002-257-091-بقرة

« Back to Glossary Index
الله ياور کسانی است که دستورات الله را پذیرفته اند و او ایشان را از تاریکیهای گوناگون بسوی آن یگانه نور بیرون می آورد و کسانی که کفران چنین راهی را کردند، یاوران ایشان آن حیله گران دینی اند، که ایشان را از آن یگانه نور بسوی تاریکیهای گوناگون بیرون میبرند، اینان یارانِ آتشِ دوزخند، که در آن همیشه خواهند ماند (راه حق راهی است روشن به مانند نور و در تمام پیغمبران و رهبران حقیقی یکی است و آن بر طبق آیه ۸ و ۹ از سوره حج، آن است که بر خلاف علوم بدیهی و راههای مشکلتر علمی که علوم تجربی عالی باشد و خلاف متن کتاب الله که روشن ترین کتاب علمی دینی است، نباشد و هر راهی که غیر از این سه راه باشد، راههای گمانی و ظلمانی میباشند که رونده ی آنها در دنیا، پست و در آخرت دچار آتش سوزان میشود و این راهنمایی که تا به امروز هیچ دانشمندی متوجه آن نشده از عجایب راهنمائی های قرآنست که تبلیغ آن در جوانان بهترین جامعه تربیت شده را بوجود می آورد) (۲۵۷)

آیه: «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنوا يُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ ۖ وَالَّذينَ كَفَروا أَولِياؤُهُمُ الطّاغوتُ يُخرِجونَهُم مِنَ النّورِ إِلَى الظُّلُماتِ ۗ أُولٰئِكَ أَصحابُ النّارِ ۖ هُم فيها خالِدونَ»

  1. «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنوا»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: خدا سرپرستِ کسانی است که ایمان آوردند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • «اللَّهُ»: اسم جلاله، مفرد، معرفه. نقش: مبتدا مرفوع. معنا: خدا.
    • «وَلِيُّ»: اسم، وزن فعیل به معنای یاری‌گر/سرپرست. نقش: خبرِ مبتدا (مرفوع). مفرد، مضاف.
      • ریشهٔ ثلاثی: و-ل-ي (وَلاية/وَلِيَ).
    • «الَّذينَ»: اسم موصول جمع مذکر. نقش: مضاف‌الیهِ «وَليّ». معنا: کسانی که.
    • «آمَنوا»: فعل ماضی، جمع مذکر غایب. معنا: ایمان آوردند.
      • ریشه: أ-م-ن (آمَنَ). نقش: صلهٔ «الذين»، و ضمیر مستتر فاعل آن «هم».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: «ولیّ» فقط «دوست» نیست؛ به معنای متکفّل، سرپرستِ نزدیک و مدبّرِ کارِ مؤمنان است.
  1. «يُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آنان را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون می‌آورد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • «يُخرِجُهُم»: فعل مضارع، معلوم، غایب مفرد. معنا: بیرون می‌آورد. ضمیر متصل «هم»: مفعول به (ایشان).
      • ریشه: خ-ر-ج (أخرجَ). فاعلِ این فعل: «اللّه» در جملهٔ قبل.
    • «مِنَ»: حرف جر. معنا: از.
    • «الظُّلُماتِ»: اسم جمع (جمعِ «ظُلمة»)، مجرور به «مِن». معنا: تاریکی‌ها (گمراهی‌ها).
      • ریشه: ظ-ل-م.
    • «إِلَى»: حرف جر. معنا: به سوی.
    • «النّورِ»: اسم مفرد، مجرور به «إلى». معنا: نور (هدایت).
      • ریشه: ن-و-ر.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری پیرو جملهٔ قبل.
    • نکته: جمعْ بودنِ «الظلمات» و مفرد بودنِ «النور» اشاره به پراکندگی راه‌های گمراهی و یگانگی راه هدایت دارد.
  1. «وَالَّذينَ كَفَروا أَولِياؤُهُمُ الطّاغوتُ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و کسانی که کفر ورزیدند، سرپرستانشان طاغوت است.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • «وَ»: حرف عطف.
    • «الَّذينَ»: اسم موصول جمع. نقش: مبتدا.
    • «كَفَروا»: فعل ماضی، جمع غایب. معنا: کافر شدند/کفر ورزیدند. نقش: صلهٔ «الذين».
      • ریشه: ك-ف-ر.
    • «أَولِياؤُهُمُ»: «أولياء» جمع «وَليّ»، مرفوع به‌عنوان خبر مقدم. «هم»: ضمیر مضاف‌الیه (سرپرستانِ ایشان).
      • ریشه: و-ل-ي.
    • «الطّاغوتُ»: اسم، مفرد در لفظ اما جنسِ نوعی/جمعی در معنا. نقش: مبتدا مؤخر یا بدل از «أولياؤهم» به تقدیرِ «هم الطاغوتُ»، در عمل خبر «الذين» کامل می‌شود. اعراب: مرفوع.
      • ریشه: ط-غ-ي (طَغى/طغيان). معنا: هر قدرتِ سرکشِ معبودگونه (شیطان، بت، نظام ستمگر…).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: نسبتِ ولایتیِ کافران با «طاغوت» بیان می‌کند که محور تدبیر و پیروی‌شان نیروهای سرکش‌اند، نه خدا.
  1. «يُخرِجونَهُم مِنَ النّورِ إِلَى الظُّلُماتِ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آنان را از نور به سوی تاریکی‌ها بیرون می‌برند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • «يُخرِجونَهم»: فعل مضارع، جمع غایب. فاعل: «أولياؤهم/الطاغوت» در جملهٔ قبل. «هم»: مفعول به. معنا: بیرون می‌برند.
      • ریشه: خ-ر-ج (أخرجَ).
    • «مِنَ»: حرف جر، از.
    • «النّورِ»: اسم مجرور، نور.
      • ریشه: ن-و-ر.
    • «إِلَى»: حرف جر، به سوی.
    • «الظُّلُماتِ»: اسم مجرور، تاریکی‌ها.
      • ریشه: ظ-ل-م.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری تکمیلی برای جملهٔ سوم.
    • نکته: حرکتِ معکوس نسبت به هدایت الهی؛ از روشنایی به کثرتِ تاریکی‌ها.
  1. «أُولٰئِكَ أَصحابُ النّارِ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آنان یارانِ آتش‌اند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • «أُولٰئِكَ»: اسم اشاره برای دور، جمع. نقش: مبتدا. معنا: آنان.
    • «أَصحابُ»: جمع «صاحب»، مرفوع، خبر مبتدا. معنا: یاران/همدمان.
      • ریشه: ص-ح-ب.
    • «النّارِ»: اسم، مفرد، مجرور به‌عنوان مضاف‌الیه. معنا: آتش (جهنم).
      • ریشه: ن-و-ر/ن-ا-ر (در اصل سامی).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری قضایی.
    • نکته: «أصحاب» دلالت بر همنشینی پایدار و ملازمت دارد، نه گذر موقت.
  1. «هُم فيها خالِدونَ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آنان در آن جاودانه‌اند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • «هُم»: ضمیر منفصل، مبتدا/تاکید برای ضمیر مستتر در «خالدون». معنا: آنان.
    • «فيها»: جار و مجرور، متعلق به «خالدون». «ها» به «النار» برمی‌گردد. معنا: در آن.
    • «خالِدونَ»: اسم فاعل جمع مذکر سالم، خبر. معنا: جاودانه می‌مانند.
      • ریشه: خ-ل-د (خَلَدَ/خُلْد).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری تأکیدی.
    • نکته: اسم فاعلِ جمع با تنوینِ حذف‌شده و واو جمع، ثبات و دوام عذاب را می‌رساند.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: خدا سرپرستِ کسانی است که ایمان آوردند؛ آنان را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون می‌آورد. و کسانی که کفر ورزیدند، سرپرستانشان طاغوت است؛ آنان ایشان را از نور به سوی تاریکی‌ها بیرون می‌برند. آنان یارانِ آتش‌اند؛ در آن جاودانه‌اند.

Nach oben scrollen