اللَّهُ لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ الحَيُّ القَيّومُ - ترجمهٔ تحتاللفظی: «خدا [است]؛ معبودی جز او نیست؛ زندهٔ [همیشگی]، برپادارنده [و سرپرست] است.»
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- اللَّهُ: ریشه خاص؛ اسم جلاله، مفرد، معرفه، مرفوع (مبتدا). معنا: خدا.
- لا: حرف نافیۀ للجنس (لای نفی جنس). معنا: نیست.
- إِلٰهَ: ریشه أ ل ه؛ اسم «لا»، نکره، منصوب. معنا: معبود/اله.
- إِلّا: حرف استثناء. معنا: مگر/جز.
- هُوَ: ضمیر منفصل، مبنی، بدل از «اسم لا» در سیاق استثناء منقطع یا خبر برای محذوف؛ در این جمله، تقدیر: لا إلهَ موجودٌ إلا هو (مستثنی از نفی). نقش: مستثنی مرفوع به تقدیر مبتدا. معنا: او.
- الحَيُّ: ریشه ح ي ي؛ اسم صفت مشبّهه، معرفه با «ال»، مرفوع. نقش: خبر دوم برای «اللَّهُ» یا خبر برای مبتدای محذوف بعد از استثناء؛ مشهور: خبر برای مبتدای محذوف (=هو الحيّ). معنا: زندهٔ همیشگی.
- القَيّومُ: ریشه ق و م (صیغه مبالغه: قیّوم)، معرفه با «ال»، مرفوع. نقش: عطف بر «الحَيُّ» بهعنوان خبر بعدی. معنا: قیّوم/برپادارنده و نگهدارندهٔ همه.
نکات نحوی ساده: - ساختار «لا إلهَ إلا هو» نفی مطلق معبودِ بهحق جز خداست.
- «الحيّ، القيّوم» صفات الهی و اخبار بعد از مبتدا هستند.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبریِ اعتقادی (اخبار مؤکد).
- نکتهٔ معنایی: توحید در الوهیت و بیان دو صفت اصلی خدا: حیات کامل و قیّومیّت (اداره و قوامبخشی همهٔ هستی).
لا تَأخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَومٌ - ترجمهٔ تحتاللفظی: «خوابسبک او را فرانمیگیرد، و نه خواب [سنگین].»
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- لا: حرف نفی. معنا: نه/نفی.
- تَأخُذُهُ: ریشه أ خ ذ؛ فعل مضارع مرفوع (علامت: ضمه)، فاعل مؤخر «سِنةٌ/نومٌ»، ضمیر «ه» مفعول به (او را). معنا: میگیرد/فرا میگیرد.
- هُ: ضمیر متصل، مفعول به. معنا: او را (خدا).
- سِنَةٌ: ریشه س ن و/س ن ء؛ اسم، مفرد، مرفوع (فاعل برای «تأخذ»). معنا: چُرت/خواب سبک.
- وَلا: واو عاطفه + «لا» نفی. معنا: و نه.
- نَومٌ: ریشه ن و م؛ اسم، مفرد، مرفوع (فاعل برای فعل مقدر «تأخذ» دوم). معنا: خواب.
نکات نحوی ساده: - فعل «تأخذه» با فاعل مؤخر آمده؛ ضمیر مفعول مقدم شده برای تأکید بر «او».
- در «ولا نومٌ» فعل «تأخذه» به تقدیر تکرار میشود.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبریِ تنزیهی.
- نکتهٔ معنایی: نفی هر گونه ضعف و نیاز از خدا؛ حتی لحظهای چُرت یا خواب.
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرضِ - ترجمهٔ تحتاللفظی: «از آنِ اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است.»
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- لَهُ: لامِ اختصاص/ملک + ضمیر «هو». جار و مجرور خبر مقدم. معنا: برای او/مال اوست.
- ما: اسم موصول عام (برای غیرعاقل)، مبنی، مبتدای مؤخر یا اسم موصول در محل رفع مبتدا. معنا: هر آنچه.
- فِي: حرف جر. معنا: در.
- السَّماواتِ: ریشه س م و؛ اسم جمع مؤنث سالم، مجرور به «في» (علامت: کسره). معنا: آسمانها.
- وَما: واو عطف + «ما» اسم موصول دوم (معطوف بر «ما» اول). معنا: و هر آنچه.
- فِي الأَرضِ: «في» حرف جر + «الأرضِ» اسم مجرور. ریشه أ ر ض. معنا: زمین.
نکات نحوی ساده: - تقدیم جار و مجرور «له» برای حصر و تأکید مالکیت است.
- دو «ما» شامل همهٔ موجودات آسمانها و زمین میشود.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری با دلالت حصر.
- نکتهٔ معنایی: مالکیت و سلطهٔ مطلق خدا بر همهٔ هستی.
مَن ذَا الَّذي يَشفَعُ عِندَهُ إِلّا بِإِذنِهِ - ترجمهٔ تحتاللفظی: «کیست آنکه شفاعت کند نزد او، جز با اجازهٔ او؟»
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- مَن: اسم استفهام، مبنی، مبتدا یا فاعل برای فعل بعد. معنا: چه کسی؟
- ذَا: اسم اشاره یا زائدهٔ تقویتی بعد از «من» در ترکیب استفهامی «من ذا». اینجا پیونددهنده با «الذي». معنا: این/آن (در این ساختار بیشتر برای تأکید).
- الَّذي: اسم موصول مفرد مذکر، خبر برای «من» یا بدل از «ذا». معنا: آنکه.
- يَشفَعُ: ریشه ش ف ع؛ فعل مضارع مرفوع، فاعلش «مَن». معنا: شفاعت میکند.
- عِندَهُ: ظرف مکان «عند» + ضمیر، متعلق به «يشفع». معنا: نزد او.
- إِلّا: حرف استثناء. معنا: مگر/جز.
- بِإِذنِهِ: باء حرف جر + «إذن» ریشه أ ذ ن، مجرور + ضمیر. معنا: به اجازهٔ او.
نکات نحوی ساده: - استفهام در «من ذا الذي…» نفی و تحدّی را میرساند (یعنی هیچکس جز با اذن او).
- «إلا بإذنه» قید شرط/استثناء برای امکان شفاعت است.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: استفهام انکاری.
- نکتهٔ معنایی: نفی استقلال شفاعت؛ شفاعت فقط با اذن خدا معتبر است.
يَعلَمُ ما بَينَ أَيديهِم وَما خَلفَهُم - ترجمهٔ تحتاللفظی: «میداند آنچه پیش رویشان است و آنچه پشت سرشان است.»
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- يَعلَمُ: ریشه ع ل م؛ فعل مضارع مرفوع، فاعل مستتر «هو» (برمیگردد به خدا). معنا: میداند.
- ما: اسم موصول عام، مفعول به برای «يعلم». معنا: هر چه/آنچه.
- بَينَ: ظرف مکان، مضاف. معنا: میان/پیشِ.
- أَيديهِم: «أيدي» جمع «يد»، مضافالیه مجرور + «هم» ضمیر. معنا: دستهایشان؛ در تعبیر، پیش رویشان/آینده نزدیک.
- وَما: واو عطف + «ما» اسم موصول دوم، معطوف بر مفعول اول. معنا: و آنچه.
- خَلفَهُم: «خلف» ظرف مکان، مضاف + «هم» ضمیر؛ متعلق به موصول دوم. معنا: پشت سرشان/پساتر.
نکات نحوی ساده: - دو مفعول موصولیِ معطوف برای «يعلم» آمدهاند.
- «بين أيديهم/خلفهم» کنایه از آینده و گذشته یا ظاهر و باطن کارهاست.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری.
- نکتهٔ معنایی: احاطهٔ علمی خدا به همهٔ ابعاد امور بندگان (پیشرو و پشتسر/ظاهر و باطن/گذشته و آینده).
وَلا يُحيطونَ بِشَيءٍ مِن عِلمِهِ إِلّا بِما شاءَ - ترجمهٔ تحتاللفظی: «و فرا نمیگیرند به چیزی از دانش او، مگر به آنچه بخواهد.»
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَلا: واو عاطفه + «لا» نفی. معنا: و نه.
- يُحيطونَ: ریشه ح و ط؛ فعل مضارع مرفوع، علامت رفع: ثبوت نون، فاعل: واو جمع (ایشان). معنا: احاطه میکنند/فرا میگیرند.
- بِشَيءٍ: باء حرف جر + «شيء» نکره، مجرور و تنوین برای عموم. معنا: به هیچ چیز.
- مِن عِلمِهِ: «من» بیانیه/تبعیضیه (اینجا تبعیضیه: حتی بخشی)، «علم» مجرور + ضمیر. معنا: از دانش او.
- إِلّا: حرف استثناء. معنا: مگر.
- بِما: باء جر + «ما» موصول، مجرور. معنا: به آنچه.
- شاءَ: ریشه ش ي ء؛ فعل ماضی، فاعل مستتر «هو» (خدا). معنا: خواست/بخواست.
نکات نحوی ساده: - «من علمه» بیان میکند که حتی جزئی از علم الهی بدون مشیت او قابل دسترسی نیست.
- «إلا بما شاء» استثناء از نفی، یعنی فقط در حدّ مشیت او دانشی مییابند.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبریِ تنزیهی.
- نکتهٔ معنایی: محدودیت ذاتی دانش مخلوقات و وابستگی آن به ارادهٔ خدا.
وَسِعَ كُرسِيُّهُ السَّماواتِ وَالأَرضَ - ترجمهٔ تحتاللفظی: «فرا گرفت کرسیِ او آسمانها و زمین را.»
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَ: واو استیناف/عطف.
- سِعَ: ریشه و س ع؛ فعل ماضی (قرائت مشهور: «وَسِعَ»)، فاعل: «كرسيه». معنا: در برگرفت/گنجایش یافت.
- كُرسِيُّهُ: «كرسيّ» اسم مفرد مرفوع (فاعل) + ضمیر «ه». ریشه ک ر س و/ي. معنا: کرسی او (جایگاه فرمان/سطح علم و سلطنت؛ تفسیرها مختلف).
- السَّماواتِ: مفعولبه اول، جمع مؤنث سالم، منصوب به یاء تقدیری؟ در اعراب عملی منصوب است (علامت فتحة)، ولی رسمالخط با کسره در جمع سالم مؤنث نیست؛ اینجا منصوب با فتحه: السمواتَ (در رسم مصحف املایی). معنا: آسمانها.
- وَالأَرضَ: معطوف بر مفعول اول، منصوب. ریشه أ ر ض. معنا: زمین.
نکات نحوی ساده: - فعل «وسع» متعدی به دو مفعول میآید یا یک مفعول؛ اینجا «السموات والأرض» در قلمرو گنجایش «کرسی» قرار گرفتهاند.
- «کرسی» در تفاسیر: یا مقام علم و سلطنت، یا موجودی عظیم غیر از «عرش».
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری.
- نکتهٔ معنایی: عظمت و گسترهٔ سلطنت/علم الهی که همهٔ آسمانها و زمین را در بر میگیرد.
وَلا يَئودُهُ حِفظُهُما - ترجمهٔ تحتاللفظی: «و نگاهبانیِ آن دو (آسمانها و زمین) او را سنگین نمیآورد [به زحمت نمیاندازد].»
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَلا: واو عطف + «لا» نفی. معنا: و نه.
- يَئودُهُ: ریشه أ و د؛ فعل مضارع مرفوع. «ه» مفعول به مقدّم (او را). معنا: به زحمت میاندازد/سنگین میآید.
- حِفظُهُما: «حفظ» مصدر، مفرد، مرفوع بهعنوان فاعل برای «يئوده»، مضاف + «هما» ضمیر تثنیه (آن دو: آسمانها و زمین بهعنوان مجموع). معنا: نگهداریِ آنها.
- نکتهٔ اعرابی: تقدیم ضمیر مفعول «ه» برای تأکید بر نفی تأثیر بر ذات الهی.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبریِ تنزیهی.
- نکتهٔ معنایی: ادارهٔ جهان برای خدا هیچ رنج و سنگینی ندارد؛ کمال قدرت و بینیازی او.
وَهُوَ العَلِيُّ العَظيمُ - ترجمهٔ تحتاللفظی: «و اوست بلندمرتبه، بزرگ.»
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَ: واو عطف/استیناف.
- هُوَ: ضمیر منفصل، مبتدا. معنا: او.
- العَلِيُّ: ریشه ع ل و؛ صفت مشبّه، معرفه، خبر اول، مرفوع. معنا: بسیار بلندمرتبه.
- العَظيمُ: ریشه ع ظ م؛ صفت مشبهه، خبر دوم، مرفوع. معنا: بسیار بزرگ/با عظمت.
نکات نحوی ساده: - دو خبر برای «هو» آمده که صفات کمالیاند.
- تعریف با «ال» بر حصر دلالت ضمنی میکند.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبریِ ثنای الهی.
- نکتهٔ معنایی: جمع میان علوّ (برتری مطلق) و عظمت (بزرگی مطلق)؛ ختم آیه با دو صفت جامع کمال.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: «خداست؛ معبودی جز او نیست؛ زندهٔ همیشگی، برپادارنده [همه]. خوابسبک او را فرا نمیگیرد و نه خواب. از آنِ اوست هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است. کیست آنکه شفاعت کند نزد او جز با اجازهٔ او؟ میداند آنچه پیشِ رویشان و آنچه پشتِ سرشان است، و فرا نمیگیرند به هیچ چیز از دانش او مگر به آنچه بخواهد. کرسیِ او آسمانها و زمین را دربرگرفته، و نگهداریِ آن دو او را به زحمت نمیافکند. و اوست بلندمرتبه، بزرگ.» |