آیه: وَإِن كانَ ذو عُسرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلىٰ مَيسَرَةٍ ۚ وَأَن تَصَدَّقوا خَيرٌ لَكُم ۖ إِن كُنتُم تَعلَمونَ ۱) جمله: وَإِن كانَ ذو عُسرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلىٰ مَيسَرَةٍ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و اگر صاحبِ تنگدستی باشد، پس مهلتی [بدهید] تا گشایش.
- تجزیهٔ صرفی و نحویِ واژهها:
- وَ: حرف عطف؛ معنی: «و».
- إِن: حرف شرط (اگر).
- كانَ: فعل ماضی ناقص (کانَ یَکونُ)؛ ریشه: ک-و-ن؛ نقش: فعلِ شرط؛ معنی: «بود/باشد».
- ذو: اسم (ملحق به اسماء خمسه، به معنی «صاحبِ»)، مرفوع بهعنوان اسمِ کانَ؛ ریشه: ذ-و-و/ذ-و؛ معنی: «صاحب».
- عُسرَةٍ: اسم مجرور مضافٌإلیه برای «ذو»؛ ریشه: ع-س-ر؛ معنی: «سختی/تنگدستی».
- فَ: فاءِ جوابِ شرط.
- نَظِرَةٌ: اسم مفرد مؤنث، مرفوع بهعنوان مبتدا محذوفالخبر تقدیرش «واجبةٌ/ثابتةٌ» یا خبر مبتدای محذوف؛ در این ساخت یعنی «پس مهلتی [لازم است]». ریشه: ن-ظ-ر (در باب «أنظَرَ» به معنی مهلت دادن، «نَظِرَة» یعنی «مهلت»).
- إِلىٰ: حرف جر؛ «تا/به سوی».
- مَيسَرَةٍ: اسم مجرور، متعلق به «نَظِرَةٌ»؛ ریشه: ی-س-ر؛ معنی: «گشایش/توانایی پرداخت».
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: شرطیهٔ خبری با دلالت الزام/تکلیف (حکم شرعی در قالب خبر).
- نکته: اگر بدهکار در تنگناست، طلبکار باید مهلت بدهد تا زمانی که توانگر شود؛ «نَظِرَةٌ» با ساخت خبری، معنای الزامِ اخلاقی/شرعی را میرساند.
۲) جمله: وَأَن تَصَدَّقوا خَيرٌ لَكُم - ترجمهٔ تحتاللفظی: و اینکه صدقه دهید [از طلب صرفنظر کنید] برای شما بهتر است.
- تجزیهٔ صرفی و نحویِ واژهها:
- وَ: حرف عطف؛ «و».
- أَن: «أن» مصدریه؛ جملهٔ فعلیهٔ بعد را به مصدر تبدیل میکند.
- تَصَدَّقوا: فعل مضارع مخاطب جمع؛ باب تفعّل از ریشه: ص-د-ق (تصدّقَ یتصدّقُ: صدقه دادن/بخشیدن)، فاعل: واو جماعت (شما). در سیاق آیه یعنی «ببخشیدنِ بدهی».
- خَيرٌ: خبرِ مبتدای محذوف یا خبر برای «أن تصدّقوا» که در حکم مصدر مؤوّل و در محل رفعِ مبتداست؛ معنی: «بهتر».
- لَكُم: جار و مجرور، متعلق به «خیر»؛ ضمیر خطاب جمع؛ «برای شما».
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری با دلالت ارشادی/ترغیبی (تشویق به احسان).
- نکته: بخشش بدهی بهتر از صرفِ مهلتدادن است؛ فضیلت گذشت بر طلبکاری.
۳) جمله: إِن كُنتُم تَعلَمونَ - ترجمهٔ تحتاللفظی: اگر شما میدانید.
- تجزیهٔ صرفی و نحویِ واژهها:
- إِن: حرف شرط.
- كُنتُم: فعل ماضی ناقص (کان) + ضمیر فاعلی «تم» (شما)؛ نقش: فعلِ شرط؛ ریشه: ک-و-ن؛ معنی: «بودید/باشید».
- تَعلَمونَ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ع-ل-م؛ فاعل: واو جماعت؛ معنی: «میدانید».
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: شرطیهٔ خبری.
- نکته: تأکید شرطی برای تأثیر معنوی؛ یعنی اگر حقیقتِ فضیلتِ گذشت را بدانید، به آن عمل میکنید. برخی آن را برای تأکیدِ «خَیرٌ لَکُم» دانستهاند.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: و اگر (بدهکار) صاحبِ تنگدستی باشد، پس مهلتی تا گشایش [بدهید]؛ و اینکه ببخشید، برای شما بهتر است، اگر بدانید. |