- جمله: كُتِبَ عَلَيكُمُ القِتالُ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: نوشته/واجب شد بر شما جنگ.
- تجزیهٔ صرفیونحوی:
- كُتِبَ: فعل ماضی مجهول، باب ثلاثی مجرد (كَتَبَ)، ریشه: ك-ت-ب، نقش: فعل جمله. معنایش در ساخت مجهول: «نوشته/فرض شد».
- عَلَيْكُم: جار و مجرور، عَلَى = حرف جر + كُم = ضمیر مخاطب جمع؛ متعلق به «كُتِبَ» و معنای «بر شما».
- القِتالُ: اسم مصدر از قاتَلَ (باب مفاعله)، ریشه: ق-ت-ل؛ نقش: نائب فاعلِ «كُتِبَ» و مرفوع.
- نوع جمله و نکته:
- نوع: خبری (بیان حکم تشریعی).
- نکته: «كُتِبَ» در لسان قرآن یعنی «فرض/واجب شد».
- جمله: وَهُوَ كُرْهٌ لَكُم
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و آن برای شما ناخوشایند است.
- تجزیهٔ صرفیونحوی:
- وَ: حرف عطف.
- هُوَ: ضمیر منفصل، مبتدا؛ اشاره به «القتال».
- كُرْهٌ: اسم، مصدر به معنای «ناگوار/ناپسند»، ریشه: ك-ر-ه؛ خبرِ «هو» و مرفوع.
- لَكُم: جار و مجرور (لـِ + كم)، متعلق به خبر برای بیان نسبت به شما.
- نوع جمله و نکته:
- نوع: خبری.
- نکته: تصریح به واقعیت روانی مخاطبان در برابر حکم.
- جمله: وَعَسىٰ أَن تَكرَهوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُم
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و چهبسا چیزی را ناخوش دارید و آن برای شما نیکوست.
- تجزیهٔ صرفیونحوی:
- وَ: حرف عطف.
- عَسىٰ: فعل ناقص جامد برای «امید/احتمال وقوع»، فاعلش در تقدیر است.
- أَنْ: حرف مصدری و ناصبِ مضارع.
- تَكْرَهوا: فعل مضارع منصوب به «أن»، ریشه: ك-ر-ه، مخاطب جمع؛ نقش: فعل جملهٔ مصدری (متممِ «عسى»).
- شَيْئًا: اسم نکره، ریشه: ش-ي-ء؛ مفعولٌبهِ «تكرهوا» و منصوب.
- وَ: حرف عطفِ استینافی در میانهٔ جمله برای حال/تفسیر.
- هُوَ: ضمیر مبتدا؛ عائد به «شيئ».
- خَيْرٌ: اسم تفضیل/اسم صفت، ریشه: خ-ي-ر؛ خبرِ «هو» و مرفوع.
- لَكُم: جار و مجرور، متعلق به «خير».
- نوع جمله و نکته:
- نوع: خبری با بیان احتمال (از طریق «عسى»).
- نکته: هشدار معرفتی؛ ارزشگذاری واقعی امور همیشه مطابق ذوق ما نیست.
- جمله: وَعَسىٰ أَن تُحِبّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُم
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و چهبسا چیزی را دوست بدارید و آن برای شما بد است.
- تجزیهٔ صرفیونحوی:
- وَ: حرف عطف.
- عَسىٰ: فعل ناقص جامد.
- أَنْ: حرف مصدری و ناصب.
- تُحِبّوا: فعل مضارع منصوب، باب اِفعال/ثلاثی مزید؟ «أحَبَّ» از ریشه: ح-ب-ب؛ اینجا صیغهٔ مخاطب جمع؛ نقش: فعل جملهٔ مصدری (متمم «عسى»).
- شَيْئًا: مفعولٌبه، منصوب، ریشه: ش-ي-ء.
- وَ: حرف عطف/استیناف برای جملهٔ حال/تبعیه.
- هُوَ: ضمیر مبتدا، عائد به «شيئ».
- شَرٌّ: اسم، ریشه: ش-ر-ر؛ خبر «هو»، مرفوع.
- لَكُم: جار و مجرور، متعلق به «شرّ».
- نوع جمله و نکته:
- نوع: خبری با بیان احتمال.
- نکته: تقارن معنایی با جملهٔ قبل؛ معیار خیر/شر، مصالح نهفته است نه صرف میل انسان.
- جمله: وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و خدا میداند و شما نمیدانید.
- تجزیهٔ صرفیونحوی:
- وَ: حرف عطف.
- اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا، مرفوع.
- يَعْلَمُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ع-ل-م؛ فاعلش ضمیر مستتر برمیگردد به «اللَّه».
- وَ: حرف عطف.
- أَنْتُمْ: ضمیر منفصل، مبتدا.
- لا: حرف نفی.
- تَعْلَمُونَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ع-ل-م؛ فاعل: واو جمع (ضمیر متصل)، خبر برای «أنتم» در محل خبر جمله اسمیه.
- نوع جمله و نکته:
- نوع: خبری مؤکّد تقابلی.
- نکته: جمعبندی معرفتی؛ ملاک نهایی علم الهی است و انسان درک محدود دارد.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: واجب شد بر شما جنگ، و آن برای شما ناخوشایند است؛ و چهبسا چیزی را ناخوش دارید و آن برای شما نیکوست، و چهبسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ و خدا میداند و شما نمیدانید. |