002-243-091-بقرة

« Back to Glossary Index
آیا بسوی آنانکه هزاران نفر بودند و از ترس مرگ از مکان زندگی خود خارج شدند توجه دقیق نکرده ای؟ پس الله برای آنان گفت بمیرید سپس ایشان را زنده کرد به يقين الله بر مردم بخششی دارد ولی بیشتر مردم شکر گزار او نیستند (آری هر انسان دقیقی میتواند همیشه ببیند که در ممالک و شهرهای مختلف هزاران نفر ترسو هستند که بجای اینکه از دشمن نترسند و خود را تقویت کنند تا دشمن جرات نکند به آنان هجوم آورد، هنوز دشمن به دیار آنان نزدیک نشده از ترس مرگ فرار میکنند و همین فرار باعث میشود که دچار مرگ اجتماعی مانند اسیر شدن و یا بی خانمان شدن و یا استعمار و سایر بدبختیها شوند و مقداری از نفرات آنان نیز از گرسنگی و بیماری و غیره میمیرند و از پس این مرگ اجتماعی عده ای از آنان بفکر شجاعت و زنده شدن اجتماعی می افتند و بطرزی عاقلانه قیام میکنند و دوباره پس از از بین بردن خطر دشمن، به زندگی ای بهتر از پیش میرسند و توجه کردن به این موضوع فضل بزرگی است از الله برای توجه کنندگان زیرا باعث خوشبختی جامعه ایشان میشود ولی بیشتر مردم که ترسو هستند، شکر گزار قانون شجاعت و استقامت الله که باعث زندگی شرافتمندانه ایشان میشود نیستند) (243)

آیه: البقرة، 243

  1. ألم ترَ إلى الَّذينَ خرجوا من ديارِهِم وهُم أُلوفٌ حذرَ الموتِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آیا ندیدی به‌سوی کسانی که از خانه‌های خود بیرون رفتند در حالی که آنان هزاران نفر بودند، از ترسِ مرگ؟
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنی واژه‌ها:
    • ألم: الهمزة للاستفهام + لم (حرف نفی و جزم). معنای کلی: «آیا نديدی؟» با لحنِ توبیخی/توجه‌دهنده.
    • ترَ: فعل مضارع مجزوم به لم، رَأى/يرى (ریشه: ر-أ-ي)، فاعل آن ضمیر مستتر «أنت». نقش: فعل و فاعل. معنا: ببینی/دیدی.
    • إلى: حرف جر. معنا: به/سوی.
    • الذين: اسم موصول جمع مذکر. معنا: کسانی که. نقش: اسم مجرور به «إلى» همراه صله بعدی.
    • خرجوا: فعل ماضی، ریشه: خ-ر-ج. واو ضمیر فاعل جمع. معنا: بیرون رفتند.
    • من: حرف جر. معنا: از.
    • ديارِهم: ديار (جمع «دار»، اسم مجرور به «من» با کسره) + هم ضمیر مضاف‌الیه. معنا: خانه‌هایشان/سرزمین‌شان.
    • وهم: واو حالیه (بیان حال) + هم ضمیر مبتدا. معنا: و حال آنکه آنان…
    • ألوفٌ: جمع «ألف»، خبر مبتدا «هم» مرفوع با تنوین. معنا: هزاران نفر.
    • حذرَ: مفعولٌ‌له/مفعول برای آن (علّت)، منصوب. ریشه: ح-ذ-ر. معنا: به سببِ ترسِ…
    • الموتِ: اسم مجرور به اضافه به «حذر». ریشه: م-و-ت. معنا: مرگ.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: استفهام انکاری/توبیخی برای توجه دادن (در قالب خطاب به پیامبر، خطاب تعلیمی برای شنونده).
    • نکته: «واوِ حال» جمله را چنین می‌فهماند: آنان در همان حالِ کثرت عدد (هزاران) بودند، اما کثرت مانع ترسشان نبود.
  1. فقالَ لهمُ اللَّهُ موتوا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس خدا به آنان گفت: بمیرید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنی واژه‌ها:
    • فـ: فای تفریع/عطف، نتیجه/توالی رخداد.
    • قالَ: فعل ماضی، ریشه: ق-و-ل. فاعل بعداً می‌آید.
    • لهم: لام جر + هم ضمیر متصل، جار و مجرور متعلق به «قال». معنا: به آنان.
    • اللَّهُ: لفظ جلاله، فاعلِ «قال» مرفوع.
    • موتوا: فعل امر جمع، ریشه: م-و-ت، مخاطب جمع (واو الجماعة). معنا: بمیرید.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری (نقل قول فعل و قول الهی) که داخلش امر الهی است.
    • نکته: امر «موتوا» امر تکوینی است (تحقق یقینی)، نه امر تشریعی.
  1. ثُمَّ أَحياهُم
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: سپس آنان را زنده کرد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنی واژه‌ها:
    • ثمَّ: حرف عطف برای تراخی (فاصله زمانی/رتبی).
    • أحياهم: فعل ماضی مزید «أحيا» باب إفعال، ریشه: ح-ي-ي. «هم» مفعول‌به. فاعل مستتر تقدیره «هو» (خدا). معنا: زنده‌شان کرد.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: «ثمّ» نشان‌دهنده فاصله و ترتیب بعد از مرگِ تکوینی است؛ احیای مجدد به قدرت الهی.
  1. إنَّ اللَّهَ لَذو فَضلٍ على الناسِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: بی‌گمان خداوند سختْ صاحبِ بخشش بر مردم است.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنی واژه‌ها:
    • إنَّ: حرف توكيد و نصب.
    • اللَّهَ: اسم إنّ منصوب.
    • لَـ: لام ابتداء/توكيد داخل بر خبر إنّ.
    • ذو: اسم بمعنى «صاحبِ»، خبر إنّ مرفوع، ملحق به الأسماء الخمسة (رفع با واو) در حالت اضافه.
    • فضلٍ: مضاف‌الیه مجرور، ریشه: ف-ض-ل. معنا: بخشش/تفضّل/نعمت افزون.
    • على: حرف جر.
    • الناسِ: اسم مجرور به «على»، ریشه: ن-و-س (اختلافی؛ در کاربرد: انسان‌ها). معنا: مردم.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ مؤکد (با إنّ و لام).
    • نکته: تأکید بر دوام و شمول تفضّل الهی نسبت به عموم مردم، حتی ناسپاسان.
  1. و لكنَّ أكثرَ الناسِ لا يشكرونَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: ولی بیشترِ مردم سپاس نمی‌گزارند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنی واژه‌ها:
    • و: حرف عطف.
    • لكنَّ: حرف استدراك ونصب (اما/ولی).
    • أكثرَ: اسم لكن منصوب، ریشه: ك-ث-ر. معنا: بیشترِ.
    • الناسِ: مضاف‌الیه مجرور.
    • لا: حرف نفی.
    • يشكرونَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ش-ك-ر، واو ضمیر فاعل جمع. معنا: شکر می‌کنند → با «لا»: شکر نمی‌کنند.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری همراه با استدراک در برابر جملهٔ قبلی.
    • نکته: تقابل بین «فضلِ عام» و «شکرِ نایاب»؛ توصیف عادت انسان‌ها به غفلت با وجود نعمت.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: آیا ندیدی به‌سوی کسانی که از خانه‌های خود بیرون رفتند، در حالی که آنان هزاران نفر بودند، به سببِ ترس از مرگ؟ پس خدا به آنان گفت: بمیرید، سپس آنان را زنده کرد. بی‌گمان خداوند سختْ صاحبِ بخشش بر مردم است، ولی بیشترِ مردم شکر نمی‌گزارند.

Nach oben scrollen