وَالوالِداتُ يُرضِعنَ أَولادَهُنَّ حَولَينِ كامِلَينِ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و مادران، فرزندانِ خود را دو سالِ کامل شیر میدهند.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- والوالِداتُ: جمع مؤنث سالمِ «والدة»؛ ریشه: و-ل-د؛ نکره مقید به «ال»؛ نقش: مبتدا مرفوع (علامت رفع: ضمّه). معنا: مادران.
- يُرضِعنَ: فعل مضارع مؤنث جمع، باب إفعال از ریشه ر-ض-ع؛ فاعل آن ضمیرِ مستتر «هنّ» برمیگردد به «والوالدات». معنا: شیر میدهند.
- أَولادَ-هُنَّ: «أولادَ» مفعولٌبه منصوب (علامت نصب: فتحه)؛ ریشه و-ل-د؛ «هنّ» ضمیر متصل، مضافالیه. معنا: فرزندانِشان.
- حَولَينِ: تمییز/مفعولفیه به معنای مدت؛ مثنّى منصوب (علامت: یاء). ریشه ح-و-ل. معنا: دو سال.
- كامِلَينِ: صفت برای «حولين»؛ مثنّى منصوب (علامت: یاء). ریشه ك-م-ل. معنا: کامل.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی: خبریِ تشریعی (حکمِ توصیهای/اِرشادی برای اتمام دوران شیرخوارگی). نکته: «حَوْلَينِ كامِلَينِ» تأکید بر دو سال تمام.
لِمَن أَرادَ أَن يُتِمَّ الرَّضاعَةَ - ترجمهٔ تحتاللفظی: برای کسی که بخواهد شیر دادن را کامل کند.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- لِمَن: حرف جر «لِـ» + اسم موصول/نکره موصوفه «مَن»؛ جار و مجرور متعلق به جمله قبل (بیان قید و شرط).
- أَرادَ: فعل ماضی، ریشه ر-و-د؛ فاعل: ضمیر مستتر «هو». معنا: خواست.
- أَن: حرف نصب و مصدریه.
- يُتِمَّ: فعل مضارع منصوب (به «أن»)، باب إفعال، ریشه ت-م-م. معنا: کامل کند.
- الرَّضاعَةَ: مفعولٌبه منصوب؛ ریشه ر-ض-ع؛ با «ال» معرفه. معنا: شیر دادن.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی: خبری توضیحی/قیدی. نکته: «لِمَن أراد» نشان میدهد دو سال، حدّ اتمام برای کسی است که قصد تکمیل دارد، نه الزام مطلق برای همه.
وَعَلَى المَولودِ لَهُ رِزقُهُنَّ وَكِسوَتُهُنَّ بِالمَعروفِ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و بر عهدهٔ کسی که فرزند برای او زاده شده، رزقِ آنان (مادران) و پوشاکِ آنان است، بهطور شایسته.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- و: حرف عطف.
- عَلَى: حرف جرِ افادهٔ وجوب/لزوم.
- المَولودِ لَهُ: «المولودِ» اسم مجرور به «على»؛ ریشه و-ل-د؛ «له» جار و مجرور صفت/بیان برای «المولود» به معنای «کسی که برای او مولود است»؛ ترکیب کنایی به معنای «پدر». نقش کل: جار و مجرور، خبرِ مقدّم محذوفالخبر تقدیراً «واجبٌ».
- رِزقُ-هُنَّ: «رزقُ» مبتدا مؤخر مرفوع؛ ریشه ر-ز-ق؛ ضمیر «هنّ» مضافالیه، اشاره به مادران. معنا: نفقه.
- وَكِسوَتُ-هُنَّ: معطوف بر «رزقهن»؛ ریشه ك-س-و؛ مرفوع. معنا: پوشاکشان.
- بِالمَعروفِ: جار و مجرور؛ ریشه ع-ر-ف؛ متعلق به «رزق» و «کسوة» به معنای «بر پایه عرف پسندیده/شایسته».
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی: خبریِ الزامآور (حکم تکلیفی: نفقه و پوشاکِ مادر بر عهدهٔ پدر). نکته: «بالمعروف» معیار عرفی/عادلانه هزینه را میسنجد.
لا تُكَلَّفُ نَفسٌ إِلّا وُسعَها - ترجمهٔ تحتاللفظی: هیچ نفسی جز به اندازهٔ توانش تکلیف نمیشود.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- لا: حرف نفی.
- تُكَلَّفُ: فعل مضارع مجهول، مرفوع؛ ریشه ك-ل-ف؛ معنا: تکلیف میشود.
- نَفسٌ: نائب فاعل مرفوع (ضمّه). ریشه ن-ف-س. معنا: نفس/شخص.
- إِلّا: اداة استثناء.
- وُسعَ-ها: «وسعَ» مفعولٌبه ثانی در اصل، اینجا تمییز/بدل بعد از استثناء؛ منصوب؛ ریشه و-س-ع؛ «ها» ضمیر مضافالیه برمیگردد به «نفس». معنا: توانش.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی: خبری کلی/قاعدهٔ عمومی. نکته: قاعدهٔ رفع حرج و تناسب تکلیف با توان.
لا تُضارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَلا مَولودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ - ترجمهٔ تحتاللفظی: نباید مادری به سبب فرزندش زیان ببیند، و نه صاحبِ فرزند (پدر) به سبب فرزندش.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- لا: حرف نهی یا نفیِ دعائی؛ در قرائت مشهور، «تُضارَّ» مبنی بر نهی/نفی.
- تُضارَّ: فعل مضارع مجهول/مبنی للمجهول (یا مجزوم به «لا» نهی) از ریشه ض-ر-ر؛ معنا: زیان داده/زیان دیده نشود. تشدید «رّ» از ادغام.
- والِدَةٌ: نائب فاعل مرفوع؛ ریشه و-ل-د؛ معنا: مادر.
- بِوَلَدِ-ها: جار و مجرور، سببیت؛ ریشه و-ل-د؛ «ها» مضافالیه. معنا: به خاطر فرزندش.
- وَلا: عطفِ نفی.
- مَولودٌ لَهُ: «مولودٌ» نائب فاعل مرفوع؛ «له» جار و مجرور صفت/بیان؛ کنایه از «پدر».
- بِوَلَدِ-هِ: جار و مجرور سببیت؛ «هِ» مضافالیه.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی: نهی تشریعی. نکته: هر دو طرف (مادر و پدر) از هر نوع زیانرسانی مرتبط با فرزند منع شدهاند؛ توازن حقوقی.
وَعَلَى الوارِثِ مِثلُ ذٰلِكَ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و بر وارث نیز همانندِ آن است.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- و: عطف.
- عَلَى الوارِثِ: جار و مجرور؛ «الوارث» اسم مجرور؛ ریشه و-ر-ث؛ معنا: وارثِ پدر (یا سرپرست پس از او).
- مِثلُ: مبتدا مؤخر مرفوع؛ ریشه م-ث-ل؛ معنا: مانند.
- ذٰلِكَ: اسم اشاره مجرور/مضافٌالیه بعد از «مثل» در تقدیرِ «مثلُ ذلكَ». معنا: همان حکم یادشده.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی: خبری حکمگذار. نکته: اگر پدر نباشد، تکلیف نفقه و رعایت حقوق به عهدهٔ وارث/سرپرست است.
فَإِن أَرادا فِصالًا عَن تَراضٍ مِنهُما وَتَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيهِما - ترجمهٔ تحتاللفظی: پس اگر آن دو، جدایی از شیر (از شیر گرفتن) را با رضایت دوطرف و مشورت اراده کردند، گناهی بر آنان نیست.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- فَإِن: «فا» تفریع + «إن» شرطیه.
- أَرادا: فعل ماضی، تثنیه (آن دو خواستند)؛ ریشه ر-و-د؛ فاعل: ضمیر «هما» (پدر و مادر).
- فِصالًا: مفعولٌبه منصوب؛ ریشه ف-ص-ل؛ معنا: از شیر گرفتن/جدایی.
- عَن تَراضٍ: «عن» حرف جر؛ «تراضٍ» مصدر «تفاعل» از ریشه ر-ض-و (ر-ض-ي) مجرور؛ معنا: با رضایت دوطرفه.
- مِنهُما: جار و مجرور؛ ضمیر «هما» به پدر و مادر برمیگردد؛ بیان منشأ رضایت.
- وَتَشاوُرٍ: معطوف بر «تراضٍ»؛ مصدر تفاعل از ریشه ش-و-ر؛ معنا: مشورت.
- فَلا جُناحَ عَلَيهِما: «فا» جواب شرط؛ «لا جناحَ» نفیِ حرج؛ «عليهما» جار و مجرور متعلق به «لا جناح». ریشه ج-ن-ح.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی: شرطیه + رفعِ حرج. نکته: معیارِ قطع شیردهی: رضایتِ مشترک و مشورت، نه تصمیم یکطرفه.
وَإِن أَرَدتُم أَن تَستَرضِعوا أَولادَكُم فَلا جُناحَ عَلَيكُم إِذا سَلَّمتُم ما آتَيتُم بِالمَعروفِ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، پس گناهی بر شما نیست، هرگاه آنچه را دادهاید به شایستگی بپردازید.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- وَإِن: عطف + شرط.
- أَرَدتُم: فعل ماضی، جمع؛ ریشه ر-و-د؛ فاعل: ضمیر «تم». معنا: خواستید.
- أَن: حرف نصب و مصدریه.
- تَستَرضِعوا: مضارع منصوب به «أن»، باب استفعال از ریشه ر-ض-ع؛ معنا: دایه گرفتن/شیر دادن به وسیلهٔ دیگری.
- أَولادَ-كُم: مفعولٌبه منصوب؛ «کم» مضافالیه؛ ریشه و-ل-د.
- فَلا جُناحَ عَلَيكُم: رفعِ حرج؛ «عليكم» جار و مجرور.
- إِذا: ظرف زمان شرطیه/ظرفیه.
- سَلَّمتُم: فعل ماضی جمع؛ باب تفعیل از ریشه س-ل-م؛ معنا: تحویل دادید/پرداختید.
- ما آتَيتُم: «ما» موصول؛ «آتَيتُم» فعل ماضی از باب إفعال، ریشه أ-ت-ي؛ صلهٔ «ما»؛ معنا: آنچه تعهد کردهاید/دادید (اجرت).
- بِالمَعروفِ: جار و مجرور؛ معیار شایسته/متعارف.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی: شرطیه + رفعِ حرج مقید. نکته: جواز دایه گرفتن، مشروط به پرداخت عادلانه و توافقشده.
وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ بِما تَعمَلونَ بَصيرٌ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
- وَاتَّقُوا: «واو» عطف + فعل امر جمع؛ باب افتعال از ریشه و-ق-ي؛ معنا: پروا کنید/تقوا پیشه کنید.
- اللَّهَ: مفعولبه برای «اتقوا».
- وَاعلَموا: «واو» عطف + فعل امر جمع از ریشه ع-ل-م؛ معنا: بدانید.
- أَنَّ: حرف مشبهه بالفعل، ناسخ.
- اللَّهَ: اسم «أنَّ» منصوب.
- بِما: «بِـ» حرف جر + «ما» موصوله؛ معنا: به آنچه.
- تَعمَلونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع؛ ریشه ع-م-ل؛ صلهٔ «ما».
- بَصيرٌ: خبر «أنَّ» مرفوع؛ ریشه ب-ص-ر؛ معنا: بیناست/آگاه است.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی: امر + خبریِ تأکیدی. نکته: ختم تقنینی با تقوا و مراقبت الهی؛ پشتوانهٔ اخلاقیِ احکام پیشگفته.
ترجمهٔ تحتاللفظیِ کل آیه: مادران، فرزندانِ خود را دو سالِ کامل شیر میدهند، برای کسی که بخواهد شیر دادن را کامل کند. و بر عهدهٔ کسی که فرزند برای اوست (پدر)، روزی و پوشاکِ آنان به شیوهٔ شایسته است. هیچکس جز به اندازهٔ توانش تکلیف نمیشود. نباید مادری به سبب فرزندش زیان ببیند و نه صاحبِ فرزند به سبب فرزندش. و بر وارث نیز همانندِ آن است. پس اگر آن دو با رضایتِ دوطرفه و مشورت، از شیر گرفتن را اراده کردند، گناهی بر آنان نیست. و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، پس بر شما گناهی نیست، هرگاه آنچه را دادهاید به شیوهٔ شایسته بپردازید. و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست. |