قولٌ مَعروفٌ - ترجمهٔ تحتاللفظی: سخنی پسندیده.
- تجزیهٔ صرفیـنحوی واژهها:
- قولٌ: اسم، مفرد، نکره، مرفوع با تنوین (خبرِ مقدّم). ریشه: ق-و-ل. معنا: گفتار/سخن.
- معروفٌ: اسم مفعول از ثلاثی مزید (عَرَّفَ/عَرَفَ → معروف)، مفرد، نکره، مرفوع صفت برای «قول». ریشه: ع-ر-ف. معنا: شناختهشده/نیک/پسندیده.
- نوع جمله و نکته: خبری اسمیه (مبتدا محذوف تقدیر میشود: «هو» یا خبر مقدّم). نکته: تأکید بر ارزش «سخن نیک» بهعنوان موضوع اصلی جمله.
وَ مَغفِرَةٌ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و گذشت.
- تجزیهٔ صرفیـنحوی:
- وَ: حرف عطف.
- مغفرةٌ: اسم، مفرد، نکره، مرفوع معطوف بر «قولٌ». ریشه: غ-ف-ر. معنا: آمرزش/چشمپوشی/گذشت.
- نوع جمله و نکته: ادامهٔ خبر اسمیه با عطف؛ کنار «قول معروف» دوگانهی گفتارِ خوش و گذشت را میسازد.
خَيرٌ - ترجمهٔ تحتاللفظی: بهتر است.
- تجزیهٔ صرفیـنحوی:
- خيرٌ: اسم تفضیل، مفرد، مرفوع؛ خبر برای «قول معروف و مغفرة» یا خبر مؤخر. ریشه: خ-ي-ر. معنا: بهتر/نیکوتر.
- نوع جمله و نکته: خبری؛ حکم ارزشی میدهد که این دو (سخن نیک و گذشت) «بهترند».
مِن صَدَقَةٍ - ترجمهٔ تحتاللفظی: از صدقهای.
- تجزیهٔ صرفیـنحوی:
- مِن: حرف جر (برای بیان مقایسه در تفضیل).
- صدقةٍ: اسم، مفرد، نکره، مجرور به «من». ریشه: ص-د-ق. معنا: صدقه/بخشش مالی.
- نوع جمله و نکته: ادامهٔ ساختار تفضیل «خیرٌ مِن…»؛ مقایسه با صدقهای که در ادامه وصف میشود.
يَتبَعُها أَذىً - ترجمهٔ تحتاللفظی: آزاری پیِ آن میآید.
- تجزیهٔ صرفیـنحوی:
- يَتبعُ: فعل مضارع مرفوع (علامت: ضمه)، باب ثلاثی مجرد. فاعل مؤخر «أذىٌ» است. ریشه: ت-ب-ع. معنا: دنبال کردن/پیگرفتن.
- ها: ضمیر متصل مفعولی مفرد مؤنث، مرجعش «صدقةٌ».
- أذًى: اسم، مفرد، نکره؛ در اصل مرفوع بهعنوان فاعلِ «يتبعُ» (اینجا تنوین فتحهٔ تقدیری/مبنیبر اعراب تقدیری در رسم عثمانی دیده میشود). ریشه: أ-ذ-ي. معنا: آزار/رنج.
- نوع جمله و نکته: جملهٔ فعلیه وصفیّه، در مقام صفت برای «صدقةٍ» (یعنی «صدقهای که آزار بهدنبالش باشد»). نکته: نیکیِ ظاهری با آزار پسازآن بیارزش میشود.
وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَليمٌ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و خداوند بینیاز و بردبار است.
- تجزیهٔ صرفیـنحوی:
- وَ: حرف عطف استینافی (شروع جملهٔ جدید).
- اللهُ: اسم جلاله، علم، مرفوع بهعنوان مبتدا.
- غنيٌّ: خبر اولِ مبتدا، مفرد، مرفوع. ریشه: غ-ن-ي. معنا: بینیاز.
- حليمٌ: خبر دومِ مبتدا، مفرد، مرفوع، معطوف بیحرف (خبر ثانی). ریشه: ح-ل-م. معنا: بردبار/شکیبا.
- نوع جمله و نکته: خبری اسمیه. نکته: تأکید بر اینکه خدا از صدقهٔ آمیخته با منت و آزار بینیاز است و با وجود خطاها بردبار است؛ پس نیت و ادب در انفاق مهمتر از مقدار آن است.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: سخنی پسندیده و گذشت، بهتر است از صدقهای که آزاری بهدنبالش آید؛ و خدا بینیازِ بردبار است. |