۱) مَن ذَا الَّذي يُقرِضُ اللَّهَ قَرضًا حَسَنًا - ترجمهٔ تحتاللفظی: چه کسی است اینکه به خدا وامی نیکو میدهد؟
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- مَن: اسم استفهام (پرسشی)، مبنی، در جایگاه مبتدا؛ معنا: چه کسی؟
- ذَا: اسم اشاره نزدیک، مبنی، خبر برای «مَن»؛ معنا: این.
- الَّذي: اسم موصول مفرد مذکر، مبنی؛ بدل یا صفت برای «ذَا»؛ معنا: که.
- يُقرِضُ: فعل مضارع مرفوع، باب إفعال، ریشه: ق ر ض؛ فاعلِ آن ضمیر مستتر «هو» عائد به «الذي»؛ معنا: وام میدهد.
- اللَّهَ: اسم جلاله، مفعولٌبه منصوب برای «يُقرضُ»؛ معنا: خدا را (به تعبیر ادبی: به خدا).
- قَرضًا: مفعولٌبه دوم منصوب (چون «أقرض» دو مفعول میگیرد)؛ معنا: وامی.
- حَسَنًا: صفت برای «قرضًا»، منصوب؛ معنا: نیکو.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: استفهامِ تحریضی/ترغیبی (پرسش برای برانگیختن).
- نکته: «اقراض به خدا» کنایه از انفاق خالصانه در راه خداست؛ «حسن» قید کیفیتِ انفاق (پاک، بیمنت، از مال حلال).
۲) فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضعافًا كَثيرَةً - ترجمهٔ تحتاللفظی: پس آن را برای او چندین برابرِ بسیار میکند.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- فَ: حرفِ فاء تفریع/تعقیب؛ پیوند با جملهٔ قبل.
- يُضاعِفَهُ: فعل مضارع مرفوع، باب مفاعلة، ریشه: ض ع ف؛ فاعلش «الله» مقدّر از سیاق؛ «هُ» ضمیر مفعول، مرجع: «قرض» یا پاداشِ آن؛ معنا: چند برابر میکندش.
- لَهُ: جار و مجرور، متعلق به «يُضاعِفُ»؛ ضمیر «ه» عائد به «من» (قرضدهنده)؛ معنا: برای او.
- أَضعافًا: مفعول مطلق یا تمییز برای بیان اندازهٔ تکثیر، منصوب؛ معنا: چندین برابر.
- كَثيرَةً: صفت برای «أضعافًا»، منصوب؛ معنا: بسیار.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبریِ وعدهای (اخبار از پاداش).
- نکته: «أضعافًا كثيرةً» مبالغه در تکثیر پاداش است؛ فاء نشان میدهد پاداش در پیِ انفاقِ «حَسَن» میآید.
۳) وَاللَّهُ يَقبِضُ وَيَبسُطُ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و خدا تنگ میگیرد و گشایش میدهد.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- وَ: حرف عطف.
- اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا مرفوع.
- يَقبِضُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ق ب ض؛ خبر اولِ مبتدا؛ معنا: تنگ میگیرد/کم میکند (رزق).
- وَ: حرف عطف میان دو خبر.
- يَبسُطُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ب س ط؛ خبر دومِ مبتدا؛ معنا: گسترده میکند/فراخ میسازد (رزق).
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبریِ توصیفی.
- نکته: بیان مالکیتِ مطلقِ خدا بر رزق؛ هم کموکاست و هم فراخی به دست اوست، پس انفاقکننده نگران کاستی نباشد.
۴) وَإِلَيْهِ تُرجَعونَ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و به سوی او بازگردانده میشوید.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- وَ: حرف عطف.
- إِلَيْهِ: جار و مجرور مقدّم، برای حصر/تأکید؛ معنا: به سوی او.
- تُرجَعونَ: فعل مضارع معلوم یا بهتر: مضارع مجهول (نایب فاعل «واو جمع»)، مرفوع؛ ریشه: ر ج ع؛ معنا: بازگردانده میشوید. ضمیر «واو» نایب فاعل: شما.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری با بارِ تهدید/تذکر اخروی.
- نکته: یادِ معاد و حسابرسی، تکمیلکنندهٔ انگیزهٔ انفاق و تصحیح نیت است.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: چه کسی است که به خدا وامی نیکو بدهد، پس آن را برای او چندینبرابرِ بسیار گرداند، و خدا تنگ میگیرد و گشایش میدهد، و به سوی او بازگردانده میشوید. |