آیه: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تُبطِلوا صَدَقاتِكُم بِالمَنِّ وَالأَذىٰ كَالَّذي يُنفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ وَلا يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ ۖ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفوانٍ عَلَيهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلدًا ۖ لا يَقدِرونَ عَلىٰ شَيءٍ مِمّا كَسَبوا ۗ وَاللَّهُ لا يَهدِي القَومَ الكافِرينَ» — — — — — — — — — — — — — — — — — — — — - «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: ای کسانی که ایمان آوردید!
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- يا: حرف ندا، برای صدا زدن.
- أيُّها: «أيّ» اسم ندا/منصوب، با «ها»ی تنبيه؛ نقش: منادی. معنا: ای.
- الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر سالم، منصوب بدل از «أيّها» یا صفت آن. معنا: آنان که.
- آمَنوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب؛ ریشه ثلاثی: أ-م-ن؛ باب: أفعل (آمَنَ). معنا: ایمان آوردند. در ندا، مقصود مخاطب حاضر است: «ای مؤمنان».
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: ندا.
- نکته: آغاز خطاب مهربانانه و توجهدهنده به مؤمنان پیش از فرمان.
— — — — — — — — — — — — — — — — — — — — - «لا تُبطِلوا صَدَقاتِكُم بِالمَنِّ وَالأَذىٰ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: با منّت و آزار، صدقههای خود را باطل نکنید.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- لا: حرف نهی.
- تُبطِلوا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی، مخاطب جمع؛ ریشه: ب-ط-ل؛ باب: أفعل (أبطل). معنا: باطل کنید → نهی: باطل نکنید.
- صَدَقاتِكُم: «صدقاتِ» جمع «صدقة»، اسم منصوب مفعولبه، مضاف؛ «كم» ضمیر متصل، مضافالیه. معنا: صدقات شما.
- بِالمَنِّ: جار و مجرور؛ «المنّ» اسم مجرور با «بـ». معنا: منّت گذاشتن.
- وَالأَذىٰ: معطوف بر «المنّ»، مجرور. معنا: آزار (زخم زبان، تحقیر).
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: نهی (دستور بازدارنده).
- نکته: منّت و آزار اثر معنوی صدقه را از بین میبرد و پاداش را میسوزاند.
— — — — — — — — — — — — — — — — — — — — - «كَالَّذي يُنفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: چون کسی که مالش را برای خودنمایی مردم خرج میکند.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- كَ: حرف تشبیه (مثلِ).
- الَّذي: اسم موصول مفرد مذکر، مجرور بعد از «كَ». معنا: کسی که.
- يُنفِقُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ن-ف-ق؛ باب: أفعل (أنفق). معنا: انفاق میکند.
- مالَهُ: «مالَ» مفعولبه منصوب، مضاف؛ «ه» ضمیر مضافالیه. معنا: مالش.
- رِئاءَ: مصدر منصوب، مفعولٌ لأجله (علتِ فعل). ریشه: ر-أ-ي. معنا: برای ریا/نمایش.
- النّاسِ: اسم مجرور مضافالیهِ «رِئاءَ» به اعتبار اضافه معنوی. معنا: مردم.
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: تشبیهی/توضیحی در ادامه نهی، بیان مثال.
- نکته: ریا معیار است برای فهمیدن اینکه چگونه منّت و آزار پاداش را نابود میکند.
— — — — — — — — — — — — — — — — — — — — - «وَلا يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارد.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- وَ: عاطف.
- لا: نافیۀ حالیه/استمرار، نفی خبر.
- يُؤمِنُ: مضارع مرفوع؛ ریشه: أ-م-ن؛ باب: أفعل (آمَنَ يُؤمِن). معنا: ایمان میآورد → ندارد.
- بِاللَّهِ: جار و مجرور؛ «الله» اسم جلاله، مجرور با «بـ». معنا: به خدا.
- وَاليَومِ: «اليومِ» مجرور معطوف. معنا: روز.
- الآخِرِ: صفت برای «اليوم»، مجرور. معنا: واپسین.
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: خبری در وصف همان «کسی که…».
- نکته: ریا با عدم ایمان راستین سازگار است؛ نیت فاسد از ضعف باور به آخرت میآید.
— — — — — — — — — — — — — — — — — — — — - «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفوانٍ عَلَيهِ تُرابٌ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: پس مَثَلِ او چون سنگِ صاف و سختی است که بر آن خاکی است.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- فَ: فاء تفریع (نتیجه/ترتیب).
- مَثَلُهُ: «مثلُ» مبتدا مرفوع، مضاف؛ «ه» ضمیر مضافالیه. معنا: مَثَل/حکایت او.
- كَمَثَلِ: حرف تشبیه + «مثلِ» مجرور. معنا: مانند مَثَلِ.
- صَفوانٍ: اسم مجرور مضافالیه «مثلِ»؛ مفرد به معنی سنگ صاف و سخت. ریشه: ص-ف-و.
- عَلَيهِ: جار و مجرور خبر مقدّم برای «ترابٌ». معنا: بر روی آن.
- تُرابٌ: اسم مرفوع، مبتدا/خبر مؤخر (تقدیر: «وعلى صفوان ترابٌ»). معنا: خاکی.
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: تشبیه تمثیلی.
- نکته: ظاهر خاکی (عمل) فریب میدهد، اما زیرِ آن دلِ سنگی (نیت فاسد) است.
— — — — — — — — — — — — — — — — — — — — - «فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلدًا»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: پس بارانی درشتدانه به آن رسید، و آن را سختِ صاف برجا گذاشت.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- فَ: فاء تفریع/تعقیب.
- أَصابَهُ: فعل ماضی؛ ریشه: ص-و-ب؛ معنا: رسید/برخورد. «ه» مفعولبه (به آن سنگ).
- وابِلٌ: فاعل مرفوع؛ بارانِ شدید و درشتقطره.
- فَ: فاء نتیجه.
- تَرَكَهُ: فعل ماضی؛ ریشه: ت-ر-ك؛ فاعل محذوف (باران)، «ه» مفعول (سنگ).
- صَلدًا: حال منصوب؛ معنا: سختِ صاف، بدون خاک. ریشه: ص-ل-د.
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: خبری توصیفی در ادامه تمثیل.
- نکته: حادثه (باران=آزمون/رویداد) پوشش خاکیِ عملِ بینیت را میشوید و چیزی برای رشد نمیماند.
— — — — — — — — — — — — — — — — — — — — - «لا يَقدِرونَ عَلىٰ شَيءٍ مِمّا كَسَبوا»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: بر هیچ چیزی از آنچه به دست آوردهاند توانایی ندارند.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- لا: نافیۀ حال/استمرار.
- يَقدِرونَ: مضارع مرفوع، جمع؛ ریشه: ق-د-ر؛ معنا: توانستن/قدرت دارند → ندارند.
- عَلىٰ: حرف جر.
- شَيءٍ: اسم مجرور، نکره در سیاق نفی = هیچ چیز.
- مِمّا: «من» حرف جر + «ما» اسم موصول؛ معنا: از آنچه.
- كَسَبوا: فعل ماضی جمع؛ ریشه: ك-س-ب؛ معنا: کسب کردند/به دست آوردند.
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: خبری نتیجهگیر.
- نکته: از اعمالی که با ریا و آزار همراه است، در قیامت بهرهای نمیبرند.
— — — — — — — — — — — — — — — — — — — — - «وَاللَّهُ لا يَهدِي القَومَ الكافِرينَ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و خدا، گروه کافران را راه نمینماید.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- وَاللَّهُ: «واو» استیناف، «اللهُ» مبتدا مرفوع.
- لا: حرف نفی.
- يَهدِي: مضارع مرفوع؛ ریشه: ه-د-ي؛ معنا: هدایت میکند.
- القَومَ: مفعولبه منصوب؛ معنا: گروه/قوم.
- الكافِرينَ: صفت برای «القوم»، جمع مذکر سالم، منصوب. ریشه: ك-ف-ر.
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: خبری تأکیدی.
- نکته: اصرار بر کفر (=پوشاندن حق) مانع هدایت الهی است؛ ریا و آزار نشانهٔ چنین پوششی است.
— — — — — — — — — — — — — — — — — — — — ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: ای کسانی که ایمان آوردهاید، صدقههای خود را با منّت و آزار باطل نکنید، مانند کسی که مالش را برای خودنماییِ مردم خرج میکند و به خدا و روز واپسین ایمان ندارد؛ پس مَثَلِ او چون سنگِ صاف و سختی است که بر آن خاکی است، آنگاه بارانی درشتدانه به آن رسید، پس آن را سختِ صاف برجا گذاشت؛ آنان بر هیچ چیزی از آنچه به دست آوردهاند توانایی ندارند، و خدا گروه کافران را هدایت نمیکند. |