فَإِن زَلَلتُم مِن بَعدِ ما جاءَتكُمُ البَيِّناتُ فَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ - ترجمهٔ تحتاللفظی: پس اگر لغزش کردید، پس از آنکه دلایل روشن نزد شما آمد، بدانید که بیگمان خداوند شکستناپذیرِ سنجیدهکار است.
- نوع جملهٔ کل: مرکّب شرطی + خبری/انشایی (جواب شرط به صورت امرِ ارشادی)
- نکتهٔ معنایی کل: هشدار پس از اتمام حجت؛ لغزش بعد از آمدن دلایل حجت را تمام میکند و دانستنِ صفتهای الهی پیامد رفتاری دارد.
- فَإِن زَلَلتُم
- ترجمهٔ تحتاللفظی: پس اگر لغزش کردید
- صرف و نحو واژهها:
- فَ: حرف عطف/تفریع (پس)
- إِن: حرف شرط جازم (اگر)
- زَلَلتُم: فعل ماضی، مخاطب جمع (شما لغزیدید). ریشه: ز-ل-ل (زلل: لغزیدن/خطا کردن). ساخت: زَلَلْتُم؛ فاعل: ضمیر «تُم» (شما).
- نقش اعرابی اجزا: فعل و فاعل (ضمیر متّصل) در صدرِ جملۀ شرط.
- نوع جمله: شرطیه (جملهٔ فعلیه ماضی در بخش شرط)
- نکتهٔ معنایی: «زلل» هم خطای کوچک و هم انحراف عمدی را میتواند برساند؛ اینجا بعد از اتمام حجت، لغزش معنای سنگینتری مییابد.
- مِن بَعدِ ما جاءَتكُمُ البَيِّناتُ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: از پسِ آنکه دلایلِ روشن نزدِ شما آمد
- صرف و نحو واژهها:
- مِن: حرف جر (از)
- بَعدِ: اسم مجرور به «من» (پسِ/بعدِ). مضاف.
- ما: اسم موصول ( آنچه/آنکه ) و سرآغاز جملهٔ موصولی.
- جاءَتْ: فعل ماضی (آمد). ریشه: ج-ي-ء. فاعل مؤنث مفرد به اعتبار «البينات».
- كُم: ضمیر متّصل مفعولبه/متعلَّق به فعل «جاءتْ» در معنای «به سوی شما آمد»؛ در عربی «جاء» معمولاً با «إلى» میآید، اما اینجا ضمیر به صورت مفعولی متعلّق به «جاءَتْ» آمده و معنای وصول به شما را میرساند.
- البَيِّناتُ: اسم مرفوع، فاعلِ «جاءَتْ». ریشه: ب-ي-ن (روشنی/جدایی). جمع مؤنث سالم بر وزن «فَعِّلَات».
- نقش اعرابی عبارت: جار و مجرور «مِن بَعدِ» متعلق به فعل «زللتم» (زمان/ظرف وقوع). «ما جاءَتْكُمُ البيناتُ» جملهٔ موصولی در محل جرّ به عنوان مضافالیهِ «بعد».
- نوع جمله: جملهٔ موصولیِ خبری درون عبارت ظرفی.
- نکتهٔ معنایی: «البينات» نشانههای روشن و قطعیِ حق را میرساند؛ آمدنِ آنها حجت را تمام کرده است.
- فَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: پس بدانید که خداوند سختنیرومند و سنجیدهکار است
- صرف و نحو واژهها:
- فَ: حرف تفریع/نتیجه (پس)
- اعلَموا: فعل امر جمع (بدانید). ریشه: ع-ل-م. صیغه: امرِ مخاطب جمع. فاعل: ضمیر مستتر «أنتم».
- أَنَّ: حرف مشبّه بالفعل (نصبدهندهٔ اسم و رافع خبر)
- اللَّهَ: اسم «أنَّ» منصوب. ریشه: أ-ل-ه.
- عَزيزٌ: خبر «أنَّ» مرفوع. ریشه: ع-ز-ز (قوّت، شکستناپذیری).
- حَكيمٌ: خبر دوم «أنَّ» مرفوع. ریشه: ح-ك-م (حکمت، استواری در داوری و کار).
- نقش اعرابی عبارت: «فاعلموا» جوابِ شرط است (به صورت امر ارشادی/انذاری). «أنّ الله عزيزٌ حكيمٌ» مفعولبهٔ «اعلموا» (مصدر مؤوّل).
- نوع جمله: امر (ارشاد/انذار) با جملهٔ اسمیهٔ خبری پس از «أنَّ».
- نکتهٔ معنایی: جمع میان «عزّت» (قدرت قاهر) و «حکمت» (سنجهداری) هشدار میدهد که کیفر و تدبیر الهی هم توانمند و هم سنجیده است؛ دانستنِ این امر باید بازدارنده باشد.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: پس اگر لغزش کردید، پس از آنکه دلایلِ روشن نزد شما آمد، بدانید که بیگمان خداوند شکستناپذیرِ سنجیدهکار است. |