002-220-091-بقرة

« Back to Glossary Index
در مورد دنیا و آخرت بکار اندازید (این آیه مؤید و مکمل چند آیه پیش راجع به انفاق و کمک های اجتماعی است) و از تو می پرسند کمک به یتیمان چگونه است، بگو بهتر اصلاح کردنِ گرفتاریهای آنهاست و اگر آنان را در زندگی خود آورید و با ایشان مانند خودی رفتار کنید آنان برادران شما میباشند و الله میداند فساد کار کیست و اصلاح کننده چه کسی میباشد (یعنی نباید بنام کمک کردن به یتیم آنان را به کارهای پر مشقت وادار کنید و اسیر خود کنید) و اگر الله میخواست شما را هم مانند یتیمان در رنج میانداخت و الله پر قدرتی است با حکمت (۲۲۰)

فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: در دنیا و آخرت.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • في: حرف جر.
    • الدنيا: اسم مجرور به «في»، ریشه ثلاثی: د ن و (دُنيا مؤنث «أدنى» به‌معنای نزدیک/پست).
    • والآخرة: واو عطف + «الآخرة» اسم مجرور معطوف بر «الدنيا»، ریشه: أ خ ر (آخِر/آخِرة). نقش: جار و مجرور (و معطوفش)؛ معمولاً متعلق به خبر محذوف یا فعل مقدّر؛ در سیاق آیه، متعلق به «خَيرٌ» در ادامه (خیر در دنیا و آخرت).
  3. نوع جمله و نکته:
    • جمله اسمیه ناقصه (جار و مجرور) وابسته به جمله بعدی.
    • نکته: قیدِ نتیجه/سود را در دو نشئه بیان می‌کند.

وَيَسأَلونَكَ عَنِ اليَتامىٰ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و از تو دربارهٔ یتیمان می‌پرسند.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • و: حرف عطف.
    • يسألونك: فعل مضارع مرفوع (علامت: ثبوت نون)، ریشه: س أ ل. واو جمع فاعل، کاف مفعول‌به (ضمیر مخاطب).
    • عن: حرف جر.
    • اليتامى: اسم مجرور به «عن»، جمع «یتیم»، ریشه: ي ت م. نقش: جمله فعلیه؛ «يسألونك» فعل و فاعل و مفعول، «عن اليتامى» جار و مجرور متعلق به «يسألونك».
  3. نوع جمله و نکته:
    • خبری.
    • نکته: طرح پرسش اصحاب دربارهٔ حکم معاشرت و تصرف در مال یتیم.

قُل إِصلاحٌ لَهُم خَيرٌ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: بگو: اصلاح (کار) برای آنان بهتر است.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • قل: فعل امر، مخاطب: پیامبر. ریشه: ق و ل. فاعل مستتر تقدیره «أنت».
    • إصلاحٌ: مصدر مرفوع به‌عنوان مبتدا، ریشه: ص ل ح (باب أفعل: أصلحَ، مصدر: إصلاح).
    • لهم: لام جر + ضمیر جمع، جار و مجرور متعلق به «إصلاح» (بیان جهت/منفعت).
    • خيرٌ: خبر مبتدا، نکره برای تعظیم/تفضیل (بهتر). نقش: «قل» جمله امری؛ مقولِ قول جمله اسمیه «إصلاحٌ لهم خيرٌ».
  3. نوع جمله و نکته:
    • «قل»: امر. «إصلاح لهم خير»: خبری.
    • نکته: معیار اصلی در برخورد با یتیم، نیت و عمل اصلاحی است؛ هرچه به سود آنان باشد مقدم است.

وَإِن تُخالِطوهُم فَإِخوانُكُم

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و اگر با آنان درآمیزید (اختلاط امور و زندگی کنید)، پس ایشان برادران شما هستند.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • و: حرف عطف.
    • إن: حرف شرط جازم.
    • تُخالِطوهم: فعل مضارع مجزوم به «إن» (علامت: حذف نون)، ریشه: خ ل ط (خَالَطَ يُخالِطُ). واو فاعل، هاء مفعول‌به.
    • فَإِخوانُكم: فاء جواب شرط + «إخوانُ» مبتدا مرفوع، ریشه: أ خ و (جمع «أخ»)، «كم» ضمیر مضاف‌الیه. خبر محذوف تقدیره «لهم حقّ الإخاء» یا «أنتم وهم سواء»، یا جمله بر اسلوب قصر خبری: «إخوانُكم (هُم)». نقش: شرط و جواب. «إخوانكم» به عنوان خبر مؤکدِ نسبت اخوت؛ می‌توان آن را مبتدا و خبر محذوف گرفت یا خبر مقدّم برای مبتدا محذوف.
  3. نوع جمله و نکته:
    • شرطیه.
    • نکته: اختلاط در زندگی/اموال یتیم ممنوع نیست اگر با رعایت برادری و مصلحت باشد.

وَاللَّهُ يَعلَمُ المُفسِدَ مِنَ المُصلِحِ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خداوند تباه‌کننده را از اصلاح‌گر می‌داند.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • واللّهُ: واو استیناف + لفظ جلاله مبتدا مرفوع.
    • يعلمُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ع ل م. فاعل: «اللّه».
    • المفسدَ: مفعول‌به اول منصوب، اسم فاعل از «أفسدَ يُفسدُ»، ریشه: ف س د.
    • منَ: حرف جر تبعیض/ابتداء در اینجا برای تبیین تمایز.
    • المصلحِ: اسم مجرور، اسم فاعل از «أصلحَ يُصلحُ»، ریشه: ص ل ح. نقش: جمله اسمیه؛ خبر جمله فعلیه «يعلم» برای مبتدا «اللّه»؛ «المفسد» مفعول و «من المصلح» تمییز تفکیکی.
  3. نوع جمله و نکته:
    • خبری توصیفی/تهدیدی.
    • نکته: معیار نهایی نیت و عمل است؛ علم الهی مرز میان فساد و اصلاح را روشن می‌کند.

وَلَو شاءَ اللَّهُ لَأَعنَتَكُم

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و اگر خدا می‌خواست، قطعاً شما را به زحمت سخت می‌انداخت.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • و: حرف عطف.
    • لو: حرف شرطِ غیر جازم (امتنائیه).
    • شاءَ: فعل ماضی، ریشه: ش ي أ. فاعل: «اللّه».
    • اللّهُ: فاعل مرفوع برای «شاء».
    • لأعنَتَكم: لام جواب «لو» + «أعنَتَ» فعل ماضی، ریشه: ع ن ت (أعنَتَ يُعنِتُ: به سختی انداخت)، تاء فاعل مستتر تقدیره «هو»؟ توضیح: «أعنَتَكم» فعل ماضی با فاعل مستتر (هو = اللّه) و «كم» مفعول‌به. علامت: «لام» برای تأکید وقوع در صورت تحقق شرط. نقش: شرط امتناعی و جواب آن.
  3. نوع جمله و نکته:
    • شرطیه امتناعی (بیان می‌کند که نخواسته است، پس این سخت‌گیری نشده).
    • نکته: تسهیل الهی در حکم یتیمان؛ اگر می‌خواست، دایرهٔ سخت‌گیری بسیار تنگ می‌شد.

إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: همانا خداوند توانای شکست‌ناپذیر، حکیم است.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • إنَّ: حرف توکید و نصب.
    • اللّهَ: اسم «إنَّ» منصوب.
    • عزيزٌ: خبر «إنَّ» اول، ریشه: ع ز ز (عزت/غلبه).
    • حكيمٌ: خبر دوم «إنَّ»، ریشه: ح ك م (حکمت/اتقان). نقش: جمله توکیدی با دو خبر برای بیان دو صفت.
  3. نوع جمله و نکته:
    • خبری مؤکد.
    • نکته: جمعِ قدرت و حکمت؛ احکام مربوط به یتیمان هم مقتدرانه است و هم مبتنی بر حکمت.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: در دنیا و آخرت. و از تو دربارهٔ یتیمان می‌پرسند. بگو: اصلاحِ کار برای آنان بهتر است. و اگر با آنان بیامیزید، پس ایشان برادران شمایند. و خداوند تباه‌کننده را از اصلاح‌گر می‌داند. و اگر خدا می‌خواست، قطعاً شما را به زحمت سخت می‌انداخت. همانا خداوند توانای شکست‌ناپذیرِ حکیم است.

Nach oben scrollen