وَاتَّقوا يَوْمًا تُرجَعونَ فيهِ إِلَى اللَّهِ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و بپرهیزید از روزی که در آن به سوی خدا بازگردانده میشوید
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- وَ: حرف عطف (و)
- اتَّقوا: فعل امر، جمع مخاطب؛ ریشه: و-ق-ي؛ معنا: پرهیز کنید/تقوا پیشه کنید؛ نقش: فعل جمله
- يَوْمًا: اسم منصوب (مفعولٌبه برای اتقوا) نکره؛ معنا: روزی
- تُرجَعونَ: فعل مضارع مجهول، مرفوع با ثبوت نون، مخاطب جمع؛ ریشه: ر-ج-ع؛ معنا: بازگردانده میشوید؛ نقش: جملهٔ مضارع در جایگاه صفت برای «يوماً» (جمله موصولگونهٔ وصفی بدون موصول لفظی)
- فيهِ: جار و مجرور + ضمیر «ه» (برمیگردد به «يوم»)؛ نقش: متعلق به «تُرجَعونَ»؛ معنا: در آن
- إِلَى: حرف جر؛ معنا: به سوی
- اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور به «إلى»؛ معنا: خدا
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: نهی/امر ارشادی (امر به تقوا) + جملهٔ وصفی توضیحی برای «روز»
- نکته: «اتقوا» دعوت به پرهیز و مراقبت عملی است. «تُرجَعون» به صورت مجهول آمده تا تأکید کند بازگرداندن حتمی و به دستِ قدرت الهی است، بیآنکه فاعل دنیوی ذکر شود.
ثُمَّ تُوَفّىٰ كُلُّ نَفسٍ ما كَسَبَتْ - ترجمهٔ تحتاللفظی: سپس هر نفسی آنچه را به دست آورده است، بهتمامی به او داده میشود
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- ثُمَّ: حرف عطفِ تراخی (سپس، با فاصلهٔ رتبی/زمانی)
- تُوَفّىٰ: فعل مضارع مجهول، مرفوع؛ ریشه: و-ف-ي؛ معنا: تمام و کمال داده میشود/تسویه میشود؛ نقش: فعل جمله
- كُلُّ: اسم مرفوع به عنوان نائبفاعلِ «تُوَفّىٰ» (چون فعل مجهول است)؛ معنا: هر
- نَفسٍ: مضافٌالیهِ مجرور برای «كلّ»؛ معنا: نفس/هر شخص
- ما: اسم موصول (یا مصدریّه) در محلّ نصب مفعولٌبه دوم معناییِ «تُوَفّىٰ» از جهت معنا (مأخوذ/مؤتىً به)، تقدیر: «توفّى كلُّ نفسٍ جزاءَ ما كسبت»؛ معنا: آنچه
- كَسَبَتْ: فعل ماضی، مؤنث مفرد (به اعتبار «نفس» مؤنث لفظی)، فاعل مستتر تقدیره «هي»؛ ریشه: ك-س-ب؛ معنا: به دست آورد/کسب کرد؛ نقش: جملهٔ صله برای «ما»
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبریِ وعده/وعید اخروی
- نکته: «تُوَفّىٰ» بر «تماموکمال» بودن جزا دلالت میکند؛ «كلّ نفس» فراگیری عدالت را میرساند؛ «ما كسبت» مسئولیت فردی را برجسته میسازد.
وَهُم لا يُظلَمونَ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و آنان ستم نمیشوند
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- وَ: حرف عطف
- هُم: ضمیر منفصل، مبتدا؛ معنا: آنان
- لا: حرف نفی
- يُظلَمونَ: فعل مضارع مجهول، مرفوع با ثبوت نون، جمع مذکر؛ ریشه: ظ-ل-م؛ معنا: ستم میشوند؛ نقش: خبرِ مبتدا (جملهٔ فعلیه در جای خبر)
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری نفیِ ظلم
- نکته: مجهول آمدنِ «يُظلمون» تأکید بر محقق نشدنِ اصلِ ظلم است؛ یعنی نظام جزا در پیشگاه خدا مطلقاً بدون ظلم است.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: و بپرهیزید از روزی که در آن به سوی خدا بازگردانده میشوید، سپس هر نفسی آنچه را به دست آورده، بهتمامی به او داده میشود، و آنان ستم نمیشوند. |