002-221-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و شما مسلمانان زنان مشرک را به زناشوئی خود نیاورید مگر آنکه ایمان آورند و کنیز مؤمن بهتر از خانم مشرک است اگر چه آن خانم مشرک زیبائیش شما را به عجب اندازد و شما زنان مسلمان نیز مرد مشرک را به همسری خود نپذیرید، مگر آنکه ایمان آورند و بنده مؤمن بهتر از مرد مشرک است و اگر چه شما را به عجب اندازد (توحید شما مسلمانان را بپذیرند و اگر نپذیرند معلوم میشود که یا بسیار نادانند و یا بسیار غرض ران و اینگونه اشخاص بدرد مسلمانان حقیقی که تربیت شدگان عالی هستند نمی خورند و باید دانست که مرد مسلمان بر طبق آیات دیگری از قرآن از یهود و نصارا و زرتشتی و هر صاحب کتاب آسمانی ای میتواند زن بگیرد به شرطی که به کتابش پایبند باشد و بتوان از روی کتابش پیغمبری پیغمبر اسلام را ثابت نمود و الا اگر به کتاب خودش پابند نباشد و عقایدی شرک آمیز داشته باشد در حکم مشرک بدون کتاب است) زیرا آنان که مشرکند شما را بسوی آتش دوزخ میخوانند ولی الله همه را بسوی بهشت و آمرزشی که به اجازه خودش میباشد میخواند و آیات خودش را برای مردم توضیح میدهد شاید آنان متوجه آنها بشوند (آمرزشی که به اجازه الله است همان شفاعتی است که در قرآن گفته شده برای هیچکس امکان ندارد جز به اجازه الله، و از این آیه پیداست که شفيع و وسیله نجات جز پیغام الله چیز دیگری نیست) (۲۲۱)

۱) وَلا تَنكِحُوا المُشرِكاتِ حَتّىٰ يُؤمِنَّ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و ازدواج نکنید با زنانِ مشرک تا ایمان بیاورند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • لا: لا الناهیه (نهی).
    • تَنكِحُوا: فعل مضارع منصوب/مجزم به لا الناهیه؛ ریشه: ن ك ح (باب فَعَلَ یَفعُل/یَفعَل). فاعل: واو جمع (شما).
    • المُشرِكاتِ: اسم جمع مؤنث سالم، معرفه به ال؛ مجرور به حرف جر «بـ» محذوف تقدیراً یا مفعول‌به؟ در عربی نَكَحَ متعدی به مفعول‌به مستقیم می‌آید. این‌جا «المشركاتِ» مفعول‌به منصوب باید باشد، اما به‌سبب قرائت مشهور با کسره آمده است چون جمع مؤنث سالم در حالت جر و نصب یکسان است (علامت: کسره). نقشش: مفعول‌به «تنکحوا».
    • حَتّىٰ: حرف غایت/تعلیل، داخل بر الفعل المضارع.
    • يُؤمِنَّ: فعل مضارع منصوب/مجزم؟ بعد از «حتى» منصوب است؛ با نون تشدید برای توکید ثقیله در قرائت؛ ریشه: أ م ن. فاعل: ضمیر مستتر تقدیره «هُنَّ» (به زنان مشرک برمی‌گردد).
  • نوع جمله و نکته معنایی:
    • نوع: نهی شرعی.
    • نکته: منع ازدواج با زنانِ مشرک تا زمان ایمان، با بیان غایت «حتى یؤمنّ».

۲) وَلَأَمَةٌ مُؤمِنَةٌ خَيرٌ مِن مُشرِكَةٍ وَلَو أَعجَبَتكُم

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و بی‌شک کنیزیِ مؤمن بهتر است از زنِ مشرک، هرچند شما را به شگفت آورد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • لَ: لام ابتداء/تاکید.
    • أَمَةٌ: اسم مفرد مؤنث (کنیز)، مرفوع به‌عنوان مبتدا.
    • مُؤمِنَةٌ: صفت برای «أمةٌ»، مرفوع.
    • خَيرٌ: خبرِ مبتدا، مرفوع؛ اسم تفضیل.
    • مِن مُشرِكةٍ: جار و مجرور؛ «من» برای تفضیل (مقایسه). «مشرکةٍ»: اسم مفرد مؤنث، مجرور.
    • وَلَو: واو حالیه + «لو» شرطیه غیر جازمه برای امتناع/تسلیم در فرض.
    • أَعجَبَتْكُم: فعل ماضی؛ ریشه: ع ج ب. تاء تأنیث برای فاعل مؤنث مفرد محذوف مقدر «هي» (زن مشرک). کاف مفعول اول (شما)، میم علامت جمع. معنایش: اگر (آن) شما را خوش آمد/به شگفت آورد.
  • نوع جمله و نکته معنایی:
    • نوع: خبری با تاکید ارزشی.
    • نکته: برتری معیار ایمان بر جذابیت‌های ظاهری یا اجتماعی حتی با وجود کشش.

۳) وَلا تُنكِحُوا المُشرِكينَ حَتّىٰ يُؤمِنوا

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و شوهر ندهید (زنان را) به مردانِ مشرک تا ایمان بیاورند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • لا: لا الناهیه.
    • تُنكِحُوا: فعل مضارع مجزوم به «لا» (علامت: حذف نون تقدیراً در جمع؟ فعل مضارع مرفوع/مجزوم با واو جمع). ریشه: ن ك ح بصیغه «أفعل» (أنكحَ—یُنكِحُ) به معنای «شوهر دادن/تزویج کردن». فاعل: واو جمع (شما).
    • المُشرِكينَ: مفعول‌به دوم برای «تُنكِحوا» (تزویج) یا مفعول‌به در ساخت دو مفعولی؛ منصوب، جمع مذکر سالم.
    • حَتّىٰ: حرف غایت.
    • يُؤمِنوا: فعل مضارع منصوب بعد از «حتى» (علامت: حذف نون)، ریشه: أ م ن. فاعل: واو جمع (ایشان، مردان مشرک).
  • نوع جمله و نکته معنایی:
    • نوع: نهی شرعی.
    • نکته: نهی ناظر به اولیای زنان مؤمن برای تزویج با مردان مشرک تا ایمان آوردن آنان.

۴) وَلَعَبدٌ مُؤمِنٌ خَيرٌ مِن مُشرِكٍ وَلَو أَعجَبَكُم

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و بی‌شک بنده‌ای مؤمن بهتر است از مردِ مشرک، هرچند شما را به شگفت آورد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • لَ: لام ابتداء/تاکید.
    • عَبدٌ: مبتدا مرفوع (بنده/برده).
    • مُؤمِنٌ: صفت برای «عبدٌ»، مرفوع.
    • خَيرٌ: خبر مبتدا، مرفوع.
    • مِن مُشرِكٍ: جار و مجرورِ بیانیِ تفضیل؛ «مشرکٍ» مفرد مذکر، مجرور.
    • وَلَو: واو حالیه + «لو» شرطیه غیر جازمه.
    • أَعجَبَكُم: فعل ماضی؛ ریشه: ع ج ب. فاعل محذوف تقدیره «هو» (مرد مشرک). کاف مفعول، میم علامت جمع.
  • نوع جمله و نکته معنایی:
    • نوع: خبری با تاکید ارزشی.
    • نکته: معیارِ برتری در همسر برای مردان نیز ایمان است، فارغ از جایگاه اجتماعی.

۵) أُولٰئِكَ يَدعونَ إِلَى النّارِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آنان دعوت می‌کنند به‌سوی آتش.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • أُولئِكَ: اسم اشاره برای دور، مبتدا.
    • يَدعونَ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: د ع و. فاعل: واو جمع مستتر یا ظاهر در فعل (ضمیر جمع به «اولئک» برمی‌گردد).
    • إِلَى النّارِ: جار و مجرور، متعلق به «یدعون».
  • نوع جمله و نکته معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: «آنان» مرجعش مشرکان/کفارند؛ اثر همنشینی و پیروی از ایشان، کشش به سوی عذاب است.

۶) وَاللَّهُ يَدعو إِلَى الجَنَّةِ وَالمَغفِرَةِ بِإِذنِهِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا فرا می‌خوانَد به‌سوی بهشت و آمرزش به اذنِ خود.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا/یا فاعل. در ساخت فعلی-اسمی: «اللهُ یدعو» مبتدا و خبر فعلی یا مبتدا محذوف؟ صحیح‌تر: «اللهُ» فاعل برای «یدعو» پس از تقدیم فاعل؟ در عربی ترتیب عادی فعل-فاعل است: «واللهُ یدعو» = مبتدأ مرفوع و «یدعو» خبر مرفوع جملة فعلیه در محل رفع خبر؟ دو وجه نحوی معتبر است: الف) مبتدا + خبر فعلی؛ ب) استیناف، «اللهُ» مبتدا و «یدعو» خبر. ساده: «اللهُ» مبتدا، «یدعو» خبر.
    • يَدعو: فعل مضارع، ریشه: د ع و.
    • إِلَى الجَنَّةِ: جار و مجرور، مفعول‌فیه/متعلق به «یدعو».
    • وَالمَغفِرَةِ: معطوف بر «الجنة».
    • بِإِذنِهِ: جار و مجرور؛ «بـ» برای سببیت/آلت؛ ضمیر «ه» به خدا برمی‌گردد.
  • نوع جمله و نکته معنایی:
    • نوع: خبری توصیفی.
    • نکته: خدا دعوتش به مقصد دوگانه است: بهشت (سرانجام) و مغفرت (پاکسازی مسیر)، با مشیت او.

۷) وَيُبَيِّنُ آياتِهِ لِلنّاسِ لَعَلَّهُم يَتَذَكَّرونَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و او آیاتِ خود را برای مردم روشن می‌سازد، باشد که ایشان پند گیرند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • يُبَيِّنُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ب ي ن (فعّل: بیّن یبیّن). فاعل: ضمیر مستتر تقدیره «هو» (به خدا برمی‌گردد).
    • آياتِهِ: مفعول‌به اول «یُبیّنُ»، جمع مؤنث سالم؛ «هِ» ضمیر مضاف‌الیه (او: خدا).
    • لِلنّاسِ: جار و مجرور، متعلق به «یُبیّن».
    • لَعَلَّهُم: «لعلّ» حرف ترجّی/تعلیل؛ «هم» ضمیر اسمِ لعلّ (اسم لعلّ: «هم»).
    • يَتَذَكَّرونَ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ذ ك ر (تفعّل: تذكّر). فاعل: واو جمع؛ خبرِ لعلّ جمله فعلیه.
  • نوع جمله و نکته معنایی:
    • نوع: خبری با تعلیل و امید.
    • نکته: بیان حکمتِ تبیین آیات: برانگیختن یادآوری و پند.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: و با زنانِ مشرک ازدواج نکنید تا ایمان بیاورند؛ و قطعاً کنیزیِ مؤمن از زنِ مشرک بهتر است هرچند شما را به شگفت آورد. و زنانتان را به مردانِ مشرک شوهر ندهید تا ایمان بیاورند؛ و قطعاً برده‌ای مؤمن از مردِ مشرک بهتر است هرچند شما را به شگفت آورد. آنان (مشرکان) به سوی آتش دعوت می‌کنند، و خدا به سوی بهشت و آمرزشِ خویش دعوت می‌کند، و آیاتش را برای مردم روشن می‌سازد، باشد که پند گیرند.

Nach oben scrollen