002-210-091-بقرة

« Back to Glossary Index
آیا مردمی که داخل اسلام نمی شوند انتظار دارند که الله با آن فرشتگان در سایه هائی از ابر نزدیک ایشان آید و قضاوتِ کارشان شود؟ عاقبت تمام کارهای دنیا بسوى الله بازخواهد گشت (آنانکه نمی خواهند تسلیم دستورات دین الله شوند به پیغمبران میگویند چرا الله را نمی بینیم و یا چرا همانطوری که در تورات است که الله در سایه هائی از ابر به نزد بنی اسرائیل آمد چرا برای ما نمی آید و یا اینکه تمام پیغمبران، ما را در انتظار قيامت و داوری در پیشگاه الله گذاشته اند، چرا چنین زمانی نمی رسد؟ در جواب اینان گفته میشود عاقبت چنین زمانی خواهد رسید و شما بی ایمانان به مجازات خواهید رسید چه بهتر که بجای این چون و چراها با افکار و اعمال خوب، خود را آماده چنان زمانی بکنید) (۲۱۰)

جمله ۱: هَل يَنظُرونَ إِلّا أَن يَأتِيَهُمُ اللَّهُ في ظُلَلٍ مِنَ الغَمامِ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آیا چشم‌به‌راه‌اند جز این‌که خدا برایشان در سایه‌سارهایی از ابر بیاید؟
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • هَل: حرف استفهام (پرسشِ تأکیدی) برای سؤالِ انکاری/توبیخی.
  • يَنظُرونَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ن-ظ-ر (نظر)، باب ثلاثی مجرد. فاعل: واو جمع (آنان). معنا در این‌جا: انتظار داشتن.
  • إِلّا: اداة حصر/استثناء؛ ساخت «هل… إلا» یعنی «آیا جز این [چیز] را انتظار می‌کشند؟» که معنای نزدیک به «جز این راهی ندارند/منتظر چه چیزند جز…» می‌دهد.
  • أَن: حرف مصدریه، فعل بعد را به مصدر تبدیل می‌کند.
  • يَأتِيَهُم: فعل مضارع منصوب به «أن»، ریشه: أ-ت-ي (آمدن). فاعلِ آن در ادامه «اللَّهُ» است و «هم» ضمیر مفعولی متصل (مفعولٌ به: به سوی ایشان/بر ایشان).
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعلِ «يأتي» مرفوع.
  • في: حرف جر.
  • ظُلَلٍ: جمع «ظُلّة» (سایه‌بان/سایه‌سار/تودهٔ سایه‌افکن)، اسم مجرور به «في».
  • مِنَ: حرف جر بیانیه/تبعیضیه (اینجا بیانیه برای بیان جنسِ ظُلَل).
  • الغَمامِ: اسم مجرور، ریشه: غ-م-م (پوشیده شدن/ابر). «ظللٍ من الغمام» یعنی سایه‌سارهایی از جنسِ ابر.
    ساخت نحویِ بخش: «هل ينظرون إلا أن يأتيهم اللهُ في ظُلَلٍ من الغمام» = جملهٔ استفهامی که در معنا، خبریِ توبیخی/تهدیدی است و «أن يأتيهم…» مصدر مؤول در نقش مفعولِ «ينظرون» (یعنی «انتظار آمدنِ… را می‌کشند»).
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی: استفهامیِ انکاری-تهدیدی؛ پرسش برای نکوهشِ انکارکنندگان و القای حتمیتِ وقوعِ داوری الهی. تصویر «آمدن در سایه‌سارهای ابر» نشانهٔ شکوه و هیبتِ داوری است (نه تشبیه جسمانی؛ باید تنزیه در نظر باشد).

جمله ۲: وَالمَلائِكَةُ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و فرشتگان [نیز].
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَ: حرف عطف.
  • المَلائِكَةُ: اسم مرفوع معطوف. تقدیر نحوی مشهور: معطوف بر «اللَّهُ» در «يأتيهم» است؛ یعنی «و الملائكةُ» هم فاعلِ معطوف، و فعل برای هر دو در تقدیر: «يأتيهم اللهُ والملائكةُ» یا تقدیرِ فعل جداگانه «وتأتي الملائكةُ».
    ریشهٔ «ملَك/مَلَك» از ا-ل-ك یا م-ل-ك محل بحث لغوی است؛ در اینجا صرفاً اسم جمع فرشتگان.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی: عطفِ تکمیلی؛ تاکید بر همراهیِ فرشتگان در صحنهٔ داوری و اجرای فرمان.

جمله ۳: وَقُضِيَ الأَمرُ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و کار یکسره شد/داوری انجام گرفت.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَ: حرف عطف.
  • قُضِيَ: فعل ماضی مجهول (گذشتهٔ معلومِ «قَضى» باب ثلاثی مجرد، ریشه: ق-ض-ي؛ در مجهول به صورت «قُضِيَ» آمده).
  • الأَمرُ: اسم مرفوع، نائبِ فاعل (چون فعل مجهول است).
    معنا: حکم نهایی قطعی شد، کار پایان یافت.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی: خبریِ قطعی؛ بیان تحققِ ناگهانی و ناگزیرِ حکم الهی.

جمله ۴: وَإِلَى اللَّهِ تُرجَعُ الأُمورُ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و به سوی خدا بازگردانده می‌شوند کارها.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَ: حرف عطف.
  • إِلَى: حرف جر.
  • اللَّهِ: اسم جلاله مجرور به «إلى».
  • تُرجَعُ: فعل مضارع مجهول مرفوع، ریشه: ر-ج-ع (بازگشتن/برگرداندن).
  • الأُمورُ: اسم مرفوع، نائبِ فاعلِ «تُرجَعُ».
    ساخت نحوی: جار و مجرور «إلى الله» مقدم برای حصر معنوی (تاکید: تنها به سوی خداست که کارها بازگردانده می‌شود).
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی: خبریِ مؤکَّد با تقدیمِ جار و مجرور؛ اصلِ توحید در تدبیر و مرجعیت نهایی همهٔ کارها نزد خدا.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: آیا جز این انتظار می‌برند که خدا در سایه‌سارهایی از ابر، [و] فرشتگان [نیز] به‌سویشان بیایند و کار یکسره شود؟ و کارها تنها به سوی خدا بازگردانده می‌شود.

Nach oben scrollen