002-251-091-بقرة

« Back to Glossary Index
پس به فرمان الله فلسطینیان را شکست دادند و داوود جالوت را کشت و الله به این داوود آن سلطنت و حکمت معروف را داد و او را از هر چه صلاح میدانست تعلیم داد (اشاره به پادشاه شدن داوود بعد از طالوت است که شرح مفصل آن در تاریخ یهود است) و اگر (طبق نمونه ایکه ذکرشد) الله بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر از فساد کاریها باز نمیداشت، زمین به فساد کامل میرسید ولی الله (بوسیله اینگونه قوانینش برای رفع فساد) بر مردم جهان لطف و بخششی عالی دارد (۲۵۱)

۱) فَهَزَموهُم بِإِذنِ اللَّهِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس شکستشان دادند به اجازه/اذنِ خدا.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • فَ: حرف عطف/استیناف (پس).
    • هَزَموا: فعل ماضی، صیغهٔ جمعِ مذکرِ غایب (آن‌ها شکست دادند). ریشه: ه-ز-م (هَزَمَ = شکست دادن).
    • هُم: ضمیر مفعولی متصل (آن‌ها را)، نقش: مفعول به.
    • بِإِذنِ: باء حرف جر + إِذنِ (اجازه)، اسم مجرور، ریشه: أ-ذ-ن (اذن = اجازه)، معنا: به اذن/با اجازه.
    • اللَّهِ: اسم جلاله، مضافٌ‌إلیهِ مجرور برای «إِذن».
    • ساختار نحوی: فعل (هَزَموا) + مفعول (هم) + جار و مجرور (بِإِذنِ اللّه) متعلق به فعل.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: پیروزیِ آنان به اذن الهی است؛ تاکید بر این‌که سبب حقیقی پیروزی، مشیت خداست نه صرفاً توان انسانی.

۲) وَقَتَلَ داوودُ جالوتَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و داوود جالوت را کُشت.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف (و).
    • قَتَلَ: فعل ماضی، مفردِ مذکرِ غایب (کُشت). ریشه: ق-ت-ل (کشتن).
    • داوودُ: اسم علم، فاعل مرفوع (داوود).
    • جالوتَ: اسم علم، مفعول‌به منصوب (جالوت).
    • ساختار نحوی: فعل + فاعل + مفعول.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: ذکر مصداق عینی پیروزی؛ محوریتِ نقش داوود در شکست رهبر دشمن.

۳) وَآتاهُ اللَّهُ المُلكَ وَالحِكمَةَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خداوند به او پادشاهی و حکمت را عطا کرد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف.
    • آتاهُ: فعل ماضی «آتَى» (داد/عطا کرد) + ضمیر مفعولی «هُ» (به او). ریشه: أ-ت-ي (دادن/آوردن). فاعلِ این فعل بعداً می‌آید (اللّه).
    • اللَّهُ: فاعل مرفوع (خدا).
    • المُلكَ: اسم منصوب، مفعولٌ‌به اوّل (پادشاهی/حکومت). ریشه: م-ل-ك.
    • وَالحِكمَةَ: واو عطف + اسم منصوب، مفعولٌ‌به دوم (حکمت/فرزانگی/دانش درست). ریشه: ح-ك-م.
    • ساختار نحوی: فعل متعدی با دو مفعول (آتَى) + فاعل (اللّه) + مفعول‌ها (المُلك، الحِكمة)؛ «هُ» مفعول غیرمستقیم (به او).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: جمع شدن قدرت سیاسی (مُلک) و بصیرت/شریعت (حِکمة) در داوود؛ نعمت‌های الهی پس از ابتلاء و پیروزی.

۴) وَعَلَّمَهُ مِمّا يَشاءُ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و به او از آنچه می‌خواهد [می‌پسندد] آموخت.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف.
    • عَلَّمَهُ: فعل ماضی باب تفعیل (تعلیم کرد) + ضمیر مفعولی «هُ» (به او/او را). ریشه: ع-ل-م (دانستن/آموختن). فعل «عَلَّمَ» معمولاً دو مفعول می‌گیرد (آموخت کسی را چیزی).
    • مِمّا: مِن + ما = از آنچه. «مِن» حرف جر + «ما» اسم موصول عام.
    • يَشاءُ: فعل مضارع مرفوع (می‌خواهد/اراده می‌کند)، ریشه: ش-ي-ء (شاءَ = خواستن/اراده کردن). فاعلش مستتر تقدیره «هو» برمی‌گردد به «اللّه».
    • ساختار نحوی: فعل (علّم) با مفعول اوّل «هُ» و مفعول دوم محذوف به تقدیر «علماً/أشياءَ» که با «مِمّا يَشاء» تبیین شده؛ جار و مجرور «مِمّا يَشاء» بیان نوع و حدود تعلیمی است.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: آموزه‌ها و دانشِ داده‌شده به داوود، به انتخاب الهی و به اندازهٔ مشیت اوست.

۵) وَلَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَفَسَدَتِ الأَرضُ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و اگر نبود راندنِ خدا [=دفعِ] مردم را برخی‌شان به‌وسیلهٔ برخی [دیگر]، قطعاً زمین تباه می‌شد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف.
    • لَولا: حرف امتناع لوجود (اگر نبودِ/اگر نه برایِ)، شرطِ غیرواقع.
    • دَفعُ: مصدر مرفوع به عنوان مبتدأ/اسمِ لولا (دفع/راندن). ریشه: د-ف-ع. مضاف.
    • اللَّهِ: مضافٌ‌إلیه مجرور (خدا).
    • النّاسَ: مفعولٌ‌به منصوبِ مصدر «دفع» (مردم).
    • بَعضَهُم: «بعضَ» اسم منصوب (مفعولٌ‌به دوم یا مفعول معه/بیان آلت) + ضمیر «هم» مضافٌ‌إلیه (بعضی از ایشان). این‌جا در ترکیبِ بعدی روشن می‌شود.
    • بِبَعضٍ: باء حرف جر + «بَعضٍ» اسم مجرور (به‌وسیلهٔ برخی [دیگر]).
    • تقدیر روشن: «دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بعضَهُم ببعضٍ» یعنی «خدا مردم را [چنان تدبیر می‌کند که] برخی‌شان را به‌وسیلهٔ برخی دیگر دفع می‌کند». «بعضَهم» می‌تواند بدل از «الناس» یا مفعول دومِ معنا باشد.
    • لَفَسَدَتِ: لامِ جواب قسم/شرط + فَسَدَتْ فعل ماضی مؤنث مفرد (قطعاً فاسد می‌شد)، ریشه: ف-س-د. تاء برای مطابقت با «الأرض».
    • الأَرضُ: فاعل مؤنث مرفوع (زمین).
    • ساختار نحوی: جملهٔ شرطی غیرواقعی با «لولا»: اسم «لولا» (دفعُ…) + خبر محذوف تقدیره «موجودٌ/ثابتٌ»؛ جواب شرط با «لَ» تاکید.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ شرطی (بیان سنت الهی).
    • نکته: سنت توازن/بازدارندگی در جامعه؛ اگر تقابل‌ها و دفاع مشروع نبود، فساد فراگیر می‌شد.

۶) وَلٰكِنَّ اللَّهَ ذو فَضلٍ عَلَى العالَمينَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: ولی خداوند دارای فضلی است بر جهانیان.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • وَلٰكِنَّ: واو عطف + «لٰكِنَّ» حرف ناسخ (اما/ولی) برای تاکید و استدراک.
    • اللَّهَ: اسم «إنّ» و اخواتها منصوب (خدا را/خداوند).
    • ذو: اسم به معنی «صاحبِ»، خبرِ «لکنّ» مرفوع، در حالت اضافه می‌آید.
    • فَضلٍ: مضافٌ‌إلیه مجرور (فضلی/بخشی از رحمت و بخشایش). ریشه: ف-ض-ل (زیاده/بخشش).
    • عَلَى: حرف جر.
    • العالَمينَ: اسم مجرور، جمعِ سالم (جهانیان/همهٔ آفریدگان دارای عقل؛ غالباً به انسان‌ها هم اطلاق می‌شود). ریشه: ع-ل-م (عالم).
    • ساختار نحوی: «لکنّ» و اسمش + خبرِ اسمی «ذو فضلٍ» + جار و مجرور «على العالمين».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ استدراکی.
    • نکته: با وجود امکان فساد، فضلِ الهی شامل جهانیان است؛ هم در قالبِ دفعِ فساد و هم اعطای نعمت‌ها.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه:
پس آنان به اذنِ خدا شکستشان دادند و داوود جالوت را کُشت، و خدا به او پادشاهی و حکمت عطا کرد و از آنچه می‌خواست به او آموخت؛ و اگر نبود که خدا مردم را به‌وسیلهٔ برخی‌شان از برخی [دیگر] دفع می‌کند، هرآینه زمین تباه می‌شد، ولی خداوند بر جهانیان صاحبِ فضلی است.

Nach oben scrollen