَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلا يَبخَس مِنهُ شَيئًا
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و باید پروا بدارد خدا را، پروردگارش را، و چیزی از آن نکاهد.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- و: عطف.
- ليتَّقِ: لام امر + يتّقِ (ادغام، ریشه و ق ي: تقوا/پرهیز)؛ مجزوم به حذف حرف علت.
- اللَّهَ: مفعولبه.
- رَبَّهُ: بدل/عطف بیان برای الله با ضمیر مضافالیه؛ معنا: پروردگارش.
- و: عطف.
- لا يَبخَس: نهی/«لا» ناهیّه + مضارع مجزوم؛ ریشه ب خ س: کمگذاشتن/کاستن.
- منه: جار و مجرور؛ از آن (از حق/دَین).
- شيئًا: تمییز/مفعول مطلقگونه، نکره منصوب برای عمومیت.
- نوع و نکته: امر + نهی. نکته: تأکید بر تقوا و منع هر نوع کمفروشی در بیان دین.
- فَإِن كانَ الَّذي عَلَيهِ الحَقُّ سَفيهًا أَو ضَعيفًا أَو لا يَستَطيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَليُملِل وَلِيُّهُ بِالعَدلِ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: پس اگر آنکس که بر عهدهاش حق است سفیه باشد یا ناتوان، یا نتواند خود املا کند، پس باید ولیّش با عدالت املا کند.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- فَإن: فاء تفریع + إن شرطیه/مفسره (اینجا شرطیه).
- كانَ: فعل ماضی ناقص.
- الَّذي عليه الحق: اسم كان (الذي) + صله (علیه الحقّ)؛ خبر کان مؤخر میآید.
- سفيهًا: خبر كان منصوب؛ ریشه س ف ه: سبکعقل/غیر رشید.
- أو: عطف تخییر.
- ضعيفًا: معطوف بر «سفيهًا»؛ ریشه ض ع ف.
- أو لا يستطيع: یا نتواند؛ «لا يستطيع» مضارع مرفوع؛ ریشه ط و ع (استطاع).
- أن يُمِلَّ: مصدر مؤول؛ يُمِلَّ مضارع منصوب؛ ریشه م ل ل (إملاء).
- هو: ضمیر فصل/تأکید بر فاعلیّت خود شخص.
- فَليُملِل: فاء جواب شرط + لام امر + مضارع مجزوم؛ ریشه م ل ل.
- وليُّهُ: فاعل مرفوع + ضمیر مضافالیه؛ ریشه و ل ي: سرپرست/قیّم.
- بالعَدلِ: جار و مجرور؛ با عدالت.
- نوع و نکته: شرط + امر. نکته: حمایت از افراد کماهلیت/ناتوان؛ تضمین عدالت توسط ولی.
- وَاستَشهِدوا شَهيدَينِ مِن رِجالِكُم
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و گواه بگیرید دو شاهدی از مردانتان.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- و: عطف.
- استشهدوا: امر جمع؛ باب استفعال، ریشه ش ه د؛ معنا: طلبِ شهادت کنید/گواه بگیرید.
- شهيدَين: مفعولبه منصوب مثنّى؛ ریشه ش ه د؛ دو شاهد.
- من رجالِكم: جار و مجرور؛ از مردان شما (جامعهٔ مؤمنان).
- نوع و نکته: امر. نکته: معیار نخستین در اثبات دین مؤجّل: دو شاهد مرد.
- فَإِن لَم يَكونا رَجُلَينِ فَرَجُلٌ وَامرَأَتانِ مِمَّن تَرضَونَ مِنَ الشُّهَداءِ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: پس اگر (شاهدان) دو مرد نبودند، [پس] یک مرد و دو زن از کسانی که میپسندید از میان گواهان [بگیرید].
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- فَإن: تفریع + شرط.
- لم يكونا: لم جازمه + يكونا (مضارع ناقص مجزوم به حذف نون، مثنّى)؛ ریشه ك و ن.
- رجلَين: خبر «يكونا» در محلّ نصب؛ دو مرد.
- فَ: فاء تفریع/جواب شرط.
- رجلٌ: مبتدا/مرفوع؛ یک مرد.
- وامرأتان: معطوف مرفوع؛ دو زن؛ ریشه م ر أ.
- ممّن ترضَون: «من» بیانیه + «من» موصوله؛ «ترضَون» مضارع مرفوع، ریشه ر ض و؛ کسانی که میپسندید.
- من الشهداء: بیان صنف/تبعیض؛ از گواهان.
- نوع و نکته: شرط + بیان بدل/بدیل. نکته: ساختار حدّاقلیِ ادله: یک مرد + دو زن از افراد مورد اعتماد.
- أَن تَضِلَّ إِحداهُما فَتُذَكِّرَ إِحداهُمَا الأُخرىٰ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: تا اگر یکی از آن دو [زن] فراموش کند/به خطا رود، آن یکیِ دیگر او را یادآوری کند.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- أن: تعلیل/تفسیر برای حکم پیشین (به تقدیر: لأجلِ أن).
- تَضِلَّ: مضارع منصوب؛ ریشه ض ل ل: گمکردن/خطا/فراموشی در شهادت.
- إحداهما: فاعل مؤنث مفرد؛ «یکی از آن دو».
- فَ: فاء سببیه/تفریع.
- تُذكِّرَ: مضارع منصوب (به «أن» مقدّر پس از فاء سببیه)؛ ریشه ذ ك ر: یادآوردن.
- إحداهما الأُخرى: فاعل «تُذكِّرَ» یکی از آن دو، مفعول «الأخرى» آن دیگری.
- نوع و نکته: تعلیل/تدبیر احتیاطی. نکته: هدف، تقویت حافظهٔ شهادت و کاهش خطا.
- وَلا يَأبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعوا
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و سر باز نزنند گواهان، آنگاه که فراخوانده شوند.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- و: عطف.
- لا يَأبَ: نهی؛ ریشه أ ب ي.
- الشهداء: فاعل مرفوع (جمع).
- إذا ما: ظرف زمان + «ما» زائدهٔ تأکید؛ وقتی که.
- دُعوا: فعل ماضی مجهول، جمع؛ ریشه د ع و؛ معنا: فراخوانده شدند.
- نوع و نکته: نهی. نکته: تکلیف مدنیِ شاهد: پاسخ به احضار.
- وَلا تَسأَموا أَن تَكتُبوهُ صَغيرًا أَو كَبيرًا إِلىٰ أَجَلِهِ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و دلتنگ/خسته نشوید از اینکه آن را بنویسید، کوچک یا بزرگ، تا سررسیدش.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- و: عطف.
- لا تسأموا: نهی؛ مضارع مجزوم؛ ریشه س أ م: خسته شدن/ملول شدن.
- أن تكتبوه: مصدر مؤول؛ «تكتبوا» مضارع منصوب + هُ مفعول؛ ریشه ك ت ب.
- صغيرًا أو كبيرًا: حال/مفعولبه ثانی در تقدیر؛ هر قدر کم یا زیاد.
- إلى أجله: جار و مجرور + مضافالیه؛ تا سررسیدش.
- نوع و نکته: نهی از سستی. نکته: نظم مالی حتی در مبالغ خرد.
- ذٰلِكُم أَقسَطُ عِندَ اللَّهِ وَأَقوَمُ لِلشَّهادَةِ وَأَدنىٰ أَلّا تَرتابوا
- ترجمهٔ تحتاللفظی: این [کار]، دادگرانهتر نزد خداست، و استوارتر برای شهادت، و نزدیکتر بدانکه دچار تردید نشوید.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- ذلكم: اسم اشاره + ضمیر خطاب جمع؛ مبتدا.
- أقسطُ: خبر اول مرفوع؛ صیغهٔ افعل تفضیل؛ ریشه ق س ط: عادلانهتر.
- عندَ الله: ظرف + مضافالیه.
- وأقومُ للشهادة: خبر دوم؛ ریشه ق و م: استوارتر/پایدارتر برای شهادت.
- وأدنى: خبر سوم؛ ریشه د ن و: نزدیکتر.
- ألا ترتابوا: «أن» و «لا» (زائدهٔ مصلتیه) + مضارع منصوب؛ ریشه ر ي ب: شک کردن؛ معنا: به اینکه شک نکنید.
- نوع و نکته: خبری توصیفی با سه تعلیل. نکته: سه هدف: عدالت، استحکام مدرک، رفع تردید.
- إِلّا أَن تَكونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُديرونَها بَينَكُم فَلَيسَ عَلَيكُم جُناحٌ أَلّا تَكتُبوها
- ترجمهٔ تحتاللفظی: مگر اینکه دادوستدی نقد/حاضری باشد که آن را میان خود میگردانید، پس بر شما باکی نیست که آن را ننویسید.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- إلّا: استثناء/استدراک.
- أن تكون: مصدر مؤول؛ تكون مضارع منصوب؛ ریشه ك و ن.
- تجارةً: اسم كان مؤخر/خبر تكون منصوب؛ ریشه ت ج ر: تجارت.
- حاضرةً: صفت برای تجارت؛ نقد/غیر مؤجّل.
- تديرونَها: مضارع مرفوع؛ باب إفعال/أدار يُدير؛ ریشه د و ر: به گردش درآوردن/اداره کردن؛ ها: مفعول (تجارت).
- بينكم: جار و مجرور.
- فليس عليكم جناح: فاء تفریع + ليس (فعل ناقص)؛ «جناح» اسم ليس مرفوع؟ در اصل خبر ليس مقدّم: «عليكم»، و «جناح» اسم ليس مؤخر منصوب؛ ریشه ج ن ح: باک/گناه.
- ألا تكتبوها: «أن» + «لا» زائده/مخرجه للنفى + مضارع منصوب؛ ریشه ك ت ب؛ ها: ضمیر تجارت؛ معنا: که ننویسیدش.
- نوع و نکته: استثناء تخفیفی. نکته: معاملات نقدی الزام به کتابت ندارند، اما منع هم نشده.
- وَأَشهِدوا إِذا تَبايَعتُم
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و گواه بگیرید هرگاه خرید و فروش کردید.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- و: عطف.
- أشهدوا: امر جمع؛ ریشه ش ه د: شاهد بگیرید.
- إذا: ظرف زمان شرطی.
- تبايعتم: ماضی جمع باب تفاعُل؛ ریشه ب ي ع: با هم خرید و فروش کردید.
- نوع و نکته: امر ارشادی. نکته: توصیهٔ عمومی به شاهد گرفتن در بیع، حتی نقد.
- وَلا يُضارَّ كاتِبٌ وَلا شَهيدٌ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و زیان نبیند نویسندهای و نه شاهدی [و نیز: نویسنده/شاهد نباید زیان برسانند].
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- و: عطف.
- لا يُضارَّ: قرائتها متفاوت؛ مشهور: یُضارَرْ/یُضارَّ مبنی للمجهول (زیان داده نشود)، یا معلوم نهی از اِضرار. ریشه ض ر ر: زیان.
- كاتبٌ: نائب فاعل (در قرائت مجهول) یا فاعل (در معلوم).
- ولا شهيدٌ: معطوف.
- نوع و نکته: نهی/حکم حمایتی. نکته: حمایت از ثبتکننده و شاهد از فشار/ضرر؛ یا منع آنان از اضرار.
- وَإِن تَفعَلوا فَإِنَّهُ فُسوقٌ بِكُم
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و اگر انجام دهید [این کار را]، پس بیگمان آن، خروج از طاعت در حقّ شماست.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- و: عطف.
- إن تفعلوا: شرط؛ «تفعلوا» مضارع مجزوم؛ ریشه ف ع ل.
- فإنه: فاء رابطة جواب + إنّ + هُ (ضمیر شأن).
- فسوقٌ: خبر إنّ مرفوع؛ ریشه ف س ق: نافرمانی/گناه.
- بكم: جار و مجرور؛ علیه شما/در شأن شما.
- نوع و نکته: شرط + تأکید خبری. نکته: اضرار در این زمینه گناه آشکار است.
- وَاتَّقُوا اللَّهَ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و پروا بدارید خدا را.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- و: عطف.
- اتَّقوا: امر جمع؛ ریشه و ق ي: پرهیز داشتن/تقوا.
- اللهَ: مفعولبه.
- نوع و نکته: امر. نکته: پشتوانهٔ اخلاقی کل احکام مالی: تقوا.
- وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و خدا به شما میآموزد.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- و: عطف.
- يُعلّمكم: مضارع مرفوع باب تفعیل؛ ریشه ع ل م: آموزش میدهد؛ کم: مفعولبه.
- اللهُ: فاعل مرفوع.
- نوع و نکته: خبری. نکته: منشأ هدایت و دانش در این احکام: تعلیم الهی.
- وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيءٍ عَليمٌ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و خدا به هر چیزی داناست.
- تجزیهٔ صرفی-نحوی:
- و: استیناف/عطف.
- اللهُ: مبتدا.
- بكلّ شيءٍ: جار و مجرور خبر مقدّم؛ «كلّ» مضاف، «شيء» مضافالیه نکره.
- عليمٌ: خبر ثانی/صفت مشبّه؛ ریشه ع ل م؛ دانا.
- نوع و نکته: خبری خاتمهبخش. نکته: احاطهٔ علمی خدا تضمینکنندهٔ عدالت احکام است.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: ای کسانی که ایمان آوردهاید، هرگاه با دَینی تا سرآمدی نامبرده با هم معاملهٔ دَین کردید، آن را بنویسید، و باید نویسندهای میان شما به عدالت بنویسد، و نویسنده سر باز نزند از اینکه بنویسد، همانگونه که خدا به او آموخته است؛ پس باید بنویسد، و باید املا کند آنکس که حق بر عهدهٔ اوست، و باید از خداوند، پروردگارش، پروا بدارد و چیزی از آن نکاهد؛ پس اگر آنکه حق بر عهدهٔ اوست سفیه یا ناتوان بود، یا خود نتواند املا کند، باید ولیّ او به عدالت املا کند؛ و دو شاهد از مردانتان گواه بگیرید؛ و اگر دو مرد نبودند، [پس] یک مرد و دو زن از گواهان مورد رضایت شما، تا اگر یکی از آن دو [زن] دچار خطا/فراموشی شد، دیگری او را یادآوری کند؛ و گواهان، چون فراخوانده شوند، سر باز نزنند؛ و از نوشتن آن، چه اندک و چه بسیار، تا سررسیدش، خسته نشوید؛ این [کار] نزد خدا عادلانهتر، برای شهادت استوارتر، و برای اینکه شک نکنید نزدیکتر است؛ مگر آنکه دادوستدی نقد باشد که آن را میان خود میگردانید، پس بر شما باکی نیست که آن را ننویسید؛ و هرگاه خرید و فروش کردید، گواه بگیرید؛ و نه نویسنده زیان ببیند و نه شاهد [یا: نه نویسنده/شاهد زیان برسانند]؛ و اگر چنین کنید، بیگمان آن، نافرمانی در حق شماست؛ و از خدا پروا بدارید، و خدا شما را میآموزد، و خدا به هر چیزی داناست. |