002-258-091-بقرة

« Back to Glossary Index
آیا بسوی داستان کسی که با ابراهیم درباره پروردگار ابراهیم گفتگو کرد دقت کرده ای، وقتی ابراهیم باو گفت، پروردگار من کسی است که زنده میکند و میمیراند، او که الله به او سلطنت داده بود گفت: من هم زنده میکنم و میمیرانم (منظورش این بود که میتوانم کسی را که نزدیک به مردن است از حيث فقر یا بیماری و یا محکومیت با قدرتی که دارم از فقر و یا بیماری و یا محکومیت بیرونش آورم و زنداش کنم و یا کسی را که زنده است و قوی است دستور دهم او را بکشند) ابراهيم جواب داد، الله خورشید را از مشرق بیرون می آورد و آنرا اگر قدرت داری از مغرب بیاور، پس آنکسی که کفران نعمت سلطنت و هدایت را نسبت به الله کرده بود، در جواب سرگردان شد، و الله قوم ستمکار را به قضاوت صحیح راهنمائی نمیکند (این داستان نمونه ایست بر اثبات اینکه هر کس ستمکار و فساد کار و غرض ران شد هر چه هم دانا و قدرتمند باشد، چون راه راست نمیرود، سخنان بی منطق و چرت و پرت میگوید و قانون الله او را براه راست هدایت نمیکند. این پادشاه نینیاس دوم یا نمرود دوم، پادشاه اورکلده بود که قبل از حمورابی در آنجا سلطنت میکرد و این گفتگو قبل از آن بود که به دستور این پادشاه ابراهیم را به آتش اندازند تا کشته شود و چون ابراهیم را آتش نسوزاند، معلوم شد که او حتی در مقابل قدرت الله، توانائی کشتن کسی را هم ندارد و این پادشاه بواسطه کارهائی که با ابراهیم کرد و عاقبت مغلوب حمورابی شد و با ذلت از بین رفت و حمورابی ابراهیم را بسیار تجلیل کرد و حتی از تشابه قوانین حمورابی با قوانین موسی معلوم میشود که حمورابی از قوانین دینی ابراهیم پیغمبر استفاده ها کرده است) (۲۵۸)

۱) أَلَم تَرَ إِلَى الَّذي حاجَّ إِبراهيمَ في رَبِّهِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آیا ندیدی به سوی آن‌کس که با ابراهیم دربارۀ پروردگارش بحث و جدال کرد؟
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • أَلَم: همزة استفهام + لمِ جازم (برای نفی گذشته)؛ معنای تقريري/انکاری: «آیا مگر ندیدی؟»
    • تَرَ: فعل مضارع مجزوم به «لم»، ریشه: ر-أ-ى، باب ثلاثی مجرد، صیغه: مخاطب مفرد (تو)، معنی: ببینی/دیدی؛ فاعل: «أنت» مستتر.
    • إِلَى: حرف جر.
    • الَّذي: اسم موصول مفرد مذکر؛ نقش: مجرور به «إلى»، و جملهٔ صلۀ موصول بعد از آن می‌آید.
    • حاجَّ: فعل ماضی، ریشه: ح-ج-ج (حاجّ یحاجّ)، باب مفاعلة/مُحاجّة (أصلش «حاجَجَ»، در املاء مشدد شده)، فاعل: مستتر تقدیرش «هو» (برمی‌گردد به «الذي»)، معنی: محاجّه کرد/جدال کرد.
    • إِبراهيمَ: اسم عَلَم، منصرف نیست؛ نقش: مفعولٌ‌بهِ اولِ «حاجَّ» منصوب.
    • في: حرف جر.
    • رَبِّهِ: ربّ: اسم مجرور به «في»، ریشه: ر-ب-ب، معنی: پروردگار؛ «هِ» ضمیر متصل، مجرور، عاید به «إبراهيم» (پروردگارِ او).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: استفهام إنکاری/تقريري؛ مخاطبِ اصلی پیامبر است ولی اثرش عمومیت دارد.
    • نکته: «آتاهُ اللهُ الملك» (جملهٔ معترضهٔ بعدی) علت جدال را نشان می‌دهد: غرّه شدن به قدرت.

۲) أَن آتاهُ اللَّهُ المُلكَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: از آن‌رو که خدا به او پادشاهی داده بود.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • أَن: مصدرية/تأويلية؛ در اینجا تعلیل را می‌رساند (به معنای «زیرا/چون»)، متعلق به «حاجّ» یا به «ألم ترَ».
    • آتاهُ: فعل ماضی، ریشه: أ-ت-ي (آتَى)، باب إفعال؟ نه، «آتَى» ثلاثی مزید هم‌معنای «أعطى»؛ فاعل بعداً «الله»؛ «هُ» ضمیر مفعول‌به (به همان مرد برمی‌گردد).
    • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعلِ «آتَى» مرفوع.
    • المُلكَ: اسم، ریشه: م-ل-ك، مفعولٌ‌به دوم منصوب (عطای «ملک»).
  • نوع جمله و نکته:
    • نوع: جملهٔ تعلیلية/بيانية در مقام ذکر سبب.
    • نکته: نعمت الهی اگر با شکر همراه نباشد، می‌تواند سبب طغیان شود.

۳) إِذ قالَ إِبراهيمُ رَبِّيَ الَّذي يُحيي وَيُميتُ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آن‌گاه که ابراهیم گفت: پروردگار من همان کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • إِذ: ظرف زمان ماضى، متعلق به «حاجّ» (وقتی که…).
    • قالَ: فعل ماضی، ریشه: ق-و-ل، فاعل: «إبراهيم».
    • إِبراهيمُ: فاعل مرفوعِ «قال».
    • رَبِّيَ: ربّ: خبر مقدّم محذوف؟ اینجا منادى یا مبتدا؟ ساختار در قول مستقیم است: «ربي» مبتدا مرفوع معنایی، «يا» ندارد؛ یای متکلم مضافٌ‌إلیه؛ حرکت فتحه بر «ربيَ» به‌سبب اتصال یای متکلم در رسمِ حفص.
    • الَّذي: اسم موصول، خبرِ «ربي» یا بدل توضیحی از «ربي».
    • يُحيي: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ح-ي-ي (أحيا يُحيي)، باب إفعال؛ فاعل: مستتر «هو» (راجع به «الذي»)، معنی: زنده می‌کند.
    • وَ: حرف عطف.
    • يُميتُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: م-و-ت (أماتَ يُميتُ)، باب إفعال؛ فاعل مستتر «هو»، معنی: می‌میراند.
  • نوع جمله و نکته:
    • نوع: خبریِ تعریفی.
    • نکته: تعریف توحیدی مبتنی بر وصف فعل خدا: اعطای حیات و سلب آن.

۴) قالَ أَنا أُحيي وَأُميتُ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: گفت: من زنده می‌کنم و می‌میرانم.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • قالَ: فعل ماضی؛ فاعلش «النمرود»/آن پادشاه (ضمیر مستتر: هو).
    • أَنا: ضمیر منفصل، مبتدا در گزارش سخن.
    • أُحيي: مضارع مرفوع، ریشه: ح-ي-ي (أحيا يُحيي)، فاعل: «أنا»، معنی: زنده می‌کنم.
    • وَ: حرف عطف.
    • أُميتُ: مضارع مرفوع، ریشه: م-و-ت (أمات يُميت)، فاعل: «أنا»، معنی: می‌میرانم.
  • نوع جمله و نکته:
    • نوع: ادعای خبری.
    • نکته: مغالطهٔ لفظی؛ منظورش آزادی/اعدام افراد بود، نه ایجاد/سلب حقیقیِ حیات.

۵) قالَ إِبراهيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأتي بِالشَّمسِ مِنَ المَشرِقِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: ابراهیم گفت: پس بی‌گمان خدا خورشید را از سوی خاور می‌آورد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • قالَ إِبراهيمُ: فعل و فاعل؛ آغاز استدلال دوم.
    • فَ: فاء تفریع (نتیجه‌گیری/نقل به دلیل قاطع).
    • إِنَّ: حرف توکید و نصب.
    • اللَّهَ: اسم «إنَّ» منصوب.
    • يَأتي: مضارع مرفوع، ریشه: أ-ت-ي (أتى يأتي)، فاعل: «الله» به اعتبار اسم «إنَّ».
    • بِالشَّمسِ: باءِ تعدیه/ملابسه + الشمس: اسم مجرور؛ ریشه: ش-م-س؛ معنی: خورشید را.
    • مِنَ: حرف جر.
    • المَشرِقِ: اسم مجرور، ریشه: ش-ر-ق؛ معنی: خاور/طلوعگاه.
  • نوع جمله و نکته:
    • نوع: خبریِ مؤکد با «إنّ».
    • نکته: انتقال از محل نزاع قابل‌مغالطه (حیات/ممات) به امری محسوس و خارج از توان بشر.

۶) فَأتِ بِها مِنَ المَغرِبِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس آن را از سوی باختر بیاور.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: فاءِ تفریع/تعجيز (پس، اگر راست می‌گویی…).
    • ائتِ: فعل امر از «أتى يأتي ائتِ»، ریشه: أ-ت-ي؛ مخاطب: مفرد مذکر؛ معنى: بیاور.
    • بِها: باء + ضمیر مؤنث غائب «ها» راجع به «الشمس»، جار و مجرور.
    • مِنَ: حرف جر.
    • المَغرِبِ: اسم مجرور، ریشه: غ-ر-ب؛ معنی: باختر/جای غروب.
  • نوع جمله و نکته:
    • نوع: امر تعجيزي/تحدّي (دستور برای عاجز کردن طرف).
    • نکته: تحدی روشن که ادعا را در میدان فعل الهیِ نظام کیهانی محک می‌زند.

۷) فَبُهِتَ الَّذي كَفَرَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس آن کافر مبهوت و درمانده شد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: فاءِ تفریع/نتیجه.
    • بُهِتَ: فعل ماضی مجهول، ریشه: ب-ه-ت؛ معنی: مبهوت/لاجواب شد.
    • الَّذي: اسم موصول؛ نقش: نائب فاعلِ «بُهِتَ» (چون مبنی للمجهول است).
    • كَفَرَ: صلهٔ «الذي»؛ فعل ماضی، ریشه: ك-ف-ر؛ فاعلش مستتر «هو»؛ معنی: کافر شد/کافر بود؛ در اینجا صفت توضیحی: «آن‌که کفر ورزید».
  • نوع جمله و نکته:
    • نوع: خبری نتیجه‌گیر.
    • نکته: برهان واضح ابراهیم طرف را به بن‌بست منطقی کشاند.

۸) وَاللَّهُ لا يَهدِي القَومَ الظّالِمينَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا مردم ستمکار را راه نمی‌نماید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف استینافی (جمع‌بندی).
    • اللَّهُ: مبتدا مرفوع.
    • لا يَهدِي: «لا» نافیۀ جملۀ فعلیه؛ يَهدِي: مضارع مرفوع، ریشه: ه-د-ي؛ معنی: هدایت می‌کند؛ در نفی: هدایت نمی‌کند.
    • القَومَ: مفعولٌ‌به منصوب؛ ریشه: ق-و-م؛ معنی: قوم/مردم.
    • الظّالِمينَ: صفت برای «القومَ»، جمع مذکر سالم منصوب؛ ریشه: ظ-ل-م؛ معنی: ستمکاران.
  • نوع جمله و نکته:
    • نوع: خبریِ عام به صورت قاعده.
    • نکته: محرومیت از هدایت، معلولِ ظلم و عناد است.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی فارسی کل آیه: آیا ندیدی به سوی آن‌که با ابراهیم دربارۀ پروردگارش جدال کرد، از آن‌رو که خدا به او پادشاهی داده بود؟ هنگامی که ابراهیم گفت: «پروردگار من همان کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند»، او گفت: «من زنده می‌کنم و می‌میرانم.» [ابراهیم] گفت: «پس بی‌گمان خدا خورشید را از خاور می‌آورد، پس آن را از باختر بیاور.» پس آن کافر مبهوت شد، و خدا مردم ستمکار را هدایت نمی‌کند.

Nach oben scrollen