«يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ» - ترجمهٔ تحتاللفظی: «[او] حکمت را به هر که بخواهد میدهد.»
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- يُؤْتِي: فعل مضارع مرفوع، باب إيتاء (أعطى/آتَى)، ریشه ثلاثی: أتى/أتو (در باب إفعال: آتى يُؤتي = عطا کردن/دادن). فاعلش ضمیر مستتر تقدیره «هو» (خدا).
- الْحِكْمَةَ: اسم مفرد مؤنث، معرفه با «ال»، منصوب بهعنوان مفعولٌبهِ اولِ فعل «يؤتي». ریشه: ح ك م. معنا: داناییِ استوار/سنجیده.
- مَنْ: اسم موصول مبنی، در محل نصب مفعولٌبهِ دوم برای «يؤتي».
- يَشَاءُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ش ي أ (شاءَ يَشاءُ = خواستن/اراده کردن). فاعل: ضمیر مستتر «هو» عائد به «مَن» (موصول). جملهٔ «يَشاءُ» صلهٔ «مَن» است و محل اعراب ندارد.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری.
- نکته: خبر الهی دربارهٔ اعطای حکمت بهمقتضای ارادهٔ خدا؛ «حکمت» عطیهای موهبتی است، نه صرفاً اکتسابی.
«وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا» - ترجمهٔ تحتاللفظی: «و هر که به او حکمت داده شود، پس بهراستی خیرِ فراوانی داده شده است.»
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- وَ: حرف عطف.
- مَنْ: اسم شرط جازم مبنی، جواب شرط در ادامه میآید.
- يُؤْتَ: فعل مضارع مجزوم به سبب «مَن» شرطیه، مجهول (یُؤْتَى/يُؤْتَ)، ریشه: أتى در باب إفعال (آتى يُؤتي). نائبفاعل بعداً با ضمیر «ه» یا به تقدیر «إيّاه» فهم میشود؛ در ساخت جمله، مفعول «الحكمة» پس از آن میآید و نقش نحوی آن نائبفاعلِ فعل مجهول است.
- الْحِكْمَةَ: در قرائت رایج، منصوب دیده میشود، اما از جهت معنا در مجهول باید مرفوعِ نائبفاعل باشد. نکته آموزشی: در رسم و اعراب متداول، قرائت صحیح اینجا «الحِكمَةُ» بهعنوان نائبفاعلِ «يُؤْتَ» است؛ اگر نصب دیده شود، یا از اشتباه اعرابگذاری است یا بر قرائتی دیگر حمل میشود. مقصود نحوی: «الحِكمةُ» نائبفاعلِ «يُؤتَ».
- فَقَدْ: فاء واقعه در جواب شرط + «قد» حرف تحقيق/تقریب که تأکید میآورد.
- أُوتِيَ: فعل ماضی مجهول، ریشه: أتى در باب إفعال (أُوتِيَ = داده شد). نائبفاعل: مستتر «هو» عائد به «مَن».
- خَيْرًا: اسم مفرد، منصوب بهعنوان تمییز یا مفعولبه در ساخت مجهول تقدیری؛ در این تعبیر، «خَيراً» تمییزِ «أُوتِيَ» محسوب میشود و معنای «بهرهای عظیم» میدهد. ریشه: خ ي ر. معنا: نیکی/خیر.
- كَثِيرًا: صفت برای «خَيْرًا»، منصرف، منصوب بهتبع موصوف. ریشه: ك ث ر (فراوان).
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: شرطیه خبری تأکیدی.
- نکته: نتیجهٔ دریافت حکمت، برخورداری از خیرِ فراوان است؛ «قد» و ماضی مجهول («أُوتِيَ») شدت تحقق و قطعیت را میرساند.
«وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ» - ترجمهٔ تحتاللفظی: «و جز خردمندان یاد نمیگیرند/به خود نمیآیند.»
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- وَ: حرف عطف.
- مَا: حرف نفی.
- يَذَّكَّرُ: فعل مضارع مرفوع، ادغامشده از «يَتَذَكَّرُ» (باب تفعّل)، ریشه: ذ ك ر (به یاد آوردن، متذکر شدن). فاعل بعداً میآید.
- إِلَّا: أداةُ استثناء؛ ساخت «ما … إلا …» حصر میسازد.
- أُولُو: اسم جمع ملحق به جمع مذکر سالم، مبنی بر حروف، در محل رفع فاعل برای «يذكّر». معنا: صاحبان/دارایان.
- الْأَلْبَابِ: مضافٌإليه مجرور، جمع «لُبّ» به معنای خردِ خالص/ناآلوده. ریشه: ل ب ب.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری با ساختِ حصر (نفی و استثناء).
- نکته: تذکر و پندپذیری، ویژگی صاحبان عقل ناب است؛ نفیِ عموم و اثباتِ حصر بر «أولو الألباب» تأکید دارد.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: «[او] حکمت را به هر که بخواهد میدهد؛ و هر که به او حکمت داده شود، بیتردید خیر فراوانی داده شده است؛ و جز خردمندان پند نمیپذیرند/متذکر نمیشوند.» |