جمله ۱: الَّذينَ يُنفِقونَ أَموالَهُم في سَبيلِ اللَّهِ - ترجمهٔ تحتاللفظی: کسانی که اموالشان را در راهِ خدا خرج میکنند
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنی:
- الَّذينَ: اسم موصول (جمع مذکر)، نقش: مبتدا موصولی/اسم موصول آغازگر جمله. معنی: کسانی که.
- يُنفِقونَ: فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون؛ صیغه: جمع مذکر غایب (هم)، ریشه: ن-ف-ق (انفاق/خرج کردن). نقش: خبرِ موصول (صلهٔ موصول بدون ضمیر رابط). معنی: خرج میکنند/انفاق میکنند.
- أَموالَهُم: جمع مال + ضمیر هم (آنها). نقش: مفعولبه برای يُنفِقونَ، منصوب. ریشهٔ “مال”: م-و-ل. معنی: اموالشان.
- في: حرف جر. معنی: در.
- سَبيلِ: اسم مجرور به فی، مضاف. ریشه: س-ب-ل (راه). معنی: راه.
- اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور بهعنوان مضافٌالیه برای سبيل. معنی: خدا.
ساختار نحوی ساده: موصول (الذین) + جملهٔ فعلیهٔ صله (ینفقون أموالهم) + جار و مجرور (فی سبیل الله) متعلق به فعل. - نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری توصیفی (بیان حال اهل انفاق).
- نکتهٔ معنایی: قید جهت «فی سبیل الله» شرط ارزشمندی انفاق را مشخص میکند (انفاق با نیت الهی).
جمله ۲: ثُمَّ لا يُتبِعونَ ما أَنفَقوا مَنًّا وَلا أَذًى - ترجمهٔ تحتاللفظی: سپس دنبال نمیکنند آنچه را که انفاق کردند با منّت و نه آزار
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنی:
- ثُمَّ: حرف عطفِ تراخی (بعد از آن). معنی: سپس.
- لا: حرف نفی.
- يُتبِعونَ: فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون، باب اِفعال (أَتْبَعَ)، صیغه: جمع مذکر غایب. ریشه: ت-ب-ع (پیگیری/دنبال کردن). معنی: دنبال میکنند/پی میافزایند؛ با «لا» = دنبال نمیکنند/نمیافزایند.
- ما: اسم موصول/مصدر موصولی، مفعولبه برای يُتبِعونَ. معنی: آنچه را که/چیزی که.
- أَنفَقوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب؛ ریشه: ن-ف-ق (انفاق کردند). نقش: صلهٔ «ما». ضمیر واو: فاعل. معنی: انفاق کردند.
- مَنًّا: مصدر «مَنّ»، منصوب بهعنوان مفعولمطلق نوعی یا تمییز/حالِ مقدّر، در عمل: مفعول بهمعنای «با منّت نهادن». ریشه: م-ن-ن (منّت گذاشتن، سنگین کردن). معنی: منّت.
- وَلا: واو عاطفه + لا نفیِ عطفی.
- أَذًى: اسم منصوب (همعطف بر مَنًّا)، معنی: آزار/رنج. ریشه: أ-ذ-ي. نقش: همانند «مَنًّا» (مفعولبه/مفعولمطلق معنوی).
ساختار نحوی ساده: ثُمَّ + لا + فعل (یُتْبِعون) + مفعول (ما أنفقوا) + مفعولهای همراهِ عطف (مَنًّا و لا أذى). - نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری توصیفی شرطی (بیان شرط دوم قبولی انفاق).
- نکتهٔ معنایی: شرط کمالِ انفاق، نچسباندن منّت و آزار پس از بخشش است؛ یعنی پاکی نیت و حفظ کرامت گیرنده.
جمله ۳: لَهُم أَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم - ترجمهٔ تحتاللفظی: برای آنان پاداششان نزدِ پروردگارشان [ثابت است]
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنی:
- لَهُم: جار و مجرور (لـ + هم)، خبر مقدم. معنی: برای آنان.
- أَجرُهُم: مبتدا مؤخر مرفوع + ضمیر هم مضافالیه. ریشه: أ-ج-ر (پاداش). معنی: پاداششان.
- عِندَ: ظرف مکان منصوب (مضاف)، متعلّق به محذوف (ثابت/کائن) یا به «أجر» برای تقویت. معنی: نزد.
- رَبِّهِم: مضافٌالیه مجرور + ضمیر هم. ریشه: ر-ب-ب (پروردن/مالکیت و تدبیر). معنی: پروردگارشان.
ساختار نحوی ساده: جار و مجرور مقدّم + مبتدا مؤخر + ظرف متعلق. - نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری وعدهای مؤکّد.
- نکتهٔ معنایی: تقدیم جار و مجرور «لهم» افادهٔ حصر نسبی میکند؛ پاداشِ مخصوصِ ایشان تضمینشده و «عند ربهم» ضمانت الهی و کرامت پاداش را میرساند.
جمله ۴: وَلا خَوفٌ عَلَيهِم وَلا هُم يَحزَنونَ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و نه بیمی بر آنان است و نه آنان اندوهگین میشوند
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنی:
- وَ: حرف عطف.
- لا: لا نافیۀ للجنس (در مورد «خوفٌ» میتواند نفی جنس یا نفی مطلقِ وجود خوف باشد).
- خَوفٌ: اسم «لا»، مرفوع به تقدیر مبتدا یا مبنی بر نفی وجودی؛ در قرائت مشهور، مرفوع بهعنوان مبتدای محذوفالخبر/خبر محذوف؛ در سادهسازی: «هیچ خوفی [نیست]». ریشه: خ-و-ف. معنی: ترس/بیم.
- عَلَيهِم: جار و مجرور، متعلّق به خبر محذوف (ثابت/کائن). معنی: بر آنان.
- وَلا: عطفِ نفی.
- هُم: ضمیر منفصل مبتدا. معنی: آنان.
- يَحزَنونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع مذکر غایب؛ ریشه: ح-ز-ن (اندوهگین شدن). خبرِ مبتدا (هم). معنی: اندوهگین میشوند/اندوه میخورند.
ساختار نحوی ساده: نفیِ وجود خوف بر آنان + جملهٔ اسمیهٔ «هم یحزنون» با نفی. - نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری تسلیبخش و وعدهٔ ایمنی.
- نکتهٔ معنایی: نفی خوف (نسبت به آینده) و حزن (نسبت به گذشته) کمال آرامش اهل انفاقِ پاکنیت را بیان میکند.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: کسانی که اموالشان را در راهِ خدا خرج میکنند، سپس آنچه را انفاق کردهاند با منّت و نه آزار دنبال نمیکنند، برای آنان پاداششان نزدِ پروردگارشان [ثابت است]، و نه بیمی بر آنان است و نه آنان اندوهگین میشوند. |