آیه: بقره/۲۴۶ - أَلَم تَرَ إِلَى المَلَإِ مِن بَني إِسرائيلَ مِن بَعدِ موسىٰ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: آیا ندیدی به اشرافی از بنیاسرائیل پس از موسی؟
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- أَلَم: أَ = همزهٔ استفهام انکاری؛ لَم = حرف نفی و جزم (زمان گذشتهٔ منفی با اثر نحوی جزم).
- تَرَ: فعل مضارع مجزوم به لم؛ رَأَى/يرى (ر-أ-ي)، مخاطب مفرد مذکر؛ معنا: دیدن. فاعل مستتر «أنت».
- إِلَى: حرف جر؛ به/سوی.
- المَلَإِ: اسم مجرور به إِلَى، مفرد جمعی؛ ریشهٔ (م-ل-أ) بهمعنای «نخبه/اشراف جمعی». معنا: اشراف/سران.
- مِن: حرف جر؛ از.
- بَني: اسم مجرور به مِن، مضاف؛ مفرد در لفظ، جمع در معنا (ابناء)، ریشه (ب-ن-ي)؛ معنا: پسران/فرزندان.
- إِسرائيلَ: مضافٌإلیه مجرور لفظاً (اینجا بنا بر منع صرف، با فتحه)، علم؛ معنا: اسرائیل (یعقوب).
- مِن: حرف جر؛ از.
- بَعدِ: اسم مجرور به مِن، مضاف؛ ریشه (ب-ع-د)؛ بعد/پس از.
- موسىٰ: مضافٌإلیه مجرور (مبنی)، علم.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: استفهام انکاری که در عربی قرآن برای «تذکار/توبیخ نرم/جلب توجه» بهکار میرود. معنای ضمنی: «مگر ندانستی/آگاه نیستی از داستانِ…».
- إِذ قالوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابعَث لَنا مَلِكًا نُقاتِل في سَبيلِ اللَّهِ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: آنگاه که گفتند به پیامبری از خودشان: برای ما پادشاهی برانگیز تا در راهِ خدا بجنگیم.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- إِذ: ظرف زمان ماضی، متعلّق به «ألم تر» برای زمانِ روایت.
- قالوا: فعل ماضی، جمع غایب؛ ریشه (ق-و-ل)؛ معنا: گفتند. فاعل واو جماعه.
- لِنَبِيٍّ: لِ = حرف جر (برای/به)، نَبِيٍّ: اسم مجرور، مفرد، نکره؛ ریشه (ن-ب-أ)؛ پیامبر.
- لَهُمُ: جار و مجرور (لامِ اختصاص/ملک + هم = ضمیر جمع)؛ معنا: از خودشان/برای ایشان.
- ابعَث: فعل امر مخاطب مفرد؛ ریشه (ب-ع-ث)؛ برانگیز/بگمار/بفرست. مخاطب: آن پیامبر.
- لَنا: جار و مجرور؛ برای ما.
- مَلِكًا: مفعولٌبه اولِ «ابعث»، نکره؛ ریشه (م-ل-ك)؛ پادشاه/رهبر سیاسی.
- نُقاتِل: فعل مضارع مرفوع، جمع متکلم؛ باب مفاعله از (ق-ت-ل)؛ بجنگیم/میجنگیم. میتواند حال برای «ابعث» باشد: «در حالی که/تا اینکه بجنگیم».
- في: حرف جر؛ در.
- سَبيلِ: اسم مجرور به في، مضاف؛ ریشه (س-ب-ل)؛ راه.
- اللَّهِ: مضافٌإلیه مجرور؛ خدا.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری نقلقولی + امر درون نقل قول («ابعث»). نکته: درخواست تأسیس رهبری سیاسی-نظامی با قصد جهاد مشروع.
- قالَ هَل عَسَيتُم إِن كُتِبَ عَلَيكُمُ القِتالُ أَلّا تُقاتِلوا
- ترجمهٔ تحتاللفظی: گفت: آیا بیم آن میرود که اگر جنگ بر شما نوشته شد، نجنگید؟
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- قالَ: فعل ماضی؛ ریشه (ق-و-ل)؛ گفت.
- هَل: حرف استفهام؛ برای پرسش تصدیقی.
- عَسَيتُم: فعل ماضی ناقص بر امید/بیم (عَسَى)، مخاطب جمع؛ ریشه (ع-س-و/ي)؛ «عَسَى» با ضمیر «تم». معنا: آیا ممکن/بیم آن هست که شما… (در اینجا تهدید به عدم وفا).
- إِن: حرف شرط جازم.
- كُتِبَ: فعل ماضی مجهول (مبنی للمجهول)؛ ریشه (ك-ت-ب)؛ نوشته شد/فرض گردید.
- عَلَيكُمُ: جار و مجرور؛ بر شما.
- القِتالُ: نائب فاعلِ «كُتِبَ» مرفوع؛ ریشه (ق-ت-ل)؛ جنگ/قتال.
- أَلّا: أَنْ + لا؛ مصدر مؤول منفی، در نقش مفعول/خبر برای «عسيتم» به تقدیر: «عسى أن لا تقاتلوا».
- تُقاتِلوا: فعل مضارع منصوب بأن، جمع مخاطب؛ باب مفاعله از (ق-ت-ل)؛ بجنگید.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: استفهام توبیخی/تحذیری (هشدار). نکته: آزمایش نیت؛ بیمِ عقبنشینی از تکلیف.
- قالوا وَما لَنا أَلّا نُقاتِلَ في سَبيلِ اللَّهِ وَقَد أُخرِجنا مِن دِيارِنا وَأَبنائِنا
- ترجمهٔ تحتاللفظی: گفتند: و چه چیز [مانع] ماست که نجنگیم در راه خدا، با اینکه بیرون رانده شدهایم از خانههایمان و [از] فرزندانمان؟
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- قالوا: فعل ماضی؛ گفتند.
- وَ: عاطف.
- ما: اسم استفهام/انکاری؛ «چه»؛ در این ساخت با «لنا» به معنای «چه عذری/چه مانعی برای ماست؟».
- لَنا: جار و مجرور؛ برای ما/ما را چه.
- أَلّا: أن + لا؛ مصدر مؤول منفی، متعلق به «ما لنا»؛ «که [چرا] نجنگیم؟».
- نُقاتِلَ: فعل مضارع منصوب بأن؛ بجنگیم.
- في سَبيلِ اللَّهِ: جار و مجرور + مضافٌإلیه؛ در راه خدا.
- وَ: عاطف.
- قَد: حرف تحقیق/تحقیقِ وقوع در ماضی مجهولِ بعدی.
- أُخرِجنا: فعل ماضی مجهول؛ ریشه (خ-ر-ج)؛ بیرون رانده شدیم. نون «نا» نائب فاعل (ضمیر مفعولی که در مجهول نائب فاعل میشود).
- مِن: حرف جر؛ از.
- دِيارِنا: اسم مجرور، «دیار» جمع «دار»، مضافٌإلیه «نا»؛ خانههایمان/سرزمینهایمان.
- وَأَبنائِنا: معطوف بر «ديارنا»، اسم مجرور، مضافٌإلیه «نا»؛ پسرانمان/فرزندانمان (میتواند بهمعنای جدایی/اسارت فرزندان باشد).
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: استفهام انکاری برای اثباتِ عزم. نکته: استدلال بر وجوب دفاع بهسبب ظلمِ اخراج و آوارگی.
- فَلَمّا كُتِبَ عَلَيهِمُ القِتالُ تَوَلَّوا إِلّا قَليلًا مِنهُم
- ترجمهٔ تحتاللفظی: پس چون جنگ بر آنان نوشته شد، روی برتافتند جز اندکی از ایشان.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- فَ: حرف تفریع/نتیجه.
- لَمّا: ظرف زمان شرطی برای گذشته؛ هنگامی که.
- كُتِبَ: فعل ماضی مجهول؛ نوشته شد/فرض شد.
- عَلَيهِمُ: جار و مجرور؛ بر آنان.
- القِتالُ: نائب فاعلِ «كُتِبَ»؛ جنگ.
- تَوَلَّوا: فعل ماضی، جمع غایب؛ ریشه (و-ل-ي) باب تفعّل/تفعلّن؟ فعل «تولّى» (تفعّل از وَلِيَ)؛ رویگردان شدند/پشت کردند.
- إِلّا: حرف استثنا.
- قَليلًا: مستثنى منصوب (على الاستثناء المنقطع/المتصّل؛ اینجا متّصل) یا حال/تمییز؛ معنا: اندکی.
- مِنهُم: جار و مجرور؛ از ایشان.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری با ساخت شرط زمانی. نکته: آزمونِ عمل، آشکارکنندهٔ تناقض میان ادعا و وفا.
- وَاللَّهُ عَليمٌ بِالظّالِمينَ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و خدا داناست به ستمکاران.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَ: عاطف/استینافیه.
- اللَّهُ: مبتدا مرفوع.
- عَليمٌ: خبر مرفوع، صیغهٔ مبالغه از (ع-ل-م)؛ بسیار دانا.
- بِالظّالِمينَ: جار و مجرور متعلق به «عَليم»، «الظالمين» جمع اسم فاعل از (ظ-ل-م)؛ ستمکاران.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری تأکیدی. نکته: تهدید ضمنی و احاطهٔ علمی خدا بر نفاق/بیوفایی.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: آیا ندیدی به اشرافی از بنیاسرائیل پس از موسی، آنگاه که به پیامبری از خودشان گفتند: برای ما پادشاهی برانگیز تا در راه خدا بجنگیم؟ گفت: آیا بیم آن هست که اگر جنگ بر شما نوشته شد، نجنگید؟ گفتند: و چه [مانعی] برای ماست که در راه خدا نجنگیم، با آنکه از خانههایمان و فرزندانمان بیرون رانده شدهایم؟ پس چون جنگ بر آنان نوشته شد، رو برتافتند جز اندکی از ایشان؛ و خداوند به ستمکاران داناست. |