002-276-091-بقرة

« Back to Glossary Index
چنان ربائی را (چنان سودی را) الله به کمی می کشاند و صدقه ها را پرسود میکند و الله هیچ کفران کننده گناهکار را دوست نمیدارد (حقیقتا کسی که بجای بخشش به فقیر، فقیر را در فشار ربا خواری خود قرار دهد حتما کفران کننده ای گناهکار است و هرگز کسی که به مرد فعالی سرمایه برای کار میدهد و از سود سرشار آن مقداری میگیرد چنین نخواهد بود) (276)

جمله ۱: يَمحَقُ اللَّهُ الرِّبا

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: خدا ربا را نابود می‌کند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
    • يَمحَقُ: فعل مضارع مرفوع (علامت رفع: ضمة). ریشه: م-ح-ق. باب: ثلاثی مجرد. معنی: محو می‌کند، از بین می‌برد.
    • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعلِ مرفوع (ضمة). معنی: خدا.
    • الرِّبا: اسم معرفه با ال، مفعولٌ‌به منصوب (فتحة). معنی: ربا، سودِ حرام.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ خبریِ قطعی (اخبار الهی).
    • نکته: فعل مضارع دلالت بر استمرار/عادت دارد؛ نابودیِ اثرِ ربا سنتی الهی است.

جمله ۲: وَيُربِي الصَّدَقاتِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و صدقات (انفاق‌ها) را می‌افزاید/پرورش می‌دهد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
    • الواو: حرف عطف.
    • يُربِي: فعل مضارع مرفوع. ریشه: ر-ب-و (یا ر-ب-ي). باب: افعال (أربى يُربي) از ربو/ربا به معنای فزونی گرفتن؛ این‌جا متعدی: زیاد می‌کند، می‌پروراند.
    • الصَّدَقاتِ: اسم جمع مؤنث سالم با ال، مفعولٌ‌به منصوب به‌صورت لفظی مجرور نیست؛ نکته: جمع مؤنث سالم در حالت نصب و جر یکسان است (علامت: کسرة). نقش: مفعول‌به. معنی: صدقات/انفاق‌ها.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: مقابلهٔ معنایی با «يمحق»؛ یک سو محو ربا، سوی دیگر رشد دادن صدقات. «يربي» اشاره به افزونی کیفی و برکت نیز دارد، نه فقط کمّی.

جمله ۳: وَاللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفّارٍ أَثيمٍ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا دوست ندارد هر ناسپاسِ بسیار گناهکار را.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
    • الواو: استئنافی/عاطف بر جمله‌ی پیشین (پیوند مضمون).
    • اللَّهُ: مبتدا مرفوع. معنی: خدا.
    • لا: حرف نفی (نفی حال/عادت).
    • يُحِبُّ: فعل مضارع مرفوع. ریشه: ح-ب-ب. فاعلِ آن در تقدیر «هو» برمی‌گردد به «اللَّهُ» (یا يُحِبُّ خبر برای مبتدا). ساختار نحوی: «اللَّهُ لا يُحِبُّ …» جمله اسمیه با خبر جملهٔ فعلیه.
    • كُلَّ: اسم منصوب به‌عنوان مفعول‌به اول برای «لا يُحِبُّ» و مضاف. معنی: هر/تمام.
    • كَفّارٍ: مضافٌ‌الیه مجرور؛ صیغه مبالغه بر وزن «فعّال» از ریشه: ك-ف-ر. معنی: بسیار ناسپاس/بسیار کافر.
    • أَثيمٍ: صفت برای «كفّارٍ» مجرور تابع آن. ریشه: أ-ث-م. معنی: بسیار گناهکار.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری با نفی محبّت الهی.
    • نکته: «كفّار» صیغه مبالغه است؛ شدتِ کفران/ناسپاسی. پیوند معنایی: رباخواری از مصادیق کفران نعمت و ستم است، و چنین خصلتی محبوب خدا نیست.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: خدا ربا را نابود می‌کند و صدقات را می‌افزاید، و خدا دوست ندارد هر ناسپاسِ بسیار گناهکار را.

Nach oben scrollen