002-239-091-بقرة

« Back to Glossary Index
پس اگر ترسی داشتید پیاده و سواره نیز میتوانید نماز خود را بخوانید و وقتی که در امن بوديد الله را به آنطور که شما را یاد داده و قبلا نمی دانستید یاد کنید (این آیه میرساند که در هنگام ترس از چیزی که مانع خواندن نماز با تمام شرایطش میشود، میتوان حتی مقداری از مطالب نماز را که اهمیت کمتری دارد، ترک کرد و یا از رکعتهای تکراری آن کاست) (۲۳۹)

۱) فَإِن خِفتُم فَرِجالًا أَو رُكبانًا

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس اگر ترسیدید، پس پیاده‌(نماز بخوانید) یا سواره.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • فَ: حرف عطف/تفریع؛ «پس».
    • إِن: حرف شرط.
    • خِفتُم: فعل ماضی، مخاطب جمع (أنتم). ریشه: خ-و-ف. معنا: ترسیدید. فعل شرط جملهٔ شرطیه.
    • فَ: حرف جواب/تفریع.
    • رِجالًا: جمع «رَجُل» به معنای پیاده (در این‌جا حال و هیئتِ نمازگزاردن). نقش: حال یا مفعول‌فیهِ هیئتی؛ منصوب. معنای ساده: پیاده.
    • أَو: حرف عطفِ تخییر؛ «یا».
    • رُكبانًا: جمع «راكِب». نقش: حال مانند «رجالًا»؛ منصوب. معنا: سواره.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیه. جواب شرط به صورت محذوفِ مفهوم است: «فَصلّوا رجالًا أو ركبانا» (پس نماز بخوانید…). حذف فعل برای ایجاز. نکته: در حالت ترس/خطر، کیفیت نماز آسان می‌شود؛ پیاده یا سواره، مطابق توان.

۲) فَإِذا أَمِنتُم فَاذكُرُوا اللَّهَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس چون ایمن شدید، پس یاد کنید خدا را.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • فَ: حرف تفریع.
    • إِذا: ظرف زمان شرطی (وقتی که).
    • أَمِنتُم: فعل ماضی، مخاطب جمع. ریشه: أ-م-ن. معنا: ایمن شدید. جملهٔ شرطیهٔ ظرفی.
    • فَ: حرف تفریع/جواب.
    • اذْكُرُوا: فعل امر، مخاطب جمع. ریشه: ذ-ك-ر. معنا: یاد کنید/به یاد آورید/یاد کنید (ذکر گفتن و اقامهٔ نماز). فعلِ جوابِ «إذا».
    • اللَّهَ: اسم جلاله، مفعولٌ‌بهِ «اذكروا»، منصوب.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیه با جوابِ امری.
    • نکته: با رفع خطر، به حالت معمولِ عبادت بازگردید و ذکر/نماز را به‌طور کامل انجام دهید. «اذكروا» عام است و نماز را هم دربر می‌گیرد.

۳) كَما عَلَّمَكُم ما لَم تَكونوا تَعلَمونَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: همچنان‌که آموخت شما را آنچه را نمی‌بودید می‌دانستید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
    • كَما: كاف تشبیه + «ما»ی مصدرية یا موصوله؛ معنا: همان‌گونه که.
    • عَلَّمَكُم: فعل ماضی ثلاثی مزید (باب تفعیل). ریشه: ع-ل-م. معنا: آموخت. «كُم» ضمیر مفعول (شما را).
    • ما: بنا بر دو احتمال:
      • موصوله: «آنچه».
      • مصدرية: «این‌که» (در مجموع معنای تشبیه به تعلیم الهی).
    • لَم: حرف نفیِ جازم برای مضارع.
    • تَكونوا: فعل مضارع ناقص (كان) منصوب/مجزوم به «لم» در قالب «لم تكونوا»؛ ریشه: ك-و-ن. معنا: نمی‌بودید/نبودید.
    • تَعلَمونَ: فعل مضارع مرفوع (چون «لم» بر «تكونوا» وارد شده، «تعلمون» خبر «تكونوا» است). ریشه: ع-ل-م. معنا: می‌دانید. جملهٔ «لم تكونوا تعلمون» صلهٔ «ما» (اگر موصوله باشد) یا تفسیرِ «ما»ی مصدرية.

    نکتهٔ اعرابی ساده: «كما علّمكم» قیدِ تشبیه برای «فاذكروا» است؛ یعنی «خدا را یاد کنید به همان‌شیوه/به آن حدّی که او به شما آموخته است». «ما لم تكونوا تعلمون» مفعول دوم «علّم» است (او شما را آنچه نمی‌دانستید آموخت).

  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: تشبیهی/تکمیلیِ وابسته به امر قبلی.
    • نکته: یاد خدا و اقامهٔ عبادت باید مطابق آموزش الهی و نعمتِ تعلیم او باشد؛ یادآور نعمت آموزش پس از جهل.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: پس اگر ترسیدید، [نماز را] پیاده یا سواره [به‌جا آورید]. و چون ایمن شدید، خدا را یاد کنید، همان‌گونه که به شما آموخت آنچه را نمی‌دانستید.

Nach oben scrollen