002-254-091-بقرة

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آوردید از آنچه شما را روزی کردیم در راه الله خرج کنید پیش از آنکه زمانی بیاید که در آن نه خرید و نه فروش پرونده اعمال است، و نه دوستی برای رفعِ گناه کسی میباشد و نه شفاعتی، کفران کنندگانِ راه روشن الله، ستمکاران حقیقی میباشند (بر طبق این آیه پس از مرگ هرگز شفاعتی که شبیه به استفاده از دوست برای بخشش گناه باشد نخواهد بود. یعنی بوسیله پیشوایان مذهبی گناه گناهکاران بخشیده نمیشود، مگر آنکه قبل از مرگ بوسیله آثار هدایتی خودشان شفیع و واسطه بخشش گناه کسی بشوند و اینست معنای شفاعت به اذن که در آیه قرآن است و چه خوب است، آنانکه به امید واسطه شدن و شفاعت بزرگان دین، گناه میکنند، بجای این امیدِ غلط بروند از راهنمائیهای پیشوایان مذهبی حقیقی خود استفاده کنند و هر چه بیشتر مؤمن به متن قرآن و عمل کننده به قرآن و سنت پیغمبر اسلام شوند تا هم کلمات پیغمبر و امام و هم متن قرآن شفيعِ آنان باشد والا کسی که به دستورات امام و پیغمبر روی متن قرآن و راهی که باعث رفع اختلاف مذهبی میشود، عمل نمیکند، امام و پیغمبر هیچ وابستگی با او ندارند، اگر چه صدها بار بگوید، امام و پیغمبر را دوست دارد) (254)

آیه: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا أَنفِقوا مِمّا رَزَقناكُم مِن قَبلِ أَن يَأتِيَ يَومٌ لا بَيعٌ فيهِ وَلا خُلَّةٌ وَلا شَفاعَةٌ ۗ وَالكافِرونَ هُمُ الظّالِمونَ

  1. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: ای کسانی که ایمان آورده‌اید!
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • يا: حرف ندا.
    • أَيُّها: «أَيُّ» اسم ندا (منصوب لفظاً، مبنی) + «ها» حرف تنبیه. نقش: منادی برای جلب توجه.
    • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر سالم، بدل یا صفت برای «أَيُّها». اعراب: منصوب لفظاً به تبع «أيّ»، اما مبنی در محل.
    • آمَنوا: فعل ماضی، صیغهٔ جمع مذکر غایب (هم)، ریشه: أ-م-ن. معنی: ایمان آوردند/ایمان آورده‌اید (خطاب به مؤمنان با لحاظ «یا»). فاعل: واو جمع.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: ندا/خطاب آغازین.
    • نکته: آغاز خطاب محبت‌آمیز و مهم به مؤمنان؛ زمینه‌سازی برای فرمان بعدی.
  1. «أَنفِقوا»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: انفاق کنید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • أَنفِقوا: فعل امر، جمع مخاطب. ریشه: ن-ف-ق (انفاق). باب: إفعال. فاعل: واو جمع مستتر (شما).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: امر.
    • نکته: دستور صریح به خرج کردن/بخشیدن در راه خدا.
  1. «مِمّا رَزَقناكُم»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: از آنچه به شما روزی دادیم.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • مِن: حرف جر، معنی «از».
    • ما: اسم موصول یا مصدریه (اینجا موصولیه: «آنچه»). مجرور به «من» در لفظ «مِمّا» به ادغام میم.
    • رَزَقنا: فعل ماضی، متکلم مع الغیر (ما). ریشه: ر-ز-ق. معنی: روزی دادیم. فاعل: «نا» (ما).
    • كم: ضمیر مفعولی متصل، جمع مخاطب (شما)، مفعول به برای «رزقنا».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: جار و مجرور متعلق به «أنفقوا».
    • نکته: یادآوری اینکه دارایی، عطای خداست؛ پس انفاق از «مال خودساختهٔ صرف» نیست بلکه از رزق الهی است.
  1. «مِن قَبلِ أَن يَأتِيَ يَومٌ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پیش از آن‌که روزی فرا رسد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • مِن قبلِ: «من» حرف جر + «قبل» اسم مجرور به معنای «پیش از».
    • أَن: حرف مصدری و ناصب.
    • يَأتِيَ: فعل مضارع منصوب به «أن»، ریشه: أ-ت-ي (آمدن). فاعل هنوز نیامده.
    • يَومٌ: اسم مرفوع، فاعل برای «يأتي»، نکره برای تعظیم/اهتمام.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: قید زمان متعلق به «أنفقوا».
    • نکته: تأکید بر فوریت انفاق؛ فرصت محدود است.
  1. «لا بَيعٌ فيهِ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: در آن [روز] داد و ستدی نیست.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • لا: «لا»ی نفی جنس در ظاهر نیامده با تنوین رفع؟ نکته: این ساختار در عطف‌های بعدی با «لا» تکرار می‌شود و «لا» اینجا نفی مطلق را می‌رساند. «بيعٌ» مرفوع آمده؛ می‌توان آن را مبتدا مؤخر و «لا» نافیهٔ غیرعمل دانست، و «فيه» خبر مقدم. بسیاری از مفسران کل جمله را خبری نفی مطلق می‌گیرند: «هيهنا لا بيعٌ فيه».
    • بَيعٌ: اسم، ریشه: ب-ي-ع، معنی: معامله/خرید و فروش. نقش: مبتدا مرفوع.
    • فيهِ: جار و مجرور (في + ضمیر «هِ» = در آن)، خبر مقدم.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ نفی.
    • نکته: نفی کارکردهای معمول رهایی در دنیا (معامله برای حل مشکل در آن روز ممکن نیست).
  1. «وَلا خُلَّةٌ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و نه دوستیِ [صمیمانه‌ای].
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • لا: نفی.
    • خُلَّةٌ: اسم، ریشه: خ-ل-ل (دوستی عمیق). اعراب: معطوف بر «بيعٌ» با همان حکم اعرابی (مرفوع).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ نفی (عطف بر جملهٔ قبل).
    • نکته: روابط شخصیِ صمیمی سودی نمی‌بخشد.
  1. «وَلا شَفاعَةٌ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و نه شفاعتی.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • لا: نفی.
    • شَفاعَةٌ: اسم، ریشه: ش-ف-ع (میانجی‌گری/پادرمیانی). اعراب: معطوف بر «بيعٌ»، مرفوع.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ نفی (عطف بر جملهٔ قبل).
    • نکته: نفی شفاعتِ بی‌اذن و بی‌ضابطه؛ مطلق شفاعتِ نافذ از سوی خدا خارج از اذن او نفی می‌شود (بر اساس آیات دیگر).
  1. «وَالكافِرونَ هُمُ الظّالِمونَ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و کافران همان ستمگران‌اند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف/استئناف.
    • الكافِرونَ: اسم جمع مذکر سالم، ریشه: ك-ف-ر (پوشاندن/کفر). اعراب: مبتدا مرفوع.
    • هُمُ: ضمیر فصل/ضمیر منفصل، برای تأکید و حصر.
    • الظّالِمونَ: خبر مرفوع برای مبتدا. ریشه: ظ-ل-م (ستم کردن).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری تأکیدی (با ضمیر فصل برای حصر).
    • نکته: تعریف هویتیِ کفر به ظلم؛ ظلم بزرگ، کفر است و برعکس.

ترجمهٔ تحت‌اللفظیِ کل آیه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آن‌که روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی است و نه دوستی [صمیمانه‌ای] و نه شفاعتی؛ و کافران همان ستمگران‌اند.

Nach oben scrollen